جامعه شناسی شرقی تقدیم میکند:
کتاب «مفاهیم اساسی در جامعه شناسی» Essential Concepts in Sociology
نوشته: آنتونی گیدنز و فیلیپ ساتن Anthony Giddens & Philip w. Sutton
ترجمه: حسین شیران Hossein Shiran

بزودی در وبسایت جامعه شناسی شرقی و کانال جامعه شناسان شرق
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, کتاب جامعه شناسی, آنتونی گیدنز, حسین شیران
[ سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
فرهنگ جامعه شناسی پزشکی Dictionary of Medical Sociology
نوشتۀ ویلیام سی. کاکرهام William C. Cockerham و فریس جی. ریتچی Ferris J. Ritchey
ترجمۀ حسین شیران Hossein Gh. Shiran
****************************************************
مقدمه: مروری بر جامعه شناسی پزشکی
«جامعه شناسی پزشکی» اگرچه بعنوان زیرشاخهای از «جامعه شناسی عمومی» رشتهای نسبتاً جدید محسوب میشود اما حالا دیگر به مرحلهای از رشد و توسعة خود رسیده است که یک فرهنگ لغت برای کمک به تعریف اصطلاحات و زمینههای مطالعاتیاش به یک ضرورت تبدیل شده باشد. امروزه جامعهشناسان پزشکی یکی از بزرگترین گروههای جامعهشناسان جهان را تشکیل میدهند؛ بعنوان مثال، در «انجمن جامعه شناسی» انگلیس و آلمان بخش «جامعه شناسی پزشکی» بزرگترین بخش تخصصی است؛ در میان جامعهشناسان آمریکایی هم جامعهشناسان پزشکی در ردة دوم قرار دارند. ضمن اینکه انجمنهای «جامعه شناسی پزشکی و سلامت» سایر کشورهای اروپایی و نیز ژاپنی هم وجود دارند که باید آنها را هم در نظر داشت.
از زمان پیدایش «جامعه شناسی پزشکی» در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، این رشته نه تنها توانسته است تعداد زیادی از پزشکان را به خود جلب کند بلکه توانسته است اعتبار مالی قابل توجهی برای پژوهشهای خود جذب کند، فرصتهای شغلی مهمی در داخل و خارج دانشگاهها فراهم سازد، کتابهای متعدد ارائه دهد و حجم بالایی از مقالات مندرج در مجلات تخصصی و عمومی را به خود اختصاص دهد.
«جامعه شناسی پزشکی» در ابتدا با گرایشی متفاوت نسبت به زمینههای محوری «جامعه شناسی» کار خود را آغاز کرد (Ruderman : 1981). برخلاف دین، حقوق، سیاست، شیوههای تولید اقتصادی و فرآیندهای اساسی اجتماعی، «علم پزشکی» به این دلیل که یک نهاد شکلدهنده به اجتماع بشری نبود از جانب نظریهپردازان پیشگام جامعه شناسی نادیده انگاشته شد. از این جهت سن «جامعه شناسی پزشکی» به پیش از اواخر دهة 1940 قد نمیدهد و تنها از اوایل دهة 1950 بود که یک فضای فکری بسیار متفاوت از تخصصهای سنتی «جامعه شناسی» که بطور مستقیم ریشه در تفکر اجتماعی قرن نوزدهم داشت بوجود آمد؛ در نتیجه، «جامعه شناسی پزشکی» در شرایطی بیشباهت به بسیاری دیگر از زیرشاخههای «جامعه شناسی» رشد و نمو پیدا کرد.
مهمترین وجه این بیشباهتی در این اصل است که «جامعه شناسی پزشکی» در آغاز از سوی کارگزاران و سیاستگزاران مالی و اعتباری بود که احساس نیاز شد [و نه فیلسوفان و متفکران و نظریهپردازان جامعهاندیش] و در حقیقت امر نخست اینها بودند که در زمینههای کاربردی چشم انتظار دانشی اجتماعی بودند که بتواند در حرفة پزشکی، کمپینهای سلامت عمومی و تدوین سیاستهای سلامت بکار بسته شود؛ در حالیکه سایر تخصصهای جامعهشناختی در ارتباط با قشربندی اجتماعی، گروهها، سازمانها، کار، سیاست و مانند آن زمینهساز نظریهها شدند و مطالعات کلاسیک برجستهای توسط چهرههای بزرگ «جامعه شناسی» در این زمینهها صورت پذیرفت.
