جامعه‌شناسی شرقی Oriental Sociology

                                  بررسی مسائل اجتماعی ایران و مسائل جامعه‌شناسی

                                      وبسایت حسین شیران - دکترای جامعه‌شناسی

🌓 جامعه‌شناسی، عشقی بی‌آب و نان1 - بخش چهارم
⏺ دکترهای پول‌دار، دکترهای بی‌پول2
✍️ حسین شیران

 

[1- "تقدیم به دوستانی که هر از چندگاهی از من می‌پرسند: "جامعه‌شناسی نان دارد؟"
2- عنوانی برگرفته از کتاب معروف "پدر پول‌دار، پدر بی‌پول" رابرت کیوساکی]

 

 

     در مقایسۀ بازار کار این‌که از پزشکان شروع کردیم دلیل‌اش اینست که در حقیقت جامعه‌شناسان هم خواه‌ناخواه و آگاه‌ناآگاه "پزشکان جامعه" هستند، جامعه‌ای که هم جسم دارد و هم جان و هم روان، و هر کدام هم هزار و یک آفت و بیماری و بلایای خاص خود را دارند و مشخصاً تخصص و تعهد لازم برای شناخت و حل و فصل‌شان را می‌طلبند- چیزی که به‌واقع آن‌سان که باید و شاید نه وجود دارد و نه هیچ ضرورتی برای وجود داشتن‌اش احساس می‌شود! هر کمی و کسری و کسادی هم که در این زمینه وجود دارد همه از همین "عدم احساس ضرورت" ناشی می‌شود. 

 

     به هر حال جامعه هم هم‌چون انسان سیر تحول و تکامل خاص خود را دارد و ضرورتاً باید از یک مقاطع و مراحل مشخصی بگذرد تا به مرز "خوداحساسی" برسد، یعنی که به‌مثابۀ یک موجود واقعی بدان‌حدی از خودآگاهی برسد که هم‌چون یک انسان بالغ با ذهنیتی تکامل‌یافته که قادر به تشخیص و تفکیک مسأله از غیرمسأله و یا حالت مرضی از غیرمرضی است بر جسم و جان و روان خود اشراف لازم را داشته و مسائل و مشکلات عام و خاص هر کدام را احساس کرده و شفاجویانه در پی دوا و درمان‌اش باشد. یک چنین "ذهنیت خودآگاه و خودارزیابی" به آن شکل هنوز در جامعه شکل و یا جان نگرفته است. 

 

     و بعد فقط این جامعه نیست که هنوز به مقاطع و مراحلی از تحول و تکامل خود دست‌نیافته، به‌تبع آن و بسی بیش از آن، علم مطالعۀ آن یعنی جامعه‌شناسی هم هنوز بدان‌حدی از تحول و تکامل نرسیده و عملاً و نظراً واجد آن تخصص و توانایی نگشته که هم‌چون علم پزشکی قادر به تشخیص و تداوی مسائل و مشکلات متعدد و متنوع موضوع مورد مطالعۀ خود یعنی جامعه باشد و حالیا هم‌چون نوجوانی که می‌داند عملاً هست و چندیست که از مادر متولد شده اما هنوز به آن شکل وارد گود زندگی نگشته، به آن حد از کمال نرسیده که بداند و بتواند وجود خود را به دیگران اثبات کند و هدف از هستی خویش را محقق سازد. 

 

     هر گاه جامعه به مرحلۀ خودآگاهی و خودارزیابی برسد و چشم و گوش‌اش بر کم‌وکیف هستی خود و مسائل و مشکلات ابعاد گوناگون‌اش باز شود آن‌گاه خواه‌ناخواه این احساس ضرورت در او به‌وجود خواهد آمد که به علوم شناسنده و شناسانندۀ خویش بال و پر دهد و در راستای حل و فصل مسائل‌اش آن‌ها را توسعه دهد- درست به همان‌گونه که چندیست به علوم پزشکی میدان داده و در راستای حل و فصل مسائل و مشکلات جسم و روان افراد تا به‌حد یک وزارتخانه پرورده است.

