جامعه‌شناسی شرقی Oriental Sociology

                                  بررسی مسائل اجتماعی ایران و مسائل جامعه‌شناسی

                                      وبسایت حسین شیران - دکترای جامعه‌شناسی

🌓 جامعه شناسی دروغگویی Sociology of Lying
✍️ جی. ای. بارنر J. A. BARNES
🔄 حسین شیران

بخش سوم

 

⏺ دروغ چیست؟

   دروغ‌گویی یک فعالیت انسانی درازمدت بوده و است و نه صرفاً یک نوآوری تازه و تأسف‌بار. در داستان‌هایی که توسط هومر و هزیود از یونان باستان نقل شده هیچ کمبودی از نظر دروغ‌ گفتن وجود ندارد و همان‌طور که راسکین (1905: 351-352) اشاره کرده، دروغ‌گویی همیشه امری نکوهیده تلقی نشده است. شیب Scheibe (1979: 83) می‌گوید: "پرومتئوس نه فقط به خاطر سرقت آتش تمدن برای بشریت بلکه به خاطر مهارت ویژه‌اش در دروغ‌بافی و افسانه‌سرایی به شهرت رسید."   
 

     تحسین دروغ‌گویان موفق تنها به یونان باستان محدود نمی‌شود. نویسنده‌ی ناشناس «پیام‌آوران دروغ‌گو» با معرفی روزنامه‌ی طنز خود با عنوان Splendide mendax (دروغ‌گوی آشکار) به مخاطبان لندنی خود نوشته است: "خوانندگان من نباید تصور کنند که من نوشتن در ستایش هنر دروغ‌گویی را به آن‌ها پیشنهاد می‌کنم؛ برای بشریت بیهوده است توصیه به چیزی که هنوز این چنین از احترام و اقبال جهانی برخوردار است: چیزی که در دادگاه‌ها نام "خوب درآوردن" به خود می‌گیرد، در دین "تقلب پارسایانه" نامیده می‌شود، در تجارت "رمز و راز کار"، در شعر "ابتکار عمل" و در رقابت‌های سیاسی، اپوزیسیون (مخالف جریان حاکم)، آزادی و میهن‌پرستی. (Anon 1763:3)

 

     حتی جان لاک (1894: 146-147)، در حالی که فریب‌کاری را رد می‌کرد و آن را مشخصاً ناشی از خطابه و سخن‌پردازی می‌دید، چنین ملاحظه کرده است که: "کاملاً آشکار است که مردم چقدر دوست دارند فریب دهند و فریب بخورند، زیرا بلاغت، که ابزار قدرتمندی برای خطا انداختن و فریب دادن است و اساتید بزرگ آن را جا انداخته‌اند، برای عموم تدریس می‌شود و همیشه هم از شهرت زیادی برخوردار بوده است. ... عموماً مردم لذت را در فریب خوردن می‌یابند." لذت فریب در سخنان رابرت براونینگ (1981:839) در "آقای اسلج، مدیوم" به خوبی به تصویر کشیده شده است: "... همواره یک عشق واقعی به یک دروغ وجود دارد، دروغ‌گوها برای دروغ‌هایی که می‌گویند همواره چیزی آماده دارند، همچون دستی برای فرو بردن در دست‌کش و یا زبانی برای چشیدن مربای آلو." 

 

     جان لاک در سال 1690 و براونینگ حوالی سال 1860 این‌ها را نوشته‌اند و بعد این آژانس‌های تبلیغاتی حرفه‌ای و ادارات دروغ‌پراکنی دولتی بودند که با توسعه و تکمیل مهارت‌های بلاغی افراد برای دروغ‌گویی صحت نظرات آن‌ها را تأیید کردند. برخی از نویسندگان، به ویژه توماس هابز فیلسوف (1839:36؛ 1840:25) و ساندور فرنزی روان‌کاو (1955:72)، تا آن‌جا پیش رفته‌اند که توانایی دروغ‌گویی را به عنوان یکی از معیارهایی که انسان را از حیوانات متمایز می‌سازد تلقی کرده‌اند. اگرچه، همان‌طور که بعداً بحث خواهیم کرد، بسیاری از حیوانات هم به شیوه‌های دیگری فریب‌کاری می‌کنند، از جمله این‌که در برخی موارد از صدای خود برای فریب حیوانات دیگر استفاده می‌کنند. 

