اصطلاح شناسی در جامعه شناسی 1 Terminology in Sociology
پیشگویی خودبرآور Self Fulfilling Prophecy
حسین شیران
Prophecy در اصل به معنای پیامبری (که البته درستش پیام آوری است) و تلویحاً غیب گویی می باشد؛ «کارل پوپر Karl Popper» این واژه را در ارتباط با پیشگویی هایی که اراده و دخالت انسان در تحقّق آنها هیچ نقشی ندارد، وارد جامعه شناسی کرد؛ امّا اصطلاحِ Self Fulfilling Prophecy در واقع از «رابرت مرتون Robert K. Merton» می باشد؛ نخستین بار وی این اصطلاح را در کتاب «نظریۀ اجتماعی و ساختار اجتماعی» در اشاره به پیشگویی هایی که خود در تحقّقِ خویش نقش دارند بکار برده است.
پوپر تأکید داشت که جامعه شناسان باید میان دو نوع پیش بینی تمایز قائل شوند: الف- پیش بینی مبتنی بر "قوانین علّی" و ب- پیش بینی مبتنی بر "روندهای جاری"؛ نوع اخیر که بیشتر در علوم انسانی بخصوص حوزۀ جامعه شناسی مطرح است از قدرت و دقّت نوع اوّل برخوردار نیست و اگر کسی در اینگونه موارد دست به پیش بینی بزند برای جبران این ضعف، ناگزیر باید از شناختهای دیگری هم کمک بگیرد؛ از اینروست که پوپر از اصطلاح پیشگویی یا همان پیامبری و غیبگویی در این مورد استفاده می کند. اما پیشگویی هایی هم وجود دارند که خود، مسبّبات برآورده شدن خویش را فراهم می سازند؛ در این نوعِ خاصّ اگرچه پیشگو از روندهای جاری آگاه است اما هیچ غیبگویی در کار نیست بلکه در واقع، این اعتبار پیشگو در نزد عموم است که سبب می شود مردم با اعتماد به توصیفات او عمل کنند و جریان حوادث را به سمت برآورده شدنِ پیشگویی تغییر دهند. این همانست که مرتون تحت عنوان "Self Fulfilling Prophecy" از آن یاد می کند.
برای این اصطلاح، مطابق روالی که ما در این مجموعه واژه شناسی ها بکار خواهیم بست و آن عبارت خواهد بود از ترجمۀ واژه به واژه یا همان معادل لغوی اصطلاحات (در برابر معادل مفهومی)، معادلِ "پیشگویی خودبرآور" را در نظر گرفته ایم (Fulfilling یعنی تکمیل کردن/ تمام کردن/ برآوردن)، اما باید گفت که در جاهای دیگر معادلهای دیگری هم برای آن در نظر گرفته شده است؛ بعنوان مثال "دکتر سروش" در ترجمۀ کتاب فلسفۀ علوم اجتماعی «آلن راین Alan Ryan» معادلِ "پیشگویی منجّز خویش" را برای آن در نظر گرفته اند و "دکتر ساروخانی" در دایره المعارف علوم اجتماعی (جلد دوم) "پیشگویی تأثیربخش" را و جناب "نوربخش گلپایگانی" هم در کتاب مفاهیم اساسی در علوم اجتماعی - زبان تخصصی علوم اجتماعی، "کامیابی فراخود" را.
معادل دکتر سروش، هم مفید معناست هم بازگردان واقعی اصطلاح؛ تنها عیبش اینست که جناب ایشان، مطابق روال معمولشان، واژه ها را بیشتر به عربی باز می گرداند تا فارسی! بطور کل در مطالعۀ آثار ایشان اگر هم نیازی به لغتنامه های فرانسه و انگلیسی نباشد به نوع عربی اش حتماً هست! (مُنَجَّز یعنی روا شده). معادل دکتر ساروخانی اگرچه مفید معناست اما بازگردان واقعی واژه ها نیست (یعنی Self Fulfilling بمعنای تأثیربخش نیست)؛ معادل مورد استفادۀ نوربخش گلپایگانی هم ضمن احترام به نظرشان، به عقیدۀ حقیر نه مفید معناست و نه بازگردان واقعی واژه ها! تا نظر دیگران چه باشد!