 

ادامه دارد.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی ایران, مسائل اجتماعی ایران

[ جمعه ۲۶ فروردین ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه‌شناسی، عشقی بی‌آب و نان1 - بخش سوم
دکترهای پول‌دار، دکترهای بی‌پول2
✍️ حسین شیران

 

[1- "تقدیم به دوستانی که هر از چندگاهی از من می‌پرسند: "جامعه‌شناسی نان دارد؟"
2- عنوانی برگرفته از کتاب معروف "پدر پول‌دار، پدر بی‌پول" رابرت کیوساکی]

 

     رفت و برگشت‌ام به طبقه‌ی ششم (مطب جراح زیبایی) بیش از یک ربع طول نکشید که البته بیشترش صرف آسانسور شد. هنوز 45 دقیقه وقت داشتم. یک گوشه‌ی نسبتا کم ازدحام نشستم و خواه‌ناخواه در خصوص بازار نوظهور "مدیریت بدن" در جامعه به تأمل پرداختم. این بازار مبتنی بر یک امر اصلی و اساسی بود که به جای خود اصل قابل احترامی است: "خودانتقادی" مبتنی بر "خودارزیابی". 

 

     باری، در عصر حاضر مردم بسی خودارزیاب‌تر و خودانتقادتر از قبل شده‌اند اما به نظر می‌رسد این بیش‌تر در حوزه‌ی جسم (ظاهر) بوده و است و نه لزوما سایر حوزه‌ها! به بیان دیگر حالا توجه و تمرکز بر ظاهر بسی بیش‌تر از توجه و تمرکز بر باطن خود را نشان می‌دهد. مردم پیوسته بدن و بویژه سیمای خود را زیر نظر دارند و بر پایه‌ی یک سری ملاک‌ها و معیارهای زیبایی‌شناختی آن را ازریابی می‌کنند و نقاط مغایر با آن را به عنوان عیوبی که باید برطرف شوند مدنظر قرار می‌دهند.

 

     در مطب متخصصین زیبایی احساسی مبنی بر این‌که وضعیت اقتصادی مردم بد است به شما دست نمی‌دهد؛ خیل مردمانی را می‌بینید که فارغ از دغدغه‌های اقتصادی به جد دنبال رفع عیوب ظاهری خود هستند و ارزش و اهمیت اجتماعی و روان‌شناختی یک چنین امری را بسی فراتر از صرف هزینه‌های کلان و تحمل دردها و رنج‌های ناشی از جراحی می‌دانند. هر چه هست یک چنین توجه و تمرکزی را ما در سایر حوزه‌ها نمی‌بینیم. 

 

     از جا بلند شدم و به یکی دو مطب روان‌پزشکی و روان‌شناسی بالینی هم در آن ساختمان سر زدم. بازار روان هیچ هم‌چو بازار بدن داغ نیست چون برخلاف بازار بدن اختیاری و داوطلبانه نیست و مراجعه‌کننده کم‌تر خود به پای خود به این مطب‌ها مراجعه می‌کند و در صورت مراجعه هم سعی می‌کند به چشم نیاید که مباد انگ بیمار روانی بخورد. واقعیت اینست بهداشت و سلامت ذهن کم‌تر مورد توجه است و خودارزیابی و خودانتقادی در این حوزه به مراتب کم‌تر از حوزه‌ی جسم است. 