 

     هانا آرنت (1968:250؛ ر.ک. 1972:5) یک قدم هم از این فراتر می‌رود و اظهار می‌دارد که توانایی ما برای دروغ‌گویی - و نه لزوما برای حقیقت‌گویی - در شمار معدود داده‌های آشکار و قابل اثباتی است که آزادی انسان را تأیید می‌کند. ژاک لاکان (1988:244) هم تا حدودی نظری شبیه این دارد هنگامی كه می‌گوید: "این ویژگی متمایز میان‌ذهنیتی است که سوژه می‌تواند به ما دروغ بگوید". عین این احساس را بارتولومائوس اینگانول در قرن شانزدهم با ظرافت بیشتری بیان کرده است آنجا که نوشته است: "هرگز دروغ نگفتن هیچ با این تصور قابل جمع نیست که این همۀ آن چیزیست که خدا به انسان داده تا خود را از سایر حیوانات مزرعه متمایز سازد (Kerr, 1990:100)".

 

ادامه دارد ...

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, بررسی مسائل اجتماعی, جامعه شناسی دروغ, حسین شیران

[ یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 دغدغه‌های مردمی، دغدغه‌های حکومتی
✍️ حسین شیران

 

◀️ خبر: نایب‌رئیس کمیسیون بهداشت مجلس: "تلاش ما بر این است تا بانوان، توسط پزشکان خانم درمان شوند و حتی در استثنائات هم پیش نیاید که بانوان ما ناچار باشند که در حوزه زنان نزد پزشک مرد بروند"!

 

⚫️ یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین مسائل و یا بهتر بگویم دردهای جامعه همانا تفاوت و تباین و بدتر از هر چیزی تقابل دغدغه‌های ملت از یک سو و دولت و حکومت از سوی دیگر است و آن‌چه خواندیم تنها نمونه‌ای کوچک از این درد است که مغزهای کوچک زنگ‌زده‌ای از این قبیل مسئولان، ده‌ها بلکه صدها مشکل و معضل حوزه‌ی بهداشت و درمان کشور را رها کرده و همان‌طور که می‌بینید فکر و ذکر و تدبیر و تلاش‌شان را بر "تفکیک جنسیتی" در این حوزه متمرکز ساخته‌اند! 

 

     از این نوع نگرش‌های حاکمیتی به مسائل جامعه و گروش‌های حکومت‌پسند از سوی مسئولان بسیار داشته و داریم و باز هم خواهیم داشت! مادامی که نان و نام از سوی حکومت توزیع می‌شود اوضاع همین خواهد بود و گرنه بدیهی است که مجلس و خیل نمایندگان مستقر در آن حقیقتا حسب فلسفه‌ی وجودی خود باید همواره جانب مردم را گرفته و پیگیر دغدغه‌های مردمی باشند و نه لزوما دولت و یا حکومت!
     

 

     هر فرد بی‌طرفی اگر که تنها یک ساعت به صورت میدانی در یکی از مراکز درمانی کشور حضور یافته و در رصد اوضاع و احوال حاکم بر این مراکز از نزدیک مشاهده‌ی مشارکتی داشته باشد اگر که واجد عقل سلیم باشد خود به جد درخواهد یافت که تفکیک جنسیتی یا اصلا جزو مسائل و مشکلات واقعی مردم نیست و یا اگر هم هست جزئا و به صورت موردی در انتهای این سیاهه قرار دارد (این را به عنوان یک کادر درمان با بیش از بیست سال حضور در میدان عرض می‌کنم و نه تجسما از پشت میز خود در منزل). 

 

     حال این‌که چرا و چطور می‌شود کمیسیون بهداشت مجلس سیاهه‌ی مسائل و مشکلات مردم در حوزه‌ی بهداشت و درمان را وارونه می‌گیرد و از آخر سیاهه به حل و فصل مسائل موجود در این حوزه همت می‌گمارد مبین چیزی جز تحقق عینی تفاوت بلکه تقابل دغدغه‌های حکومت و ملت و بالادست گرفتن دغدغه‌های حکومت و تلاش مذبوحانه‌ی نمایندگان مردم برای تأمین نظر حاکمیت نیست!