با این حال، رشد فوقالعادة «جامعه شناسی پزشکی»، هم در ایالات متحده و هم در اروپا در سالهای اخیر به احتمال زیاد نمیتوانست بدون حمایتهای مالی قابل توجهی که برای مطالعات کاربردی از سوی دولتهای متبوع فراهم شد محقق شود. بعنوان مثال، در ایالات متحده، که «جامعه شناسی پزشکی» به حد اعلای رشد و توسعة خود رسیده است، پیدایش این علم تا حد زیادی نتیجة توسعة «موسسة ملی سلامت» (NIH) در اواخر دهة 1940 بوده است؛ علیالخصوص تأسیس «موسسة ملی سلامت روان» (NIMH) که مطابق نظر «اگوست هالینگزهد۱» (1973) که خود در برخی از برنامههای تحقیقاتی اولیه شرکت داشته است، در ترغیب و تأمین بودجة پروژههای اجتماعی و پزشکی مشترک بسیار مؤثر بوده است.
بقول «ملکم جانسون2» (1975) «با تزریق این پولها بود که نیروی محرک برای انجام کارها فراهم شد و جامعهشناسان و پزشکان کمکم علایق خود را تغییر دادند و با آغوش باز رشتة «جامعه شناسی پزشکی» را پذیرا شدند». زمانی «آلوین گولدنر۳» (1970) گفت که علوم اجتماعی در واقع تلاشهای دولتی خوبْتامینمالی شده برای کمک به حریف شدن با مسایل جامعة صنعتی و مشکلات دولت رفاه در غرب در دوران پس از جنگ جهانی دوم هستند؛ نخستین نمونه از این نوع علم اجتماعی «جامعه شناسی پزشکی» بود که در سایة این تلاشها پا به عرصة وجود گذاشت.
وضعیتی مشابه آنچه که در آمریکا رخ داد در اروپا هم پیش آمد. مطالعة انجام شده در اوایل دهة 1980 در نهایت چنین نتیجه گرفت که از نقطه نظر اغلب پاسخدهندگان، حمایتهای مالی دولت از تحقیقات، عامل اصلی کشش و جذابیت این رشته بوده است. این تحقیق تنها بخش کمی از این کشش و جذابیت را در ارتباط با دپارتمانهای «جامعه شناسی» دانشگاهها دانست و در کل پیوستگی ضعیفی میان این رشته و رشتة «جامعه شناسی عمومی» به تصویر کشید.
در تعیین تشخص و هویت یک فرد به عنوان جامعهشناس پزشکی علایق و پیوستگیهای کاری بیشتر از پیش نیازهای حرفهای و تخصصی ترجیح داده شد و طرح اشتغال غالب در این تحقیق، کار در یک موسسة پزشکی در نقشهای کاربردی و عملیاتی همچون پژوهشگری بود. علاوه بر این، تنها حدود یکچهارم از پاسخدهندگان درجة دکتری در «جامعه شناسی» داشتند و حدوداً یکسوم از آنها که خود را جامعهشناسان پزشکی معرفی کرده بودند در طول تحصیلشان هیچگونه آموزش رسمی در زمینة «جامعه شناسی پزشکی» (اگرچه بمدت یک دوره / سمینار / کارگاه مصوب) دریافت نکرده بودند (Claus : 1982).