 

ادامه دارد.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی ایران, مسائل اجتماعی ایران

[ سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه‌شناسی، عشقی بی‌آب و نان1 - بخش دوم
⏺ دکترهای پول‌دار، دکترهای بی‌پول2
✍️ حسین شیران

 

[1- "تقدیم به دوستانی که هر از چندگاهی از من می‌پرسند: "جامعه‌شناسی نان دارد؟"
2- عنوانی برگرفته از کتاب معروف "پدر پول‌دار، پدر بی‌پول" رابرت کیوساکی]

 

     بزودی مشخص شد کار ما در ساختمان پزشکان تا یک ساعت بعد راه نخواهد افتاد؛ ترجیح دادم این یک ساعت را گوشه‌ای بنشینم صفحاتی از کتاب‌هایی که همیشه در گوشی‌ دارم بخوانم. از مقابل تابلوی راهنمای طبقات که رد می‌شدم از دیدن نام یک آشنای دوران دانشگاه بسی ذوق‌زده‎ شدم؛ فوق‌تخصص جراحی پلاستیک و زیبایی گرفته و حالا در طبقۀ ششم این ساختمان مطب دایر کرده بود. چه جالب و چه نزدیک! نظرم عوض شد ترغیب شدم بعد سال‌ها بروم سری به‌ او بزنم. 

 

     برای رفتن به طبقه‌ی ششم دقایقی مقابل یکی از آسانسورها ایستادم تا که رسید. ظرفیت 20 نفر بود اما ملاک عمل که عدد نبود تا جا داشت مردم سوار ‌می‌شدند، هر چند جای خوشبختی بود همه ماسک داشتند. جلوی مطب که شلوغ بود، نزدیک‌تر که رفتم دیدم داخل مطب هم شلوغ است و بزودی دریافتم افراد سرگردان در سالن هم اغلب مراجعین او هستند و خلاصه که سرش خیلی‌خیلی شلوغ است.

 

     هیچ تصور نمی‌کردم به این زودی کارش بگیرد. در همان چند دقیقه، هم از تابلوی مطب، هم اعلانات در و دیوار، هم ظاهر مراجعین و هم اظهارات جسته‌گریخته‌شان می‌شد فهمید که به هیچ نوع عمل جراحی زیبایی نه نمی‌گوید؛ از ابرو و دماغ و دهان و گوش و گونه بگیر تا سینه و شکم و زیرشکم و حتی عضلات ران! خلاصه که آن حوالی "بازار مدیریت بدن" داغ‌داغ بود و جناب دکتر واقعا هیچ فرصت سر خاراندن نداشت. دیگر در این میان این‌که یک دوست جامعه‌شناس سرگردان بخواهد با خوش‌وبشی غیرضرور وقتی از او بگیرد هیچ توجیهی نداشت. 

 

     برگشتم مقابل آسانسوری که از همه خلوت‌تر بود که کمی بعد با مراجعین پر شد. از یکی‌شان گوش‌ام شنید که هر چقدر به دکتر التماس کرده تا عید عمل‌اش کند نپذیرفته و گفته تا اواخر خرداد سال بعد لیست عمل‌اش پر پر است! ... و اما بعد ...

 

ادامه دارد.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی ایران, مسائل اجتماعی ایران

[ یکشنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه‌شناسی، عشقی بی‌آب و نان1 - بخش اول
دکترهای پول‌دار، دکترهای بی‌پول2
✍️ حسین شیران

 

[1- "تقدیم به دوستانی که هر از چندگاهی از من می‌پرسند: "جامعه‌شناسی نان دارد؟"
2- عنوانی برگرفته از کتاب معروف "پدر پول‌دار، پدر بی‌پول" رابرت کیوساکی]

 

     بعد مدت‌ها حسب امری راه‌ام به یک ساختمان پزشکان افتاد؛ یک ساختمان چندطبقه‌ی عریض، با چندده واحد (مطب) فعال، با چند داروخانه‌ی شلوغ، با پنج آسانسور 20 نفره در مرکز ساختمان که معلوم بود هیچ پاسخ‌گوی خیل مراجعین نیست، بس که مقابل هر آسانسور آدم جمع شده بود! 