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, مسائل اجتماعی ایران, کمیسیون بهداشت مجلس, جامعه شناسی پزشکی

[ پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

جامعه شناسی علم

🌓 اهمیت موضوع و موضع در تولید فکر - بخش ششم

✍️ حسین شیران

 

⏺ پیش‌گفتار

     الفبای یونانی (تصویر پیوستی) از سده‌ی نهم پیش از میلاد در یونان رواج یافت و زمینه را برای ثبت و ضبط آثار و اندیشه‌های یونانیان فراهم ساخت. آغاز اندیشه از یونان نبود و پیش از آن، همان‌طور که در بخش‌های قبلی گفتیم، در سرزمین‌های شرقی در سایه‌ی هزاران سال زیست اجتماعی و تعامل و تبادل و تراکم تجارب و اطلاعات، آرا و اندیشه‌های فراوانی شکل گرفته بود و یونانیان هم کمابیش در جریان آن‌ها بودند منتهی اکنون در آغاز هزاره‌ی اول پیش از میلاد آن‌ها به اسباب و اساس پیشرفته‌تری برای ثبت و ضبط آثار و اندیشه‌های خود مجهز بودند و این زمینه خود یکی از مهم‌ترین دلایل توسعه و تولید فکر در سده‌های بعدی در این سرزمین بود.

 

الفبای یونانی - جامعه شناسی شرقی

 

     ایلیاد و اودیسه از نخستین آثار نوشته شده به این اسباب و اساس در قرن هشتم پیش از میلاد بودند. این دو منظومه را هومر که در ازمیر، شهری در غرب ترکیه‌ی امروزی مشرف به دریای اژه، می‌زیست نوشت. توجه به این نکته ضروریست که الفبای پیشرفته‌ی یونانیان در این دوران به قدری مورد توجه قرار گرفت که حتی غیریونانیان (در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره خواهیم کرد) هم اثر خود را به این زبان و به این الفبا عرضه کردند. یک چنین جریانی بعدها در حوزه‌ی فرهنگی ایران هم شکل گرفت و خیلی از غیرعرب‌ها به زبان عربی و خیلی از غیرفارس‌ها به زبان فارسی آثار خود را ارائه کردند.

 

     در هر حال در این برهه (هزاره‌ی اول پیش از میلاد) یونانیان پیشرفته‌ترین الفبا را داشتند و متفکران‌شان می‌توانستند بدین‌وسیله به بهترین شکل ممکن، به نسبت بقیه‌ی نقاط جهان، آرا و اندیشه‌های خود را ثبت و ضبط کرده و با معاصران و آیندگان خود به اشتراک بگذارند. اما این یکی از عوامل مؤثر - و در واقع یک عامل زمینه‌ای- بر توسعه و تولید فکر در یونان باستان بود و هنوز به حضور عوامل اصلی دیگری نیاز بود تا کار آغاز شود. همان‌طور که برتراند راسل می‌گوید: "بسیاری از عوامل تشکیل‌دهنده‌ی تمدن، هزاران سال پیش از ظهور تمدن یونانی در مصر و بین‌النهرین وجود داشت و از آن به سرزمین‌های همسایه [یونان] هم رسیده بود ولی هنوز عناصر خاصی لازم بود تا تمدن [یونان] پدید آید". اما این عناصر خاص چه بودند؟

 

◀️ نقدها و نظرات خود در این ارتباط را، جهت پیش‌برد منطقی بحث، در گروه "جامعه‌اندیشان شرق" مطرح بفرمایید.