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, اصطلاح شناسی جامعه شناسی, Self Fulfilling Prophecy
[ دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
جامعه شناس شرق می گوید - بخش پنجم
حسین شیران
تفاوت انسان فرهنگی با انسان غیر فرهنگی در اینست که
اولی مدام به قانون می اندیشد مگر آنکه خلافش ثابت شود
و دومی مدام به خلاف می اندیشد مگر آنکه قانون دست و پاگیرش شود.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, حسین شیران, مسائل اجتماعی ایران
[ دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
زخمهای من ، زخمهای تو!
پشت چراغ قرمز، پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک هی داد می زد: آقا! آقا! چسب زخم! چسب زخم نمی خواهید؟ پنج تایش صد تومان!... شیشه را پایین کشیدم و گفتم: بیار پسرجان بیار! تمام چسبهایت را هم اگر بخرم نه زخمهای من خوب می شود و نه زخمهای تو!
(بر رسیده از یک دوست!)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی ادبیات, مسائل اجتماعی ایران
[ یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
جامعه شناسان ناآرام Unrestfull Sociologists
بخش پنجم
اگوست کنت Auguste Comte
حسین شیران
سال 1844 درکل برای کنت سال متفاوتی بود چرا که آغازگر سالهایی بود که او خود آن را "دومین دورة زندگی" اش می نامید (The Second Career)؛ بعنوان نخستین پیشامد در این سال کنت مقام ممتحنی اش در پلی تکنیک را از دست داد؛ علت این پیشامد جز این نبود که کنت در آخرین جلد از اثر شش جلدی اش "دروس فلسفه اثباتی" (The Course on Positive Philosophy) که در سال 1842 منتشرش کرده بود به مدرسة پلی تکنیک هم انتقاداتی روا داشته بود؛ این مسئله از چشم مسئولان پلی تکنیک بدور نمانده بود و بهر ترتیب مسببات ناراحتی آنها را از او فراهم ساخته بود؛ و بطور مشخص همین ناراحتی ها بود که در آخرسر، کار دست کنت داد و در این سال، مانع تمدید قرارداد او برای سالهای آتی شد. ...
هرچه بود در این سمت که از سال 1836 کنت متصدی آن بود برای نخستین بار در طول زندگی اش به درآمد کافی دست یافته بود و بهر ترتیب در طی این هشت سال خیالش از بابت هزینه های گذران زندگی اش راحت شده بود! اما اخراج او از پلی تکنیک باز ورق را برگرداند و برای چندمین بار او را در طول عمرش با مشکل معیشتی روبرو کرد؛ با اینحال کنت چندان به دردسر نیفتاد چرا که در این برهه مصداق این ضرب المثل ما ایرانیها گشت که " چو ایزد زحکمت ببندد دری/ ز رحمت گشاید در دیگری!" ...
چندی بود که از نشر افکار کنت در فرانسه و اروپا می گذشت و در این مدت او دوستان و پیروان بزرگ و نامداری از این باب بدست آورده بود؛ بخصوص در بریتانیای کبیر که فلسفة اثباتگرای او حتی بیش از آنچه که در خود فرانسه مطرح باشد در آنجا مورد استقبال واقع شده بود؛ هرچه بود در سرزمینی که بیکن (Bacon) ها و هابز (Hobbes) ها و لاک (Locke) ها و هیوم (Hume) ها و بنتام (Bentham) ها در آن زیسته بودند و هنوز میل (Mill) ها و هریسن (Harrison) ها در آن می زیستند و از فضای اندیشة آن چیزی جز تجربه گرایی (Ampiricism) و مادی گرایی (Materialism) و حس گرایی (Sensationalism) و شک گرایی (Scepticism) و سودگرایی (Utilitarianism) استشمام نمی شد طبیعی بود که اثباتگرایی کنت که با تمام توان، پایان دوره های الهی (دین) و مابعدالطبیعی (فلسفه) و آغاز دوران علم و صنعت و نظم و پیشرفت را فریاد می زد میدان گیر شود! ...