1- August Hollingshead
2- Malcolm Johnson
3- Alvin Gouldner
پایان بخش دوم
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی پزشکی, ویلیام سی کاکرهام, حسین شیران
[ دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
کودکان کار
پریسا نقی پور
در این کوره راه زندگی که خواسته یا ناخواسته در قبرستانی که بقولی در زبان محاوره آرامستان نام گرفته گذری می کنم. چشمم به قبری می افتد که انگار تازه صاحب مرحومی شده و نسبت به سایر قبور رفت و آمدهای زیادی دارد. مردم دور آنرا حلقه زدند کودکانی را بوسطه آب ریختن روی قبر می بینم که با چه عجله و رقابتی در حال تکرار کار خودشان هستن، که همچون پروانه به دور شمع دور این قبر می چرخند تا بابت کاری که می کنند پولی و اجرتی بگیرند. اگر به صاحب عزا بگویید که با این کار نوعی بدآموزی می کنید قبول نمی کنند چرا که معتقدند یکبار است و تمام مساله چندبار یا یکبار برای شما اتفاق افتاده نیست.
وقتی کلی به قضیه نگاه می کنیم در جامعه می بینیم که کارهای بسیار بسیار سلف و دست پایینی موجبات رونق در کار و کاسبی می شود که کودکان ما بدون داشتن نوعی مهارت و مفید بودن در امر تولید همچون علف هایی هرز که از اطراف اشغال رشد می کنند که از یک طرف هیچ فایده ای به خود و جامعه نداشته و از طرف دیگر شغل های کاذبی را در بطن جامعه توسعه می دهند. پیشرفت کلی یک جامعه را طرز فکر کوچک شهروندان تشکیل می دهد. وقتی که ما بزرگترها منافع مادی و خصوصی خود را به منافع مشترک معنوی و ملی ترجیح می دهیم و اولویتی خاص قایل می شویم آینده کودکانی را می سازیم که باید کاسه بدست به این و آن باید گدایی کنند.
ماهیت اصلی کار باید تولید باشد نه اینکه واسطه گری و دللالی، که هیچ نقش مثبتی در توسعه و رشد کار و سرمایه ندارد. بواسطه همین واسطه گری هاست که آحاد آن جامعه باید به بهره کشی از انسانهای پاک نهاد تن داده چرا که هیچ نقشی را در افزایش تولید ملی نخواهد داشت. بیایید از دوران کودکی فرزندانمان به دیده تکریم به آنها نگاه کنیم نه بهره کشی و استثماری که در آن همه علایق و استعداد های آنها باید نابود شود. کودکم کودک بمان! چون هنوز بزرگان آموزش مهارت های لازم زندگی را نتوانسته اند بخوبی یاد دهند. تا وقتی خودمان تن به کار نمی دهیم و از طفره رفتن از کار احساس شادمانی می کنیم بدان که هنوز اسیر هوا و هوس هایی هستیم که انگار در خدمت تنبلی و بیکاری هستیم که سودی بهمراه نخواهد داشت.
باید از کودکی یادگرفت که آنچه موجبات ترقی و پیشرفت خانواده و جامعه و یا کشور می شود انجام کار مفید است که بتواند نیازهای اساسی جامعه را حل کند داشتن امنیت شغلی که بتواند فرد را در مقابل حوادث بیمه کند تا با خیال راحت زندگی نماید کودکی شروع فصل تلاش و سازندگی است از کودکی در پی شغلی که نتایج مفیدی داشته باشد نه شغل های کاذبی که چند صباحی دوام نمی آورند از خود نامی و یادی برجای نمی گذارند.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: مسائل اجتماعی ایران, کودکان کار, جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی
[ سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
موقعیت فراز، موقعیت فرود - بخش یازدهم
حسین شیران
آن دسته از متفکران که در برابر هرگونه دوسوگراییهای افراطی به «حدّ واسط آن دو» گرایش پیدا میکنند و یا بعبارت دیگر در مقابل فریادهای گوشکرکن «این است و نه آن»های برخاسته از هر دو سو، به اعتدال زمزمههای «هم این است و هم آن» سرمیدهند میدانیم که علیالقاعده «تلفیقگر» یا «تلفیقگرا» خوانده میشوند. «تلفیقگران» نقطۀ آغاز کارشان بدواً نومیدی از منازعات فکری بیپایان و بیهودهایست که «اربابان اندیشههای افراطی» در هر دو سو آغازگر آن بودهاند و باز هم میباشند! اگر چه این عادت ناصواب «تاریخ» است که «اربابان افراطگر» را بسی بهتر بخاطر مبارک میسپارد تا هر کس دیگر را، با این وجود، «تلفیقگران» خودخواسته از خیر این «خوشخوانی تاریخ» درگذشته و با تمام وجود «حقجویانه» در ساحت استوار «اعتدال» اردو میزنند!
