جامعه‌شناسی شرقی Oriental Sociology

                                  بررسی مسائل اجتماعی ایران و مسائل جامعه‌شناسی

                                      وبسایت حسین شیران - دکترای جامعه‌شناسی

🌓 آشنایی با ایسم‌ها
✍️ نوشته: جان آندریوس John Andrews
🔄 ترجمه: حسین شیران

.

بخش بیست و چهارم:

ضد جهانی‌گرایی Anti-globalism

.

ضدجهانی‌گرایی (همان‌طورکه از عنوان‌اش برمی‌آید) مخالف روال و روند جهانی‌شدن است و در این راستا مخالف گروه‌ها و نهادها، از صندوق بین‌المللی پول گرفته تا شرکت‌های چندملیتی، که مشخصا از طرف‌داران این روال و روند به شمار می‌روند. جنبش ضدجهانی‌گرایی (یا ضدجهانی‌شدن) در اواخر قرن بیستم- زمانی که آمریکا تحت رهبری رونالد ریگان (1911-2004) و بریتانیا تحت رهبری مارگارت تاچر از بازارهای آزاد و رفع موانع تجارت حمایت می‌کردند، آغاز شد.

.

این جنبش که ذاتاً در موضع سیاسی خود چپ‌گرا است، به‌طور منظم تظاهرات گسترده‌ای را به‌هنگام نشست‌های بین‌المللی برگزار می‌کند - برای مثال، در نشست سیاتل سازمان تجارت جهانی در سال 1999 و اجلاس جی 8 در جنوا در سال 2001. مجمع جهانی اقتصاد سالانه در داووس سوئیس برگزار می‌شود، در مقابل، جنبش ضدجهانی‌گرایی هم یک مجمع مقابله‌گری به‌نام مجمع اجتماعی جهانی برگزار کند؛ اولین نشست این مجمع در سال 2001 در پورتو آلگره برزیل برگزار شد.

.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)

🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, ایسمها, اصطلاح جامعه شناسی

[ دوشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 از تنافرات شناختی تا تظاهرات خیابانی - بخش بیست و دوم
✍️ حسین شیران

.

در تصویری تاریخی از 16 بهمن 1357، روزی که امام بر سکویی ساده در سالن آمفی‌تئاتر مدرسه‌ی علوی حاضر شدند تا تنها چند روز بعد از بازگشت به ایران حکم نخست‌وزیری و تشکیل دولت موقت را تنفیذ نمایند، دست چپ‌شان مهدی بازرگان نشسته بود با کت و شلوار و کراوات در تیپ معمول دیپلماتیک آماده‌ی دریافت حکم، و دست راست‌شان هاشمی رفسنجانی با قبا و عبا و عمامه در تیپ معمول آخوندی، برای یاری و همراهی امام در نخستین اقدام حاکمیتی برای تأسیس جمهوری اسلامی.

.

دست چپی در نگاه نخست یک سیاست‌مدار اسلام‌گرا بود و دست راستی یک اسلام‌مدار سیاست‌گرا؛ دست چپی آن‌جا بود تا بعنوان یک غیرروحانی حضورش نماد و نمودی باشد بر جان و جریان جمهوریت در کالبد حکومت اسلامی که حاکم‌اش از پیش وعده‌اش را داده بود، و دست راستی آن‌جا بود تا بعنوان یک روحانی مبارز بارز حضورش هم نماد و نمودی‌ باشد بر ارجحیت و اولویت اسلامیت در حاکمیت (از قضا حکم هم آن روز دست او بود) و هم عرض اندامی بر همگان که بدانند بسی بیش از آن‌چه فکرش را بکنند به امام نزدیک‌اند و بواقع "چشم و گوش"‌ ایشان‌اند.

.

آن روزها فعلا از ریاست و سیادت روحانیون بر دولت و ملت خبری نبود چه هنوز طنین صدای امام بر گوش‌ها بود که می‌گفت: "روحانیون شغل‌شان چیز دیگری است و متکفل حکومت نخواهند شد" (سخن‌رانی 26 دی 57) و حتی در مورد خود هم گفته بودند: "من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم؛ طرز حکومت حکومت جمهوری است و تکیه بر آرای ملت" (مصاحبه با مجله‌ی استرن 26 دی 57)؛ و بواقع چنین هم شد و ایشان چند روزی بعد از پیروزی انقلاب (10 اسفند 57) به قم عزیمت کردند و (تا بهمن 58) 11 ماه آن‌جا ماندند.