و این برای کنت بسیار مغتنم بود که افکارش در سرزمین ثروتمندی چون بریتانیای کبیر مقبول عام و خاص می شد چه از هرچه بگذریم در روزگاری که دیگر داشت به نان شب اش هم محتاج می شد دستهای یاریگر از آنسوی دریای مانش صمیمانه به فریادش رسیدند و او را از قحطی معیشتی پیش آمده نجاتش دادند! یکی از این یاریگرهای بنام، "جان استوارت میل" (John Stuart Mill/1806-1873) بود؛ او از چهارده سالگی کنت را می شناخت؛ دقیقاً از سال 1820 که پدرش او را برای یک سفر یکساله به فرانسه فرستاده بود؛ او که خود نابغه ای بزرگ در عالم فکر و اندیشه بود- بطوریکه از سه سالگی تحت تعلیمات سختگیرانه پدرش آموزش زبان یونانی را آغاز کرده بود و از هفت سالگی خواندن آثار افلاطون را و از هشت سالگی آموزش زبان لاتین را، تا چهارده سالگی اغلب آثار کلاسیک جهان به ایندو زبان را خوانده بود و در هر صورت با وجود کم سن و سالی اش برای خودش صاحبنظری محسوب می شد! ...
او در بازدید از پاریس به ملاقات سن سیمون هم رفت و همانجا بود که با کنت جوان- که سه سالی می شد منشی سن سیمون بود و نوشتن را هم آغاز کرده بود، آشنا شد؛ از آن تاریخ به بعد او نوشته های کنت را هم زیر نظر داشت و با هر اثری که از کنت منتشر می شد بیشتر به سمت او کشیده می شد؛ تا آنجا که با انتشار نخستین جلدهای "دروس فلسفه اثباتی" بالاخره طاقت میل طاق شد و از فرط علاقه و ارادتی که به کنت پیدا کرده بود دست به قلم برد و طی نامه ای محبت آمیز خالصانه خود را مرید و پیرو او قلمداد کرد! ...
دوستی و نزدیکی میان آنها رسماً از سال 1841 آغاز شد و در سال 1844 که کنت از پلی تکنیک اخراج شد میل بقدری مشتاق و مدهوش فلسفة اثباتگرای کنت و شیفتة خود او بود که او را در این شرایط ناگوار تنهایش نگذارد! بنابراین بلافاصله با درک وضعیت کنت بی دریغ و بی منت دست حمایت گرش را از آنسوی دریا بر شانه های او گذاشت تا بی دغدغة هزینه های زندگی، به توسعة افکارش بپردازد- افکاری که سخت مورد توجه او بود و او را در توسعه و تکمیل افکاری که خود در ذهن داشت یاری می کرد! اما بهر نحو این نزدیکی و دوستی و این حمایت مادی و معنوی چندان هم بطول نینجامید و در نهایت در سال 1846 با قطع رابطة ایندو اندیشمند به پایان خود رسید!
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسان ناآرام, اگوست کنت
[ پنجشنبه ۱ دی ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
جامعه شناس شرق می گوید - بخش چهارم
حسین شیران
در جامعه ای که فرهنگ آن اصلاح نشده باشد بنیاد همه چیز بر باد خواهد بود.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, حسین شیران, مسائل اجتماعی ایران
[ شنبه ۵ آذر ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
جامعه شناسان ناآرام Unrestfull Sociologists
بخش چهارم
اگوست کنت Auguste Comte
حسین شیران
کنت بعد از ماجرای خودکشی اش در سال 1827 و دست بر قضا نجات یافتنش، با گذشت زمان بطور نسبی رو به بهبودی نهاد و بتدریج بر سر کارهای وامانده اش بازگشت؛ چهارم ژانویة 1829 روزی بود که او تدریس "دروس فلسفه اثباتی" را که با آغاز بحران روحی اش در سال 1826 نیمه کاره رها گشته بود، دوباره آغاز کرد؛ بعد از آن دیگر بطور جد روی دور افتاد و یکی پس از دیگری سری "دروس فلسفة اثباتی" را منتشر کرد؛ از سال 1830 تا سال 1842 که بالاخره توانست از شرّ کارولین راحت شود، او توانست که شش جلد آن را تمام کرده و منتشر سازد! ...
اما این تنها کاری نبود که کنت توانست در این مدت انجام دهد؛ حالا که او روحیه اش را باز یافته بود دیگر از هیچ کاری باز نمی ماند. در سال 1831 او طی یک همکاری افتخاری با شهرداری پاریس تدریس "ستاره شناسی برای عموم" را آغاز کرد و جالب اینکه تا سال 1848 بهر نحو این کار را ادامه داد! ... او در طی این سالها بعنوان یک آرزوی همیشگی، گوشه چشمی هم به مدرسة پلی تکنیک داشت؛ در واقع او به فکر عقده گشایی از این مدرسه بود؛ برای همین بارها از این مدرسه درخواست کرسی کرد؛ البته همانند سایر روابط او، ارتباط او با مدرسة پلی تکنیک هم پر فراز و نشیب بود؛ گاهی پیش خوانده می شد و گاهی هم پس رانده می شد! در سال 1831 درخواست کنت از پلی تکنیک برای تصدی کرسی آنالیز بی پاسخ ماند! اما سال 1832 این درخواست پذیرفته شد و کنت بعنوان مربی آنالیز و مکانیک در پلی تکنیک آغاز بکار کرد؛ ...