این «حقجویانه» که میگویم از این باب است که اینجا و در این نقطه، «تلفیقگران» عملاً در قامت «انسان حقیقتجو» ظاهر میشوند و این حرکتشان که «حقیقت» را در جایی به دور از دو سو جستجو میکنند هم رسماً در حریم فرهنگ و قاموس «حقیقتجویی» قرار میگیرد؛ مطابق این قاموس، هر گاه کشاکش میان دو گروه یا دو گرایش فکری بجایی رسید که با گذشت زمان هیچ یک نتوانست عملاً و نظراً بر دیگری غلبه کند این یعنی که «حقیقت» را باید جایی در «حدّ واسط» آندو کندوکاو کرد!
به اینسو و آنسو کشیدنهایی که همیشه بر سر «حقیقت» رخ میدهد که نباید توجه داشت! «جایگاه حقیقت» همواره به دور از دوسوگراییها جایی در «میان» آن دو سو میباشد؛ حال اینکه این یا آن دسته چنین فکر میکنند که حقیقت به اطلاق در سمت و سوی آنها و با آنهاست به باور من، اگر که بخش کوچکی از آن را به حساب «غرضورزی و حقپوشانی»شان بگذاریم بخش اعظم آن را باید به حساب «خطای دید» و «تصور موهوم» ناشی از آن بگذاریم!
اینکه هر کس و یا هر گروهی چنین فکر میکند که «حقیقت با اوست» درست به این میماند که در جمعی پراکنده در یک اتاق که به صفحۀ یک تلویزیون نگاه میکنند آنگاه که گویندهای در آن رو به آنها سخن میگوید هر کس در هر کجا که نشسته است با خود چنین میانگارد که گوینده رو به او و تنها با او سخن میگوید و با دیگرانش هیچ کاری نیست! آنچه مزید این تصور و توهم است اینست که ای عجب او هر کجا که رود گوینده هم او را همراهی میکند و هیچ چشم از چشم او برنمیدارد! ...
حالا حکایت امثال ما و کشاکشمان بر سر نفس «حقیقت» و توصیف و تصرف آن هم چیزی شبیه این ماجراست! ماها اغلب فراموش میکنیم آنچه که در رابطه با «حقیقت یک امر» فریاد میزنیم کلاً نتیجۀ «دید»یست که از یکسو «شرایط موجود» و از سوی دیگر «موضع و موقعیت» ما نسبت به آن امکانش را برای ما فراهم ساخته است! «کموکیف خود امر» هم که دخیل بر ماجراست! با این توصیف چرا نباید همواره این «اطمینان» و یا لااقل این «احتمال» را بخود بدهیم که با تغییر شرایط و تغییر موضع و موقعیتمان نسبت به امر، بدواً «دید»مان نسبت به موضوع و بعداً «پندار و گفتار و کردار (یا بقولی سهگانههای عاملیت انسانی)مان نسبت به آن هم دستخوش تغییر و تحول گردد؟! تاریخ زیست بشر آیا کم داشته است و دارد از این تغییر و تحولها؟!