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی علم, شرق شناسی

[ پنجشنبه ۹ دی ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 نگرش‌ها و گروش‌ها به مسائل جامعوی 
✍️ حسین شیران

 

     به واقع امر هیچ جامعه‌ای نیست که هیچ مسأله‌ای نداشته باشد؛ همه‌ی جوامع از گذشته تا به حال به اشکال گوناگون واجد مسائل مختلف بوده‌اند، بعد از این هم کمابیش خواهند بود. تصور جامعه‌ای "بی‌مسأله" خود مسأله‌ایست بس مستعد بحث و بررسی‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، که چگونه بر چه اساسی یک چنین تصوری توانسته در ذهن کسی ریشه دواند! باید باور داشت جریان زندگی اجتماعی بر روی زمین ذاتا مسأله‌زاست و از این باب گریزی از زایش مسائل مختلف در میان جوامع مختلف نیست. 

 

     آن دسته از جوامع که ممکن است برخی فکر کنیم بی‌مسأله هستند هرگز چنین نبوده و نیستند؛ حال این‌که به چشم من و شما بی‌مسأله می‌آیند ناشی از این واقعیت است که با "بینش و روش و منشی صحیح" به هر شکل ممکن توانسته‌اند بر مرکب تیزپا و گریزپای مسائل خود مهار زنند و ماهرانه تحت کنترل خود درآورند؛ از این نظر آن‌ها نه بی‌مسأله بلکه به واقع امر "ارباب مسائل" و یا به بیانی دیگر "استاد حل مسائل خویش" هستند و اساسا در مقایسه با جوامعی که عملا بنده ‌یا "برده‌ی مسائل خویش" هستند و عاجزانه از پی این مرکب سرکش این‌ور و آن‌ور می‌دوند، بی‌مسأله به چشم می‌آیند، و گرنه جامعه‌ی بی‌مسأله اصلا وجود خارجی نداشته و ندارد.

 

     ما در این‌که در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که در ابعاد مختلف اعم از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فکری و فرهنگی و دینی و ... لبریز از مسائل متعدد و متنوع است تردیدی نیست؛ آیا تا به حال با خود اندیشیده‌اید که واقعاً چرا و چگونه شده است که این حجم از مسائل بر ما حاکم شده است؟ اصولاً همۀ مسائل جامعوی راه حل دارند- و گرنه اصلاً مسأله نامیده نمی‌شدند، با این وجود چرا مسائل جامعۀ ما طوری وانمود می‌شوند که انگار هیچ راه حلی برای‌شان وجود ندارد؟! و اگر نه، چرا مسائل جامعۀ ما نه فقط درست و حسابی حل و فصل نمی‌شوند بلکه روزبه‌روز هم بیش‌تر و پیچیده‌تر و بدتر هم می‌شوند؟! ...
     

 

    در شرح علل این ناکامی در مواجهه با مسائل جامعه سخن‌ها گفته شده و تحلیل‌ها صورت گرفته و تبیین‌هایی ارائه گشته و باز هم می‌شود. در این میان، اغلب این کم‌وکیف "عملکردها" بوده است که مورد نقد و نظر بوده است، اما کم‌وکیف عملکردها متأثر از کم‌وکیف "رویکردها" و کم‌وکیف رویکردها هم متأثر از کم‌وکیف "نگرش‌ها" و گروش‌های مختلف نسبت به جامعه و مسائل متنوع آن است؛ نگرش‌ها و گروش‌های رایج در بین ما کدام‌ها هستند؟ 

 

1- بنشین "خودش" حل می‌شود.
2- بنشین "خدا" خودش حل می‌کند.
3- کار تو نیست بنشین بگذار "ما" حل کنیم.
4- کار ما نیست "شما" باید حل کنید.
5- کار ما و شما نیست "آن‌ها" باید حل کنند.
6- کار ما و شما و آن‌ها نیست (از داخل حل بشو نیست) "خارجی‌ها" باید حل کنند.  
7- این مسأله "حل بشو نیست" باید سوخت و ساخت.

     اگر موارد دیگری هست آن‌ها را هم شما اضافه کنید.

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, بررسی مسائل اجتماعی, مسائل اجتماعی ایران, حسین شیران

[ یکشنبه ۵ دی ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

به کتابخانۀ جامعه شناسی شرقی خوش آمدید! Wellcome to Oriental Sociology Library

📚 کتابخانه جامعه شناسی شرقی 📚

✳️ فرصتی برای مطالعۀ هر چه بیشتر ✳️

دانلود رایگان کتاب‌های جامعه شناسی

.