سال بعد او کرسی تاریخ را از کالج دوفرانس درخواست کرد اما درخواستش رد شد! همان سال از پلی تکنیک کرسی هندسه را مطالبه کرد اما بازهم جواب رد شنید! و این "نه" شنیدنها بود که مدام آن نخستین نقطة سیاه زندگی اش یعنی بسته شدن در پلی تکنیک را پیش چشمانش تداعی می کرد! همو که باعث ترک تحصیل اش شد و او را از دست یافتن به یک مدرک معتبر دانشگاهی محروم ساخت! و اینک او یک به یک داشت چوب آن حادثه را می خورد! اما کنت دیگر کسی نبود که مأیوس گردد و از تکاپو باز ایستد! او یکبار مزة تلخ ناامیدی را توأم با مزة آب رودخانة سن چشیده بود و دیگر نمی خواست که با وقوع چنین طوفان هایی جریان زندگی خویش را متلاطم سازد! بعد از آن اگرچه کنت هنوز نشانه هایی از آن بیماری در برداشت اما با کنترل اوضاع، روزگار را در شرایطی پیش می برد که کمترین آسیب را از این جهت ببیند! ...
کنت به تلاشهایش ادامه داد و در نهایت توانست در سال 1836 در سمت ممتحن (Tutor:) پستی را در پلی تکنیک بدست آورد؛ او این پست را تا سال 1844 در دست نگهداشت! در این فاصله او توانست از شرّ بزرگترین اشتباه زندگی اش یعنی ازدواج با کارولین فاحشه رها گردد و زانپس با خیالی نسبتاً راحت به تداوم کارهایش بپردازد! اما این آغازی برای آسایش فکر و خیال کنت نبود چرا که کمی بعد دست تقدیر یکبار دیگر یقة هنوز از رطوبت آب سن خشک نشدة اش را چسبید و او را بقول خودش وارد "دومین دورة زندگی" اش کرد!
پایان بخش چهارم
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسان ناآرام, اگوست کنت
[ سه شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
جامعه شناسان ناآرام Unrestfull Sociologists
بخش سوم
اگوست کنت Auguste Comte
حسین شیران
هنوز چندی از بهمریختگی رابطة اگوست کنت با سن سیمون و جدایی پر حرف و حدیث آنها از هم نگذشته بود که کنت گرفتار یک "رابطة شوم" و ناگوار دیگر شد و آن چیزی نبود جز آشنایی و ازدواج او با زنی بنام کارولین ماسین (Caroline Massin)؛ این قضیه که در سال 1825 برای کنت رخ داد سالهای بعدی زندگی او را بشدت تحت تأثیر قرار داد.
کارولین ماسین، صادقانه اگر بگوییم، یک روسپی تمام عیار بود و خود کنت هم از این قضیه کاملاً باخبر بود! در واقع او با آگاهی کامل از این مسئله به ازدواج با کارولین روی آورده بود! راستش او فکر می کرد که با این مسئله هرگز مشکلی نخواهد داشت و حتی آنرا یک "اقدام جوانمردانه" در حق یک فاحشة بدنام می دانست با این امید که بتواند با قابلیتی که در خود سراغ داشت مسببات اصلاح او را فراهم سازد و هر طور شده او را بر سر زندگی با خویش بیاورد! اما گذشت زمان ثابت کرد که کنت در این مورد بسی به خطا رفته بود! ...
در واقع کارولین هیچگاه آن زنی نشد که کنت ساده لوحانه از او انتطار می داشت! او مطابق رویه ای که از قبل در پیش گرفته بود هرگز نتوانست رابطة خود را تنها به یک مرد محدود سازد، حتی اگر آن مرد، فیلسوف جوانی بنام کنت بوده باشد که جسورانه و جوانمردانه حاضر شده بود آوازة نیمچه تحقق یافته اش را با شهرت فاحشه ای همچون او بهم بیامیزد! ... بر این منوال او چند بار کانون زندگی هرگز به گرمی نگراییده اش با کنت را ترک گفت و در هربار ضربات سخت و جبران ناپذیری را بر قامت روح و روان او وارد کرد. ...