پایان بخش یازدهم
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی, ساختارگرایی, ارادهگرایی
[ سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
فرهنگ جامعه شناسی پزشکی Dictionary of Medical Sociology
نوشتۀ ویلیام سی. کاکرهام William C. Cockerham و فریس جی. ریتچی Ferris J. Ritchey
ترجمۀ حسین شیران Hossein Gh. Shiran
****************************************************
پیشگفتار
به محض اینکه یک رشته یا یک تخصص علمی با یک عینیت و هویت مشخصی رشد و توسعه مییابد نوعاً اجماع بر سر اینکه چه مفاهیمی در کانون مباحث آن رشته قرار بگیرند و نیز اینکه چه تعاریفی دقیقاً مبین این مفاهیم باشند هم بتدریج پدید میآید. در ارتباط با رشتۀ «جامعه شناسی پزشکی»1 و در حوزهای فراختر از آن «جامعه شناسی سلامت و بیماری»2، خیلی وقت است که زمان ارائۀ یک «فرهنگ اصطلاحشناسی» فرارسیده است. به عنوان یک تخصص جامعهشناختی، «جامعه شناسی پزشکی» تاریخ و ادبیات مجزایی دارد که به تحقیق محدودهای بالغ بر چهار دهه را دربرمیگیرد. این ادبیات ترکیبی است از دو دانش «پزشکی»3 و «جامعه شناسی»4 و در حقیقت بازنمایندۀ تحلیل مناسبات میان «طب medicine»، «تندرستی health» و «جامعه society» میباشد.
در کنار جامعه شناسان پزشکی، پزشكان، پرستاران، روانشناسان، مددکاران اجتماعى، درمانگران، مديران بيمارستان، شرکتهاى بيمۀ سلامت، اقتصاددانان سلامت و چون اینها، در پژوهشها، مراقبت از بیمار و عملکردهای شغلیشان به بینشهای اساسی جامعهشناختی اتکا و استناد میکنند. بر این اساس این فرهنگ نه فقط میتواند یاریگر اساتید و دانشجویان «جامعه شناسی پزشکی» باشد بلکه همچنین میتواند یاریگر شاغلان و پژوهشگران در رشتههای مرتبط با آن هم باشد که بهر حال با اصطلاحات جامعهشناختی و تعاریف مورد نیاز سروکار پیدا میکنند.
در این فرهنگ هر کجا که اصطلاحات به بیش از یک شیوه بکار برده شدهاند تعاریف متعددی را برای آنها فراهم نموده یا تعریف مورد اجماعی را در ارتباط با آنها جستجو کردهایم. اگر نه برای همه، دستکم برای اغلب اصطلاحات متعارف، بحث مختصری از مقالات نظری و عملی مرتبط با آنها را تدارک دیده و زمینههای کاربرد آنها را هم توضیح دادهایم. برای برخی اصطلاحات هم به اقتضاء، ارجاع متقابل به اصطلاحات مرتبط را فراهم ساختهایم تا به خواننده در جادادن درست یک مفهوم در زمینۀ تحقیقات معمولش یاری رسانده باشیم. ارجاعات متقابل آن اصطلاحاتی هستند که با حالت برجسته نمایان شدهاند. به این ترتیب ما امیدواریم که مطالعۀ این فرهنگ خوانندگان را هر چه بیشتر به سمت حوزۀ «جامعه شناسی پزشکی» سوق بدهد.
اصطلاحات موجود در این فرهنگ بواسطۀ یک بازنگری منظم شاخصهای مطرح در متون و آثار پژوهشی متعدد در زمینۀ «جامعه شناسی پزشکی» انتخاب شدهاند. در مجموع ما مجلدات چندین نشریۀ جامعهشناختی پنج سال گذشته را مرور کردهایم، همچنین لیستی از کلمات کلیدی را از منابع و نرمافزارهای مرجع از قبیل Index Medicus ، Sociological Abstracts و Medline بررسی کردهایم.
بهر حال جامعه شناسی یک رشتۀ پژوهشی با زمینههای کاربردی متعدد است؛ علاوه بر این، این علم همچون هر علم دیگری از اصطلاحات حوزههای مرتبط هم وام گرفته است؛ بر این اساس ما لازم دیدیم برای جادادن اصطلاحات در این فرهنگ مجموعهای از معیارها را در نظر بگیریم؛ این معیارها عبارتند از:
1- اصطلاحات عامی که توسط جامعهشناسان پزشکی ایجاد شده و مکرراً در پژوهشهای جامعهشناختی مورد استفاده واقع شدهاند.
2- اصطلاحات توصیفی که توسط جامعهشناسان پزشکی ایجاد شده و در قالب تعاریفی دقیق ترویج و تضمین شدهاند.