.
📚 کتاب: جامعه شناسی در ایران: بین سیاست، مذهب و نفوذ غرب

Sociology in Iran: Between Politics, Religion and Western Influence

✍️ نویسنده: علی‌اکبر مهدی Ali Akbar Mahdi

🔄 مترجم: حسین شیران Hossein Shiran

.

جامعه شناسی در ایران - علی اکبر مهدی - حسین شیران - جامعه شناسی شرقی

.

🔽 دانلود 👇👇👇

دانلود رایگان کتاب "جامعه شناسی در ایران - علی اکبر مهدی - حسین شیران"

.


🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: کتاب جامعه شناسی, جامعه شناسی در ایران, علی اکبر مهدی, حسین شیران

[ چهارشنبه ۱ دی ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

جامعه شناسی علم

🌓 اهمیت موضوع و موضع در تولید فکر - بخش پنجم

✍️ حسین شیران

 

⏺ پیش‌گفتار

 

     بنا بر شواهد و مدارک موجود نخست یونان و مشخصا شهر آتن مهد تمدن جهان بود تا این‌که اواخر قرن 19 الواح سومری یک‌به‌یک در سرزمین عراق امروزی از زیر خاک بیرون کشیده شدند (پیش از آن هیچ کس فکر نمی‌کرد چنین تمدنی اصلا وجود داشته باشد) و رمزگشایی و بازخوانی شدند - زحمت این‌ها همه را دانش‌مندان غربی کشیدند - و به این ترتیب مشخص شد که بسیاری از مباحثی که قبلاً فکر می‌شد یونانیان مبنا و منشاء آن‌ها هستند بسی پیش از آن‌ها در سرزمین‌های شرقی‌شان و مشخصاً نواحی جنوبی میان‌رودان توسط سومری‌ها طرح و بحث شده و از این جهت، به لحاظ قدمت تاریخی، مهد تمدن و تفکر جهان از یونان به سومر منتقل شد.

 

     بازخوانی هزاران‌هزار لوح گلی نشان داد که سومری‌ها دست‌کم دو سه هزار سال پیش از یونانیان پیرامون موضوعاتی چون "تعلیم و تربیت، مسائل حقوقی و شهروندی، افسانه‌های پیشین، پرستش خدایان، سرگذشت جنگ‌ها، داد و ستدها، علائم جادویی و افسانه‌ای، دعاها و مناسک قربانیان، نیایش‌های خالصانه‌ی مردم، سروده‌های مذهبی و ..." اندیشه‌هایی داشته و کتابت‌هایی نموده‌اند. کتابت سومری‌ها به "خط میخی" بود و این نخستین بار در تاریخ بود که بشر به یاری خط کتابتی می‌نمود؛ الواح سومری همه حاصل یک چنین ابداعی بودند و بیش از 4500 سال پیش در نخستین و بزرگترین "کتابخانه"‌های تاریخ بشر در سومر نگه‌داری می‌شدند.

 

     خط میخی در سایر تمدن‌های میان‌رودان و هلال بارور- اعم از بابلی و اکدی و آشوری و فینیقی هم رواج داشت- به استثنای مصریان که با ترسیم صور کتابت نموده و در اصل "کنده‌کاری" می‌کردند، چیزی که یونانیان بعدها بدان عنوان "هیروگلیف" دادند؛ فینیقی‌ها که از یک سو با تمدن مصری و از سوی دیگر با تمدن‌های میان‌رودان در ارتباط بودند متأثر از همه‌ی آن‌ها موفق شدند برای نخستین بار "الفبایی پیشرفته" برای کتابت ابداع کنند (تصویر پیوستی). الفبای فینیقی بتدریج به یونان راه یافت و یونانی‌ها با الگوبرداری از آن الفبایی توسعه و تکامل دادند (الفبای یونانی) که حتی امروز هم کاربرد دارد. غیر از یونان باستان، الفبای فینیقی، در روم باستان هم مبنای توسعه و تکامل نوعی الفبای پیشرفته‌تر قرار گرفت با عنوان "الفبای لاتین" که امروز پرکاربردترین الفبا نه فقط در اروپا بلکه کل جهان است.