از بد حادثه، این اتفاقات در زمانی رخ می داد که کنت جوان بعد از درگیری و جدایی اش از سن سیمون، از نظر فکری و کاری در موقعیت خاصی قرار گرفته بود و باصطلاح می رفت که ره صدساله اش را به یک شب بپیماید! اگرچه تلخی درسی که کنت از سن سیمون آموخته بود هنوز در ذهنش جاری بود و بر قلبش سنگینی می کرد اما همین مسئله از جهتی دیگر زمینة مساعدی را برای رشد و پیشرفت او مهیا ساخته بود؛ آن توان و آن غرور علمی و آن ادعای استقلال فکریی که او را از زیر سایة سنگین سن سیمون رها ساخته بود، همو بزودی (1826) او را با جرأت و طمأنینه خاصی پای تدریس "دروس فلسفة اثباتی" The Course on Positive Philosophy نشانده بود و از این باب خیلی زود نامدارانی همچون فوریه (Fourier)، هومبول (Humbolt)، کارنو (Carnot)، بلنویل (Blainville) و پوانسو (Poinsot) را به گرد او جمع کرده بود. و این برای او بسیار مغتنم بود که در همان آغاز کارش، شنوندگانی از این نوع داشت. ...
اما درست در همین روزگار که کنت داشت باصطلاح روی دور می افتاد، سریال آبرو ریزی های کارولین شروع شد و با طوفان سهمگینی که در ذهن و زندگانی کنت برپا کرد او را در بحران فرو برد و سرانجام از دوری که در آن افتاده بود خارج کرد! آغاز بحران کارولین و توسعه و تداوم غیر قابل کنترل آن، بیش از هر چیز مؤید این قضیه بود که تیر کنت در مورد این زن رسماً به سنگ خورده بود! این مسئله که یادآوری آن تا آخر عمر برای کنت عذاب آور باقی ماند، هرگز مسئلة کوچکی برای او محسوب نمی شد؛ او دانسته به زنی بدکاره دل بسته و با او ازدواج کرده بود به این امید که بین او و خویش، مهری و قیدی و بندی بیافریند و او را پایبند زندگی خویش سازد اما او با گسستن و گذشتن از همه اینها، همچنان بر پیشه پیشین خود استوار مانده بود و در این میان، این فقط نام و آوازه کنت بیچاره بود که همراه با بدکارگی های او مکان به مکان بر سر زبانها می گشت! ...
و این البته همان چاهی بود که کنت با غرور ناشی از جوانی و وهم جوانمردی اش، خود به دستان خویش پیش پای پیشرفت خویش کنده بود و اکنون در بهترین فرصت از زندگی خویش، چاره ای نداشت جز اینکه در آن چاه فرو افتد و اینگونه جور کار خویش را خود بکشد! در ماجرای تعطیلی پلی تکنیک همچنین در ماجرای درگیری اش با سن سیمون اگر هم او مقصر نبود در این ماجرا او خود دستی بر آتش داشت و خود مسئول مستقیم وضعیت پیش آمده برای خویش بود! ...
در هر صورت با درگیر شدن کنت در این ماجرا و اشتغال عمیق فکر و ذهنش به آن و جریحه دار شدن شدید غرور و حیثیتش در نزد عموم، بدلیل ناتوانی مفرط او برای ادامه و اداره کار، دروس فلسفه اثباتی در همان آوان توسعه اش متوقف شد و جمع مشتاقان پر و پا قرص آن با حسرتی وصف ناپذیر از پیرامون او پراکنده شدند! از نظر کاری این بزرگترین ضربه ای بود که کنت از این ماجرا می خورد. ...
اما ماجرای کنت با کارولین تنها به اینجا ختم نشد؛ او علاوه بر آسیبهایی که به لحاظ کاری از این ماجرا متحمل شد از نظر روحی و جسمی هم بطور مضاعف آسیب دید بنحویکه کارش در ادامه به "آسایشگاه روانی" کشید! او بمدت هشت ماه در آسایشگاه بستری شد اما هرگز نتوانست سلامتی از دست رفته اش را باز بیابد؛ بیش از آن هم نتوانست در آنجا بماند و در حالیکه هنوز با بهبودی کامل فاصله داشت آنجا را ترک کرد. اما شرایطی که او در آن قرار داشت نه فقط برای از سر گرفتن تدریس و تداوم کارهایش، بلکه برای گذران زندگی هم مناسب نبود؛ در نتیجه اوضاع او رفته رفته بدتر شد و کار بجاهای باریکتر کشید! و آن جای باریک هنگامی بود که دنیا با تمام وسعتش، روز بروز پیش چشمان کنت کوچک و کوچکتر گشت، تا آنجا که از آن، چیزی جز پلی باریک بر روی رودخانه سن، پیش پای او باقی نماند که بالاخره کنت جوان تصمیم گرفت آن تکه کوچک از دنیا را هم درنوردد و خود را به انتهای هرچه هست برساند! ...