.

اما برخلاف نظر امام، دست راستی، گفته‌ناگفته نظرش این بود که از غیرروحانیون بخاری برای انقلاب برنخواهد خاست و حکومت اسلامی جز به مداخله و مشارکت مستقیم روحانیون برقرار و برمدار نخواهد شد؛ و این گویی نوعی "پیش‌گویی خودبرآور Self_Fulfiling Prophacy" بود، چه بازرگان رئیس دولت موقت 9 ماه بیش دوام نیاورد و استعفاء داد؛ بنی‌صدر نخستین رئیس‌جمهور هم 17 ماه نشده مهر عدم کفایت خورد و فرار کرد؛ و رجایی تنها 28 روز رئیس‌جمهور ماند و ترور شد؛ و بعد دیگر چهل سال بعد همه‌ی رؤسای دولت، جز احمدی‌نژاد، پی‌درپی هم از روحانیون انتخاب گشتند.

.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)

🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)


برچسب‌ها: جامعه شناسی, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی سیاست, جنبش اجتماعی

[ جمعه ۱۲ آبان ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه‌شناسی جنبش‌های مردمی - بخش ششم
✍️ حسین شیران

.

آگاهی در ارتباط با هر چیزی ممکنست از طرق مختلف، با یا بی واسطه، حاصل گردد؛ در سال‌های اخیر توسعه و تحول اسباب و اساس ارتباطات و پیدایش و پیشرفت «حوزه‌ی عمومی» بمثابه‌ی فضایی فراخ برای ایجاد شبکه‌های اجتماعی و اشتراک و انتقال اطلاعات در میان مردم بسی بیش از پیش به افزایش سطح و حجم آگاهی‌ها کمک کرده است؛ بدین سبب حالیا ما معاصران در هر زمینه آگاه‌ترین مردمان در تمام اعصار تاریخ به‌شمار می‌رویم، با این حال مضطرب‌ترین و مستأصل‌ترین و گاه مأیوس‌ترین مردمان تاریخ هم همین ماها هستیم!

.

این یعنی آگاهی نه فقط دردی از ما دوا نکرده بلکه برعکس بسی بر دردهای ما هم افزوده است! چگونه می‌شود آگاه بود اما هم‌چنان زیر سلطه باقی ماند؟ آیا دردی بزرگ‌تر از این هست؟ مارکس- بزرگترین متفکر مردمی قرون اخیر، دو قرن پیش به این موضوع مهم پرداخت و اصلی از آن در میان انداخت مبنی بر این‌که آگاهی، برخلاف تصور ایدئالیست‌هایی هم‌چون هگل، بخودی‌خود هیچ کاری از پیش نمی‌برد؛ آگاهی به‌واقع اگر به علایق و سلایق و منافع توده پیوند نخورد هیچ تحرک و تحولی در طبقات و سرنوشت آن‌ها ایجاد نخواهد کرد.

.

اما حاکمان همواره جلوتر از مردمان هستند و بقول یووال نوح هراری نمی‌گذارند هیچ جای و هیچ گاهی از تاریخ خالی بگذرد؛ آن‌ها نکته‌ها را بسی بیش‌تر و بهتر و زودتر از توده درمی‌یابند و مبتنی بر آن طرح و تدبیری جدید جایگزین طرح و تدبیر ناکارآمد گذشته می‌کنند! چه اگر اصل و قصد بر "سوار شدن و پیاده نشدن" است برای قرار و دوام‌اش همواره باید هشیار بود. زمانی برنامه‌ی‌شان این بود که "نباید گذاشت مردم آگاه شوند" وگرنه سلطه بی سلطه، و حالا که می‌بینند ناآگاه نگه‌داشتن مردم دیگر جواب نمی‌دهد طرح تسخیر و تحدید و تعلیق "علایق و سلایق و منافع" مردم را در پیش گرفته‌اند تا مباد در پیوند با آگاهی خطرآفرین شود.

.