 

     در همین نقطه می‌توان ایستاد و کلی حرف زد که چرا باید جامعه این‌قدر بیمار باشد که تنها یک ساختمان پزشکان‌اش آن هم در شرایط کرونایی این همه مراجعه‌کننده داشته باشد؛ اما من نمی‌ایستم و می‌گذرم و در این باره هم هیچ حرفی نمی‌زنم چون از مدت‌ها پیش به این نتیجه‌ی تلخ رسیده‌ام که حرف زدن هیچ فایده‌ای ندارد و هیچ دردی دوا نمی‌کند حتی اگر به فرض محال چند گوش شنوایی هم در کار باشد! ... 

 

     به عنوان کسی که گرایش دکترای جامعه‌شناسی‌اش "بررسی مسائل اجتماعی" است تنها یک نکته‌ی دردناک که با عمق وجود دریافته‌ام می‌گویم و رد می‌شوم و آن این‌که: در هر جامعه‌ای مادام که عده‌ای قلدر از قِبل مسائل اجتماعی مختلف، از جهل بگیر تا همین بیماری، نان می‌خورند حرف که سهل است با هجمه هم نمی‌توان به این سادگی‌ها کاری در راستای حل مسائل جامعه از پیش برد! 

 

     به بیان دیگر، آن‌جا که مشخصا برخی خواص در راستای منافع شخصی خود به صورت سازمان‌یافته مشغول بازتولید و بازپروری مسائل اجتماعی مختلف هستند و در این پروژه‌ی بزرگ برخی عوام را هم خواه‌ناخواه و آگاه‌ناآگاه به خدمت گرفته‌ و با خود همراه ساخته‌اند البته که حرف‌ها و هجمه‌های همچو منی باد هواست! بادی که حتی قادر نیست برای لحظاتی هم که شده برگ کاغذی از روی زمین بلند کند! ... پس چه بهتر که از بیهوده باد بودن بگذریم و باقی ماجرا را پی بگیریم.

 

ادامه دارد.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی ایران, مسائل اجتماعی ایران

[ دوشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه‌شناسی انقلاب و ضدانقلاب - بخش دوم
✍️ حسین شیران

 

      حالا دیگر اغلب ایدئولوژی‌های مهم مطرح شده در دو قرن گذشته، هر یک به نحوی در جوامع مختلف به قدرت رسیده و آزمون خود به تاریخ را پس داده و کمابیش نمره‌ی‌ خود را هم گرفته‌اند. اگرچه هنوز برخی در نقاط مختلف جهان هنوز بر سر کارند و به هر وسیله هم‌چنان مرکب مرام خود می‌رانند اما دیگر گریزی از این امر نیست که اکنون عصر عصر دموکراسی و فرهنگ غالب فرهنگ دموکراسی است و ملاک ارزیابی عملکرد دولت‌ها و نظام‌های سیاسی مختلف در هر کجای جهان، چه قبول افتند چه رد، تضمین و تأمین مصادیق دموکراسی است. 

 

     قرون متمادی حکومت‌های سلطنتی و سنتی در سراسر جهان دغدغه‌ی اول و آخرشان حفظ حریم و حدود خود در برابر حکومت‌های متجاوز دیگر بود و مردم در این مناسبات و معادلات، چه از نظر مالی و چه از نظر جانی، از وزن و وزانت چندانی برخوردار نبودند و فقط "شیءوار" بودند تا عده‌ای "شاه‌وار" بر آن‌ها حکومت کنند؛ در هر حال آن‌چه در این میان شرط نبود تأمین منافع مردم بود. عصر ایدئولوژی‌ها که فرا رسید مردم بدوا تا بدان‌جا ارزش و اهمیت یافتند که هم‌چون سرباز این بار در خدمت ایدئولوژی‌ها قرار بگیرند و پرچم آن‌ها را در نقاط مختلف جهان به اهتزاز دربیاورند. ...

 

     اما حالا در گذر از هر دو مرحله، روال کار وارونه گشته و برای نخستین بار در تاریخ، رسما مردم، به معنای عام و نه فقط قشری از آن، در کانون مناسبات و معادلات سیاسی قرار گرفته و، حتی به روی کاغذ هم که شده، مردم‌سالاری به مثابه‌ی یک مرام سیاسی در راستای تضمین و تحکیم موقعیت و تأمین منافع مردم (و نه حکومت‌ها و ایدئولوژی‌ها) در تمام نقاط دنیا در دستور کار قرار گرفته و مبنای داوری‌ها گشته است. 