 

الفبای فینیقی - شرق شناسی - جامعه شناسی شرقی

الفبای فینیقی

 

◀️ نقدها و نظرات خود در این ارتباط را، جهت پیش‌برد منطقی بحث، در گروه "جامعه‌اندیشان شرق" مطرح بفرمایید.

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی علم, شرق شناسی

[ یکشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه شناسی دروغگویی Sociology of Lying
✍️ جی. ای. بارنر J. A. BARNES
🔄 حسین شیران

بخش دوم

⏺ دروغ چیست؟

     روزنامه‌نگاران و دانشجویان رسانه‌های جمعی شیوع دروغ‌گویی در حوزه‌های منتخب زندگی اجتماعی را نشان داده‌اند (بعنوان مثال گروه رسانه‌ی دانشگاه گلاسگو 1976، 1980) اما این انسان‌شناسان بوده‌اند که بنحوی مؤثر نشان داده‌اند که در برخی از فرهنگ‌ها دروغ‌گویی در هر جایی وجود دارد. گیلسنان Gilsenan (1976: 191) شرح داده است که چگونه در اجتماعی که در لبنان مطالعه کرده است، "دروغ‌گویی نه فقط در موقعیت‌های خاص و کنش‌های فردی بلکه در جهان فرهنگ‌شان بمثابه‌ی یک کل، عنصری بنیادی بود". 

 

     به همین‌سان، ارنستین فریدل Ernestine Friedl (1962: 78-81) گزارش می‌دهد در روستاهای یونان والدین عمداً به فرزندان کوچک خود دروغ می‌گویند تا به نوعی به آن‌ها یاد ‌بدهند که کردار و گفتار دیگران لزوماً نباید با "ارزش صوری" در نظر گرفته شوند. او موردی را ذکر می‌کند که در پایان یک دورهمی اجتماعی، یکی از شرکت‌کنندگان از سرِ خوشی اظهار داشت: "بیایید چند دروغ دیگر بگوییم و بعد به خانه برویم". 

 

     با این‌حال این کاربرد دروغ برای فریب هیچ‌کس نبود. اکثر نویسندگان از اصطلاحات گول‌زدن یا فریفتن استفاده می‌کنند اما من بعنوان یک مترادف، از بخشی از تعریف آنها از دروغ‌گویی استفاده می‌کنم، اما فریدل اینجا از کلمه یونانی psemata استفاده می‌کند و آن را نوعی "دروغ" ترجمه می‌کند که از شدت عاطفی کمتری برخوردار است و نسبت به آنچه که آمریکایی‌ها از کاربرد این کلمه انگلیسی در نظر دارند متضمن مفهوم منفی خفیف‌تری است. 

 

     شاید بهتر باشد psemata به عنوان داستان‌های غیرواقعی توصیف گردد که فقط غریبه‌ها فکر می‌کنند درست است. این کاربرد یونانی بموازات کاربرد عبارت "دروغ گفتن" در گفتار برخی از اجتماعات سیاه‌پوستان در ایالات متحده، مترادفی برای "چرندگویی" است، به عنوان مثال" طرح یک نکته از روی دغل‌بازی و بذله‌گویی" با این انتظار که واکنش مشابهی به همراه خواهد داشت (Abrahams, 1974: 258).

 

ادامه دارد ...

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, بررسی مسائل اجتماعی, جامعه شناسی دروغ, حسین شیران

[ جمعه ۲۶ آذر ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 در باب ام‌المسائل یا مادر مسائل اجتماعی ایران 

✍️ حسین شیران
 

     موضوع "مادر مسائل اجتماعی ایران"، از مدت‌ها پیش مورد توجه جامعه‌اندیشان و جامعه شناسان بوده اما نه به‌عنوان یک "موضوع محوری" که لزوما در کانون توجه قرار گرفته و محمل بحث‌ها و بررسی‌ها و هم‌اندیشی‌های مستمر در راستای روشن شدن ابعاد متکثر آن گردد بلکه بیش‌تر به‌عنوان یک موضوع موقت با اندیشه‌های گذرا و گاه‌گداری و یا هم‌چون مورد اخیر مسألتی یا مناسبتی بوده است.