اکنون اگرکه مدرنیته علایق و سلائق و منافع فراوان آورده است در نهایت افسار همه دست حکومت‌هاست؛ کافیست مردم از حد و مرز خود خارج شوند و مختصر تهدیدی برای مواضع و منافع حاکمان رقم زنند، آن‌وقت دیده‌ایم و باز می‌بینیم که چگونه سریع کلید خاموشی‌شان را زده، علائق و سلائق و منافع مردم را مصادره می‌کنند و سخت آن‌ها را در تنگنا قرار می‌دهند و تا به حد و مرز خویش عقب ننشیند و توبه نکنند و تعهدی ندهند از روشن کردن آن استنکاف می‌کنند. توفان توتالیتاریانیسم و تمامیت‌خواهی حکومت‌ها همواره برای این برپاست تا نهال طغیان در سر توده هرگز نتواند روید! (باقی در بخش بعد)

.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran

🌓 https://t.me/orientalsociology

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی جنبش مردمی, جنبش اجتماعی, جامعه شناسی شرقی

[ چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 بازی مافیا و مافیها - بخش سوم
✍️ حسین شیران

.

وقتی همه‌ی بازی‌گران بازی- چه مافیا و چه شهروند، در ظاهر امر خود را به اصطلاح "سفید" یعنی سالم و صادق و صالح و طرفدار شهر و شهروند و حریم و حقوق شهروندی جلوه می‌دهند و همواره هم به نفع صورت‌پذیری این ادراک در اذهان بقیه استدلال می‌کنند شما اگر که شهروند بازی هستید چاره‌ای جز این ندارید که از همین استدلالات و اظهارات و اقداماتی که هر کدام در برهه‌های مختلف از خود بروز می‌دهند، مافیا یا شهروند بودن‌شان را "استنباط" کنید. تنها ابزار شما برای انجام این مهم هم "تجزیه و تحلیل" یا همان "آنالیز" است.

.

آنالیز به معنی شکستن یک کل (یک ماده یا یک موضوع پیچیده) به اجزای سازنده‌اش برای درک و فهم بهتر آنست؛ تحلیل هم به معنی "حل کردن و از هم گشادن" است و ایندو معادل خوبی برای هم‌اند. بهترین تحلیل‌گر برای ماده "معده" است چه هرچه می‌خوریم را به بهترین شکل به اجزا و عناصر سازنده‌اش تجزیه کرده و هضم و جذب آن را آسان می‌سازد. بهترین تحلیل‌گر موضوعات هم ذهن آدمی است اگرکه در مقام تحلیل همچو معده عمل کند و با شکست و گسست به درک و فهم بهتری- که خود نوعی هضم و جذب است، برسد.

.

شکست و گسست یک موضوع به اجزای سازنده‌اش بمنظور 1. شناسایی آن اجزا 2. کشف کم‌وکیف ارتباط آن‌ها با یکدیگر و 3. کشف کم‌وکیف ارتباط آن‌ها با کل صورت می‌پذیرد. در جریان بازی مافیا ذهن شما مدام با آنالیز اکت‌ها و فکت‌های هر بازی‌گر سعی می‌کند آن‌ها را هم فی‌نفسه و هم در ارتباط با هم و هم در ارتباط با موضوع کلی یعنی شهروند یا مافیا بودن هر کس ارزیابی کند و در نهایت در باب این‌که آیا این‌ها همه با هم با آن چیزی که هر کدام ادعا می‌کنند سازگاری دارد یا نه، تصمیم‌گیری کند. این همان "تفکر انتقادی" است.

.

تفکر انتقادی راه و راهبرد ذهن برای کشف وقایع و حقایق پشت پرده است. جایی که شما با مشاهده‌ی مستقیم و استخدام تمام حواس قادر به تشخیص و تمییز خیر از شر، حق از ناحق و اصل از بدل، و مثالا این‌جا، شهروند از مافیا نیستید چاره‌ای جز پناه بردن به ذهن و فکر تحلیلی و انتقادی ندارید. اما ذهن چون معده نیست که ناخودآگاه و بخودی‌خود به تجزیه و تحلیل هر آنچه دریافت می‌کند بپردازد، لاجرم اینجا "تمرین و تربیتی" لازم است و از این جهت تفکر انتقادی یک مهارت بلکه یک هنر محسوب می‌شود.

.