 

     حالا فارغ از هر حکومت و ایدئولوژی که در هر کجا بر سر کار است مردم مطالبات یکسانی دارند و هم‌صدا باهم نظام‌های سیاسی مختلف را مکلف به تضمین و تأمین آن‌ها می‌دانند. در شاخص دموکراسی سال 2021 که چند روز پیش منتشر شد آمریکا و چین اگرچه اقتصادهای اول و دوم جهان هستند اما هیچ‌کدام حتی جزو بیست کشور برتر جهان هم نیسنتد. بر اساس این گزارش در حال حاضر تنها 6/4% از جمعیت جهان، مردم‌سالاری به معنای واقعی را تجربه می‌کنند و باقی برای رسیدن به این مرحله هنوز کارها در پیش دارند.

 

ادامه دارد.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers

 


برچسب‌ها: جامعه شناسی, دموکراسی مردمسالاری, جامعه شناسی انقلاب, جامعه شناسی سیاست

[ چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه شناسی دروغگویی Sociology of Lying
✍️ جی. ای. بارنر J. A. BARNES
🔄 حسین شیران

بخش چهارم

 


     شاید این تصور که دروغ گفتن گواهی بر آزادی و خیال‌بافی انسان است، بتواند جذابیت دروغ و گرایش به آن را از هر دو بعد علمی و عرفی توضیح دهد (به عنوان مثال جونز 1984). دروغ‌گویی امری سزاوار سرزنش است و ما به واقع از این‌که فریب کسی را ‌خورده باشیم آزرده می‌شویم، با این وجود با یک فاصله‌ی مطمئنه نسبت به خود ممکن است بتوانیم آن را در ارتباط با دیگران تحسین کنیم و از ذکاوت و جسارت دروغ‌گویان موفق لذت ببریم. 

 

     اتهامات دروغ‌گویی، با وجود خطر شکایت به خاطر تهمت یا افترا، خیلی راحت‌تر از بسیاری دیگر از توهین‌ها علیه شخصیت‌های خوب مطرح می شوند. ماکس بلک  (1983: 117-118) مثال خوبی از استفاده‌ی تقریباً نابخردانه از این اتهام ارائه می‌دهد آن‌جا که به بیانیه‌ای که مری مک کارتی در مورد نوشته‌های همکار نویسنده‌اش لیلیان هلمن داده بود، استناد می‌کند: «من یک بار در مصاحبه‌ای گفتم که هر کلمه‌ای که او می‌نویسد، حتی "و" یا "به"، دروغ است. این یعنی بلک نمی‌تواند تصمیم بگیرد که آیا این بیانیه نمونه‌ای از یک فریب است یا خیر.

 

   تنها در تقابل با دروغ و فریب است که می‌توانیم مفهوم حقیقت را بازبسازیم. همان‌طور که بارویس و پری (1983:18) اشاره می‌کنند: اگر افراد تنها آن‌چه را که می‌دانستند می‌گفتند، ما هرگز حقیقت را به‌عنوان ویژگی برخی اظهارات و نه همه‌ی آن‌ها متوجه نمی‌شدیم. به این دلیل است که گاهی اوقات افراد به طور ناخواسته یا غیرعمد قراردادهای زبان را زیر پا می‌گذارند و ما حقیقت را به مثابه‌ی یک یگانگی در موقعیت‌های بیانی خاص تشخیص می‌دهیم.