3- اصطلاحاتی از حوزههای مرتبط که بخاطر کاربرد عملیشان بطور منظم توسط جامعهشناسان پزشکی مورد استفاده واقع شدهاند (مانند اصطلاح «شیوع»5) و
4- به استثنای اصطلاحاتی از رشتههای مرتبط که از خواننده انتظار میرود در جایی دیگر تعریفی برای آن بیاید (مانند «بینظمی» یا «اغتشاش دوقطبی»6 که یک اصطلاح روانپزشکی است).
در مجموع، اصطلاحات فراوانی وجود دارند که بطور مشترک در جامعه شناسی و رشتههای مرتبط دیگر بکار برده میشوند؛ از این اصطلاحات تنها آنهایی در این فرهنگ گنجانده شدهاند که غالباً توسط جامعه شناسان پزشکی بنا به تناسب کاربردشان با سطوح تحلیل جامعه شناختی و حوزههای نظری بکرّات مورد استفاده واقع میشوند (مانند «اجتماع»7، «گروه8»، «سازمان»9، «ساختار»10، «رابطه»11 و غیره). ما همچنین توصیفی از جهتگیریهای نظری جامعهشناختی برگزیده همچون «کارکردگرایی12» و «کنش متقابل نمادین13» را هم در آن گنجاندهایم.
کتابشناسی ضمیمه شده در آخر این فرهنگ، از نقطهنظر عملی، دربرگیرندۀ بسیاری از منابع مفید برای ادبیات تحقیق در ارتباط با یک مفهوم خاص است. سبک استناد یا نقلقولها به شیوۀ «مجلۀ جامعه شناسی آمریکا14» است. مدخلهای کتابشناسی به ترتیب حروف الفبا بر اساس نام خانوادگی نخستین نویسنده است. البته مدخلها در این فرهنگ به ترتیب الفبا هستند اما بدون حروف تعریفی همچون an و the . هر کجا که اَشکال گوناگونی از یک مفهوم بطور معمول مورد استفاده واقع میشوند ارجاع متقابل به آن شکلی صورت گرفته است که به باور ما بیشتر مورد استفاده واقع گشته و بیشتر شناخته شده است.
در نهایت، نویسندگان مایلاند از کمکهای بیدریغ «جفری ام. کلیر15» و «مایکل ریگلی16» قدردانی کنند که ایدۀ معیار گنجاندن اصطلاحات را فراهم ساختند و نیز مایلاند از «تاکایو اشفورد17» و «کریستین لیندکوئیست18» از بابت کمک به جستجوی کتابخانهای و «کلی لاون19»، «شیلا وایدنر20» و «جکی سکین21» برای مونتاژ نسخه خطی تشکر کنند.
پایان بخش اول
1- Medical Sociology
2- Sociology of Health and Illness
3- Medicine
4- Sociology
5- Prevalence
6- Bipolar Disorder
7- Community
8 - Group
9- Organization
10- Structure
11- Relationship
12- Functionalism
13- Symbolic Interaction
14- The American Sociological Review
15- Jeffrey M. Clair
16- Michael Wrigley
17- Takayo Ashford
18- Christine Lindquist
19- Kelli Lawhon
20- Sheila Widener
21- Jackie Skeen
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی پزشکی, ویلیام سی کاکرهام, حسین شیران
[ یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
نرمافزار اندروید جامعه شناسی Social Theory
حاوی اهم مطالب در خصوص 37 نظریهپرداز اجتماعی به زبان انگلیسی
نمایی از محیط داخلی این برنامه را در تصاویر زیر ملاحظه فرمایید:


برای دانلود رایگان نرمافزار اندروید جامعه شناسی Social Theory لینک زیر را پی بگیرید:
Social_Theory.apk
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعهشناسی شرقی, جامعه شناسی, نرمافزار اندروید جامعه شناسی, نظریه پردازان جامعه شناسی
[ پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
فرهنگ جامعه شناسی پزشکی Dictionary of Medical Sociology
نوشتۀ ویلیام سی. کاکرهام William C. Cockerham و
فریس جی. ریتچی Ferris J. Ritchey