 

     در حالی‌که دست‌کم بر جامعه شناسان ممکلت است که در برابر بارش بی‌وقفه‌ی مسائل و مباحث و موضوعات ریز و درشت روزمره که خوا‌ه‌ناخواه همه‌ی ما را به سمت‌وسوی "جزءاندیشی و سطح‌اندیشی و تک‌اندیشی" کشیده و روبه‌روز جامعه شناسان را به روزنامه‌نگاران و روزمره‌نگاران نزدیک‌تر و شبیه‌تر کرده، تحققاً مأمن و محفل و مجالی فراهم سازند برای "کل‌اندیشی و عمق‌اندیشی و هم‌اندیشی" در باب هر آن عامل یا عوامل اصلی و اساسی که به واقع پشت‌پرده قرار دارند و عملاً انبوه وقایع و مسائل ریز و درشت روزمره را رقم می‌زنند. 

 

     سمپوزیوم اخیر سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران پیرامون پرسش "مهم‌ترین مسأله‌ی اجتماعی ایران چیست" را باید به‌مثابه‌ی حرکتی هر چند مقدماتی در این مسیر به فال نیک بگیریم اگر که بتواند به ما در گذار از سطح مشاهده‌ی قطرات بی‌شمار باران مسائل اجتماعی و مطالعه‌ی اثرات جزئی و سطحی آن به عمق توجه و تمرکز و تفکر در باب "ابرهای مسأله‌ساز" بلکه "جریان‌های ابرساز" یاری برساند. در این ارتباط یکی از اساتید مدعو به این سمپوزیوم جناب دکتر حسن محدثی "فقدان توزیع قدرت" را مادر مسائل اجتماعی ایران قلم‌داد کرده‌اند.

 

     در اصل مسأله که "فقدان توزیع" باشد بنده با ایشان بسی موافق‌ام و به نظر بنده هم مسأله‌ی اصلی و اساسی جامعه‌ی ایران از گذشته تا کنون به وجه عام همین "مشکل توزیع" بوده و است- توزیع بودها و نبودها، و "فقدان توزیع قدرت" تنها یکی از مصادیق این مشکل تاریخی است که برخی، از جمله ایشان، لابد حسب مهم‌تر و مؤثرتر و سرآمد انگاشتن امر سیاسی بدان اشاره کرده‌اند و گرنه قطعاً مستحضرند که مشکل توزیع به‌نحوی عام‌تر در مصادیق دیگری هم‌چون ثروت، شهرت، شهوت، فرصت، ... و حتی فقر و محرومیت و ... حتی در فقدان حاکمیت سیاسی هم بنحوی اجتماعی حاکم است.

 

     در هر حال، چه "مشکل توزیع" را در "فقدان توزیع قدرت" خلاصه کنیم و چه به مصادیق دیگر هم در کنار آن توجه کنیم، با یک پرسش اساسی مواجه‌ایم که لاجرم ما را یک گام عقب‌تر از آن‌چه شما فرمودید می‌برد و آن این‌که: "مشکل توزیع [قدرت] خود از کجا ناشی می‌شود؟" چه عاملی پشت این مسأله وجود دارد که نمی‌گذارد، توزیع، از نظر اجتماعی، به‌درستی صورت پذیرد؟ طبعاً ما برای آن‌که بتوانیم با مشکل اصلی مقابله کنیم ضرورتاً باید این عامل را بشناسیم، چه به هر حال ما در مقام مسأله‌شناسی ضرورتاً به "راه‌حل‌ها" توجه داریم و اصولاً و اساساً وقتی می‌گوییم "مسأله" یعنی که فرداً یا جمعاً راه‌حلی برایش متصور هستیم وگرنه هر مشکل بی‌راه‌حلی را بسی باید در ردیف "فاجعه"‌ها باقی بگذاریم تا بالاخره راه‌حلی برایش یافت شود.