 

 
      اکو (1976:7، 58-59) با در نظر گرفتن احتمال رابطه بین نشانه و مرجع است که پیشنهاد می‌کند توصیف یک «نظریه برای دروغ» باید به مثابه‌ی یک برنامه‌ی کاملاً جامع برای یک نشانه‌شناسی عمومی صورت پذیرد. با توجه به وابستگی متقابل مفاهیم حقیقت و دروغ، توجه محوری هابرماس و سایر اعضای مکتب فرانکفورت به مفهوم حقیقت، با عدم توجه انتقادی او و پیروان‌اش به فریب، متناسب به نظر نمی‌رسد، اگر چه این عنصر در مجموعه مفهومی او مخالف حقیقت است.

 

     حتی ممکن است بگوییم که بازی‌های زبانی مورد بحث هابرماس (1970؛ همچنین رجوع کنید به مک کارتی 1973) شبیه بازی شطرنج هستند، چیزی که در آن همه چیز بر روی صفحه است، یا باید باشد، در حالی که در مطالعه‌ی دروغ‌گویی، ما با یک بازی زبانی نزدیک‌ به پوکر مواجه هستیم، چیزی که در آن هیچ صفحه‌ای وجود ندارد که چیزی هم روی آن وجود داشته باشد؛ 


  
     با این حال در این بازی هم حتی اگر صفحه‌ای وجود نداشته باشد، باز قوانینی وجود دارند - چه گفته شوند و چه نشوند، که باید آموخته شوند (Hayano 1980,1982). بازی زبانی دروغ‌گویی را هم باید مانند بازی‌های دیگر آموخت (Wittgenstein 1953:90e). متأسفانه، همان‌طور که خواهیم دید، شواهد کمی در مورد نحوه‌ی یادگیری بازی دروغ‌گویی وجود دارد (ر.ک. Searle1975:326).

 

     علی‌رغم عمومیت (همه جا بودن)، قدمت (همه وقت بودن)، مصلحت نظری و، اگر حق با هابز باشد، مشخصه‌ی انسانی بودن دروغ، اکثر دانشمندان علوم اجتماعی و فیلسوفان به دروغ‌گویی به نسبت توجه کم‌تری داشته‌اند، دست‌کم در مقایسه با تحقیقات موشکافانه‌ای که برای بیان حقیقت انجام داده‌اند (رجوع کنید به Bok 1978:5؛ Steiner 1975: 220-222).

 

ادامه دارد ...

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, بررسی مسائل اجتماعی, جامعه شناسی دروغ, حسین شیران

[ شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

آشنایی با ایسم‌ها

🌓 از کتاب ایسم‌ها Book of isms

✍️ نوشته: جان آندریوس John Andrews

⏺بخش هفتم: آفریقامرکزگرایی Afrocentrism

🔄 ترجمه: نرگس حیدری

نگرشی به جهان که آفریقا و بطور گسترده هر مردمی از تبار آفریقای سیاه را مبنا و مرکز قرار می‌دهد. آفریقامرکزگرایی بدوا مفهومی بود که بیش‌تر توسط آمریکایی‌های آفریقاتباری همچون دیو بویس (1868-1963) W.E.B. Du Bois در واکنش به نسل‌ها بیدادگری غرب، چه بواسطۀ استعمارگری و چه بواسطۀ برده‌داری، توسعه یافت. اصطلاح "آفریقامرکزی یا آفریقامداری Afrocentric" به نظر می‌رسد در سال 1961 یا 1962، احتمالاً به لطف دیو بویس، از طرح پیشنهادی‌اش برای تدارک یک دائره‌المعارف آفریقایی که بی هیچ احساس شرمی آفریقامدار باشد اما نسبت به تأثیر دنیای خارج بی‌تفاوت نباشد نشأت گرفته است.


در سال 2000، اندیشمند آمریکایی مولفی کته آسانته Molefi Kete Asante (که با نام آرتور لی اسمیت جونیور در سال 1942 به دنیا آمد) در دانشگاه لیورپول انگلستان سخنرانی‌ای با عنوان "آفریقامداری: به سوی درک جدیدی از تفکر آفریقایی در این هزاره" ارائه کرد. در سال‌های پایانی قرن بیستم، آفریقامرکزگرایی به موضوعی متداول در مطالعات مربوط به نژاد سیاهان در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا تبدیل شد.