آری! باور کردنش سخت بود و است، اما بهر ترتیب کنت با آنهمه تقلا و ادعا و آرزویی که در سر داشت سرانجام از ادامة زندگی انصراف داد و هنوز سی سالش تمام نشده، در روزی دلگیر که سرمای هوا بر تمام هیبت پاریس سنگینی می کرد، بر روی پل حاضر شد تا به زندگی نکبت بار خویش خاتمه بدهد! و چنین هم کرد! او برای ترک دنیا، آن آخرین قدم را هم برداشت و با تمام وجود، هستی خویش را به رودخانة سن انداخت! اما دست روزگار یکبار دیگر بداد او رسید و هستی رها شده اش را به او بازگرداند تا هر طور شده بر سر مابقی زندگی اش بازگردد! ...
فرایند نجات یافتن کنت اینگونه رقم خورد که خوشبختانه در آنروز و در آن لحظه و البته در آن سرما، کسی در آن دور و بر حضور داشت که به نیت شوم کنت پی برده بود و او را از پیش زیر نظر گرفته بود؛ پس همینکه کنت خودش را به آب انداخت بلافاصله او دست بکار شد و قبل از اینکه روح و جان آزرده اش به امواج رود سن بپیوندد او را از آب بیرون کشید! ...
راستش نمی دانم اگر آنروز آن مرد فداکار آنجا نبود و در آن سرمای سوزناک، کنت جوان را نجات نمی داد امروز وضعیت جامعه شناسی چگونه بود! بود و یا اصلاً نبود! در هر صورت ایکاش تاریخ طوری خوانده می شد که نقش افرادی از این قبیل هم به چشم می آمد! چه همانگونه که می دانیم این فقط کنت نبود که توسط آن مرد نجات پیدا کرد! ... در هر صورت پس از این ماجرا بحران عصبی کنت اندکی فرو نشست؛ انگار که سقوط آزادش در آبهای سن نه جان او که جرم سنگینی از روح و روانش را در خود شسته و با خود فرو برده بود! خوشبختانه با گذشت زمان وضعیت کنت بطور نسبی رو به بهبودی گذاشت و او بتدریج بر سر کارهای وامانده اش بازگشت؛ او برای جلوگیری از بحرانهای احتمالی بعدی، شکل و شیوة زندگی خویش را تا آنجا که می توانست عوض کرد، با اینحال هیچگاه نتوانست آنچنانکه باید حتی به مرز سلامتی از دست رفته اش بازگردد و تا آخر عمر با مراتبی از "عصبانیت و جنون" زندگی خود را سپری کرد. ...
بهرحال این همان تحفه ای بود که کنت از آشنایی با کارولین بر بسته بود؛ بعدها او از این رابطه تحت عنوان "تنها اشتباه حقیقتاً مهم زندگی اش" یاد کرد. جالب اینجاست که کارولین 17 سال بی آنکه بیش از چند ماه با کنت مانده باشد، زن او ماند و این در سال 1842 بود که کنت توانست رسماً او را طلاق بدهد و بالاخره از شر او راحت شود! ماجرای کارولین شاید تنها صفحه ننگین زندگی پر فراز و نشیب کنت بوده باشد؛ اگر چه این ماجرا به یاری تقدیر و فداکاری آن مرد، منجر به نابودی کنت نشد اما بهر نحو که بود با قدرت هرچه تمامتر توانست که طلوع خورشید اقبال او را برای مدتی چند به تعویق بیندازد.
پایان بخش سوم
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسان ناآرام, اگوست کنت
[ شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
جامعه شناس شرق می گوید - بخش سوم
حسین شیران
ایکاش اینگونه که یکریز بر شمار حاجیان جامعه افزوده می شود
بر اصالت معنویات آن هم افزوده شود.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, حسین شیران, مسائل اجتماعی ایران
[ یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۰ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