ترجمۀ حسین شیران Hossein Gh. Shiran

در «جامعه شناسی شرقی»
(این مطلب بدلیل حذف اتفاقی برخی از مطالب سایت در سال 1393 از جمله بخشهای نخست این کتاب از روی سرور دوباره بازنشر میگردد!)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی پزشکی, ویلیام سی کاکرهام, حسین شیران
[ سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
موقعیت فراز، موقعیت فرود - بخش دهم
حسین شیران
در خصوص حاکم بودن «ارزشها و هنجارها» بر اعضاء جامعه ضرورتاً باید یک نکته را آنهم بحد کافی مورد توجه داشته باشیم و آن اینکه این «حاکمیت» که نوعی «حاکمیت ساختاری»ست، صرفنظر از خوب یا بد و یا لازم یا نالازم بودنش، علیالواقع هیچگاه «مطلق» و «بلامنازع» نبوده و نیست حتی اگر که در بادی امر خود اینگونه بنماید! گرایش به چنین طرز تفکری، خواهناخواه و یا آگاهناآگاه، ما را به سمت و سوی مکتب «اصالت ساختار» سوق میدهد در حالی که «عقل و شعور حقیقتجویی»- آنسان که ما در تیپ ایدهآل «انسان حقیقتجو» سراغش میگیریم، خود چنین حکم میکند که از این مکتب فکری تا جایی که از مکتب مقابل آن یعنی مکتب «اصالت ارادۀ انسانی» سر درنیاوریم باید دوری گزینیم!
این هر دو مکتب از این جهت که در تعریف و تبیین «واقعیت»، پا را بسی بیرون از دایرۀ «اعتدال» مینهند عملاً از حریم « حقیقت» دور میافتند! علیالواقع انسان نه آنسان که آن سر طیف معتقد است دربند «ساختار» است- چه اگر اینچنین میبود زندگی جامعوی بشر اینهمه دستخوش تغییر و تحول نمیگشت و عملاً در همان اشکال ساختاری آغازیناش فرومیماند؛ و نه اینسان که این سر طیف میاندیشد فارغ از هر جبری، آزاد و مختار میزید- که اگر اینچنین هم میبود بقول معروف سنگ روی سنگ بند نمیشد و اصلاً و اساساً هیچ ساختاری شکل نمیگرفت که مبتنی بر آن ساختار کلانی همچون «جامعه» هم شکل بگیرد!
حال اینکه میبینیم به هر نوع هم «جامعه» شکل گرفته است و هم این «جامعه» بواسطۀ «ارادۀ عوامل انسانی» بارها و بارها در طی دوران دچار «دگرگونی» گشته است واقعاً خود نشانۀ چیست؟ آیا جز این بوده و است که به هر حال، بر خلاف اطلاقگراییها و یکسونگریهای این سر یا آن سر طیف، علیالواقع مطابق آنچه که تاریخ زیست بشر مینماید، هم «آن» بوده است و هم «این»، و هر دو به هر شکل در «تقابل و تعامل» باهم چنین سیر تحولاتی را در امر جامعه جاری ساختهاند و آن را بحدی که کنون شاهد آن هستیم رساندهاند؟ ...
این بحث که در ادبیات «جامعه شناسی» بیشتر به بحث دوسویۀ «ساختار/ عاملیت Structure / Agency» معروف است و از قضا یکی از بحثهای مهم و حیاتی در حوزۀ تفکر اجتماعی میباشد و حتی برخی همچون «مارگارت آرچر Margaret Archer» آن را «بنیادیترین قضیه در نظریۀ اجتماعی نوین» قلمداد کردهاند، اگرچه در بدو امر جامعه شناسان را حسب گرایششان به این یا آن عامل به دو دسته تقسیم کرده است اما جای خوشبختیست که «ازپیآیندگان» هرگز در بند این «دوگانگی» درنماندهاند و به تحقیق با گریز از هر گونه سوگرایی افراطی، بحق «حقیقت» را جایی در «حد واسط» ایندو سو مورد جستجو قرار دادهاند!
پایان بخش دهم
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, ساختارگرایی, ارادهگرایی
[ دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۵ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