🆔 @narges_heydari72
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, حسین شیران, آفریقامرکزگرایی Afrocentrism

[ یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

جامعه شناسی علم

🌓 اهمیت موضوع و موضع در تولید فکر - بخش هشتم

✍️ حسین شیران


 
     سیر تفکر و تمدن از شرق به غرب- بطور مشخص از خاورمیانه به یونان باستان، تاریخاً از سه مسیر اصلی بوده است: از "فینیقیه"، "آناتولی" و "جزیره کرت"؛ فینیقیه در مرکز و محل تلاقی دو قوس هلال بارور بنوعی عمده‌وارث علوم و فنون و افکار و اخبار و اطلاعات همه‌ی تمدن‌های میان‌رودان و مصر بود و هم با و هم بی‌واسطه نقشی اساسی در اشاعه‌ی تفکر و تمدن از شرق به غرب داشت و در این میان صرفاً نقش میان‌جی نداشت بلکه مولّدانه بر هر آن‌چه از شرق می‌گرفت می‌افزود و به غرب اشاعه می‌کرد، از جمله خط میخی که از سومر برگرفت و به الفبایی پیشرفته تبدیل کرد و بعد به یونان و بعد روم صادر کرد. 

 

     فینیقی‌ها به لطف سکونت در کنار دریا (سواحل شرقی دریای مدیترانه، حوالی لبنان و اسرائیل کنونی) و کسب مهارت ویژه در دریانوردی، پیشه‌ی بازرگانی را بر کشاورزی ترجیح داده و دادوستد با سرزمین‌های غربی را در پیش گرفته بودند و از آن‌جایی که به هر شکل دست‌به‌دست دادن کالا مستلزم دست‌دردست هم دادن تجار هم بود خواه‌ناخواه هر آن‌چه کشته و انباشته بودند را در میان طرف‌های تجاری خود بویژه ساکنان جزیره‌ کرت انتشار داده و حتی بسی دورتر از کرت در "کارتاژ" (به معنی "شهر نو"؛ شهری ساحلی در شمال آفریقا در تونس امروزی) با مهاجرت بخشی از مردمان خود تمدنی به راه انداخته بودند.

 

     آناتولی (به یونانی یعنی "شرق") به بخش مرکزی و غربی آسیای صغیر (ترکیه امروزی) گفته می‌شود. در این سرزمین در زمان مورد بحث یعنی آغاز هزاره‌ی اول پیش از میلاد، "تمدن لیدیه" از 1200 تا 546 پیش از میلاد که توسط کوروش فتح شد حاکم بود. لیدیه هم‌چون فینیقیه تحت تأثیر تمدن‌های شرقی به سطوحی از تفکر و تمدن دست‌یافته و حتی نوآوری‌هایی هم داشت از جمله ضرب سکه‌های طلا و نقره که هرودوت ابداع آن را به این سرزمین نسبت می‌دهد. 

 

     در کرانه‌های غربی آناتولی یعنی سواحل و جزایر شرقی دریای اژه، یونانی‌زبانانی زندگی می‌کردند، گاه مستقل و گاه وابسته به دول اطراف، بنام "ایونی" (ایرانیان نام یونان را از این عنوان گرفته‌اند)؛ ایونیان همه یونانی نبودند و مهاجرانی از مناطق مختلف مجاور در این منطقه زندگی می‌کردند و از این جهت "اختلاط فرهنگی" در بین‌شان حاکم بود؛ از طرفی هم به دلیل پراکندگی جغرافیایی در سواحل و جزایر مختلف، از نظر دینی و سیاسی فاقد نظام متمرکزی بودند؛ در خیزش نخستین فلاسفه و نخستین مکتب فلسفی از این منطقه این عوامل بی‌تأثیر نبودند.

 

ادامه دارد.

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی علم, شرق شناسی

[ پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]