(باقی در بخش بعد)

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)

🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, بازی مافیا پدرخوانده, حسین شیران

[ یکشنبه ۷ آبان ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 نقد و نظری بر کتاب "هندسه‌ی عدالت"

اثر علامه هاشمی خراسانی

✍️ حسین شیران

بخش سوم

.
در فصل دوم، استاد در شرح ریشه و علت‌العلل مسائل و مشکلات جوامع بشری بحث را از "نیازهای حقیقی بشر که تحت تأثیر «طبیعت»، «وراثت»، «خود» و «جامعه» شکل گرفته‌اند" شروع می‌کند و آن‌ها را "استعدادهای مردم" می‌نامد که باید به فعلیت برسند؛ اگر یک چنین اتفاقی بیفتد آن را «عدالت» و در غیر این‌صورت "محرومیت" در حق انسان تلقی می‌کند. انسان "حق شدن" دارد به این معنی که نیازهایش باید برآورده و استعدادهایش شکوفا شوند، در حالی‌که تاریخ همه از فقدان عدالت و طغیان محرومیت در حق مردمان حکایت دارد.

.

استاد به‌درستی وضعیت امروز بشر را بی‌ارتباط با وضعیت دیروز ندانسته و دود امروز را ناشی از آتش دیروز می‌داند و "عدالت را گمشده‌ی دیرین بشریت و هدف از بعثت انبیاء" می‌خواند و منظور خود از عدالت را هم "عدالت مطلق" بیان می‌کند و نه "عدالت نسبی که وجودی اعتباری- و نه حقیقی، دارد و نام دیگرش ظلم است". عدالت مطلق یعنی همه‌ی نیازهای انسان‌ها در همه‌ی جوامع بشری برآورده شود وگرنه جزئا انسان از جای خالی یک نیاز برآورده نشده و کلا جوامع بشری از جای خالی یک جامعه که نیازهایش برآورده نشده "سقوط" می‌کند.

.

به این ترتیب استاد بحث را از سطح یک فرد یا یک جامعه به سطح جهان بالا برده و بصورت جهان‌شمول از "عدالت مطلق جهانی" برای "نظام واحد جهانی" سخن می‌گوید. عدالت به معنی و مفهوم "قرار دادن هر چیز جای خود" را می‌پذیرد و بر اساس آن، هر فرد را نظر به مجموع نیازمندی‌ها و استعدادهایش واجد جایی مختص و مشخص در نظام جهانی می‌داند که اگر نتواند آن را پر کند "خلأ اجتماعی"‌ای مخل عدالت جهانی ایجاد می‌کند. از این نظر او در هر حال و در هر زمان همه را دنبال یک نیاز مشترک می‌بیند: "عدالت مطلق".

.

"انسان نگون‌بخت در جست‌وجوی عدالت مطلق به هر سویی روی آورده و به هر حکومتی سرسپرده است". ... "از بطن نیاز به عدالت است که نیاز به حکومت متولد می‌شود" تا امکان "اشراف و سلطه" به تأمین نیازها فراهم گردد ... اما وجود حکومت‌های متعدد در جهان نه فقط منجر به عدالت مطلق نشده بلکه "علت یا معلول محرومیت" گشته است. "جهان نمی‌تواند دو حاکم داشته باشد" - چه برسد به این همه حاکم؛ به این قرار است که استاد از پل ضرورت عدالت مطلق جهانی و نظام واحد جهانی عبور کرده به ضرورت "حکومت واحد جهانی" می‌رسد.

.

بحث به حکومت واحد جهانی که می‌رسد استاد با تعریف و تعیین چهار ویژگی، نمونه‌ی آرمانی و یا بقول وبر تیپ ایدئالی برایش می‌سازد: 1. باید هر چیز و هر کس را در نظام هستی بشناسد 2. جای آن را بداند 3. توان جابجا کردن‌اش را داشته باشد و 4. از اشتباه در آن‌ها مصون باشد؛ و بعد بلافاصله می‌افزاید که "این ویژگی‌های چهارگانه همان اشراف و سلطه‌ی حقیقی بر نظام هستی است که اولا و بالذات جز برای خالق آن ممکن نیست." این یعنی حق حاکمیت تنها از آن خالق هستی است و منحصرا با حاکمیت اوست که عدالت مطلق جهانی می‌تواند محقق گردد.

.