 

     پاسخ بنده به این پرسش که پشت مشکل توزیع چه مشکل دیگری هست، مبتنی و معطوف بر عنصر "فرهنگ" است: این‌که ما در جامعه، در هر زمینه و نه فقط قدرت، با "مشکل توزیع" مواجه هستیم بخاطر مشکل دیگریست که مقدم بر آن موجود و مستقر است و آن "فقدان فرهنگ توزیع" است؛ ما چون به فرهنگ لازم برای توزیع هر امر مشخصی در جامعه دست نیافته‌ایم در هر زمینه در امر توزیع مشکل داریم و از این سبب شاهد نابرابری‌ها و ناعدالتی‌ها و تقابل و تضاد و تبعات ناشی از این‌ها در سطوح مختلف جامعه هستیم.

 

     فرهنگ در این معنی متضمن دو جزء اصلی و اساسی است: 1. وجود آگاهی‌های عملی در ارتباط با هر امری 2. ضرورت عمل بر اساس این آگاهی‌ها، جزء اول مبین "حقیقت امر" و جزء دوم مبین "واقعیت امر" است؛ بر این اساس در مقام توزیع هر امری در جامعه، ما یا حقیقتاً "نمی‌دانیم" توزیع درست چیست، یا حقیقتاً می‌دانیم ولی واقعیتاً "نمی‌توانیم" درست عمل کنیم، یا هیچ‌کدام را نمی‌دانیم و یا هر دو را می‌دانیم ولی عقدتا یا عقیدتاً "نمی‌خواهیم" درست توزیع کنیم. 

 

     در هر حال این‌ها موانعی هستند بر سر راه عملیاتی‌شدن توزیع درست‌درمان هر امری در جامعه، و مشخصا لزوم داشتن "بینش، دانش، روش و منش"‌های لازم برای حل و فصل هر کدام را یادآور می‌شوند. ما اگر در صدد رفع "مشکل توزیع" (قدرت، ثروت، ...) در جامعه در راستای برقراری عدالت اجتماعی هستیم نخست باید "مشکل فقدان فرهنگ" لازم برای یک چنین امر حساس و حیاتی را در ابعاد فوق‌الذکر در جامعه مرتفع سازیم و با داشتن و روشن ساختن حقیقت امر (آن‌چه اصولا باید باشد) واقعیت آن را مطالبه کنیم. بدون داشتن حقیقتی قابل استناد اساسا مسأله‌ دانستن یا ندانستن یک امر معلق می‌ماند چه برسد به طرح و تعقیب و حل و فصل آن. 

 

      خلاصه که "هر فعلی فرهنگ می‌خواهد" - نه فقط توزیع که تولید و مصرف هم در هر حوزه‌‌ای؛ اگر که ما نمی‌توانیم درست انجام‌اش دهیم و به نتایج لازم برسیم بخاطر اینست که علی‌رغم تاریخ زیست اجتماعی هزاره‌ای‌مان، به دلایل مختلف که جای بحث دارد، هنوز بر فرهنگ لازم برای انجام امور خود مجهز و مسلط نیستیم و به بیان دیگر فرهنگی عمل نمی‌کنیم از این نظر، به باور بنده، "فقر فرهنگی" در ارتباط با هر امری زمینه‌ساز مسائل و مشکلات ما در هر حوزه‌ایست و شایستگی "مادرمسأله" بودن را دارد. فقر فرهنگی یعنی که یا نمی‌دانیم یا نمی‌توانیم و یا به هر دلیل نمی‌خواهیم ریل‌های لازم برای رویه‌‌ها و روندهای عملی شدن امور در حوزه‌های مختلف را در بستر جامعه تعبیه و تنظیم کنیم و از این جهت تقریبا در هر حوزه‌ای درگیرودار مسائل و مشکلات ناشی از نادانی‌ها و ناتوانی‌ها و نارسایی‌ها هستیم. 

 

     این طرزفکر و طرزتلقی که ارائه شد طبیعتا واجد سایه‌های پنهان و آشکاریست که قطعا به نور نقدها و نظرهای دوستان اندیشمند به روشنایی گراییدنی‌ست؛ امید که حاصل این تبادل نظرها به نفع جامعه و حل مسائل مختلف آن تمام شود.

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, بررسی مسائل اجتماعی, مسائل اجتماعی ایران, حسین شیران

[ پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]