اما حکومت خالق هستی بر هستی و مشخصا بر جوامع بشری چگونه جاری و ساری می‌شود؟ به چه اسباب و اساسی؟ چرا تا به حال جاری نشده؟ بعد از این چگونه جاری خواهد شد؟ ... در گذر از این مقدمات- که گفتیم فعلا به تسامح با آن همراهی می‌کنیم تا بعد، بحث استاد بسی "وجهه‌ی شرقی و شیعی" خود را رو می‌کند و به تدریج مقصود و منظور استاد (علامه) از این همه مقدمه‌چینی مشخص می‌گردد.

(باقی در بخش بعد).

کتاب هندسه عدالت اثر علامه هاشمی خراسانی را از اینجا دریافت کنید.

.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)

🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)


برچسب‌ها: هندسه عدالت, علامه هاشمی خراسانی, بازگشت اسلام, جامعه شناسی شرقی

[ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه‌شناسی جنگ - بخش دوم
✍️ حسین شیران

.

در این نوشتار ترجیح می‌دهم بجای پرداختن به پرسش پر حرف و حدیث "جنگ چیست؟" و "از چیست؟" بدوا پرسش کم حاشیه‌ی "جنگ از کیست؟" و یا "دست کیست؟" را در پیش بگیرم، چه تصور می‌کنم از این مسیر بهتر و زودتر می‌توان به مقصد مورد نظر رسید. کم حاشیه یعنی پرسش بقدری روشن است که چندان جایی برای شاخه‌شاخه شدن و شرحه‌شرحه گشتن باقی نمی‌گذارد و با قدری تأمل حتی یک بی‌سواد و کم‌سواد هم از پس پاسخ به آن برمی‌آید؛ جنگ‌ها را چه کسانی برمی‌افروزند؟ پاسخ: حاکمان! حاکمان بر جهان و جوامع بشری.

.

باری، جهان از دیرباز در هر دو بعد مادی و معنوی بس پاره‌پاره گشته و بارها دست حاکمان از هر نوع‌اش چرخیده، و تاریخا و تحققا این آنها بوده و هستند که هر بار به یک بهانه‌ای از جامعه و جمعیت خود مایه گذاشته و جنگ‌ها افروخته و در سطوح مختلف مرتکب جرم‌ها و جنایات فراوان علیه بشریت و مدنیت گشته‌اند و هنوز هم می‌گردند. برای آنها تنها چیزی که مهم نبوده و نیست جان و جهان هزاران‌هزار بشری‌ست که در بحبوحه‌ی جنگ‌ها از بین رفته و می‌روند. آنها اصلا کاری به اینکه مردم در جنگ و از جنگ چه می‌کشند ندارند؛ خود در امن‌ترین نقاط ممکن می‌ایستند و بی‌پروا و بی‌ملاحظه‌ی پیامدهایش برای مردمان، پی‌درپی هم فرمان جنگ می‌دهند!

.

در این میان «صلح» جز یک امر موقت و در واقع وقفه‌ای مابین دو جنگ و فرصتی برای آماده شدن برای جنگی دگر- چه بسا سخت‌تر و سنگین‌تر از قبل، نبوده و نیست. رشد و توسعه و تقویت مستمر قوای نظامی و تجهیزات جنگی و تهدیدها و تمرین‌ها و مانورهای نظامی و نمایش فناوری‌های دفاعی و هجومی نوین، همه و همه آن- هم در زمان صلح- حکایت از این دارند که آنچه برای حاکمان اصل است جنگ است و صلح فرعی به ذیل آن است! حاکمان ثابت کرده‌اند همواره به جنگ می‌اندیشند مگر اینکه خلاف‌اش ثابت شود، برای همین شده از نان شب مردمان خود می‌زنند و هرچه بیشتر و بهتر مقدمات آن را فراهم می‌سازند!

.

اما چرا چنین است؟! چرا حاکمان وقتی خود بهتر از هر کس دیگری از هزینه‌های جانی و مالی و ملی و مملکتی یک جنگ آگاه‌اند تن به توفان این همه جنگ و این همه هزینه می‌دهند؟! چرا عملا از رفاه و آسایش ملت و رونق و آبادانی مملکت خویش می‌زنند و پای جنگ هزینه می‌کنند؟! چرا حاضرند خیل انتقادات و اعتراضات و اعتصابات و ناآرامی‌های داخلی را به جان بخرند ولی یک گام از عزم جزم جنگ پس ننشینند؟! چرا؟! مگر این جنگ چیست و چه تحفاتی برایشان دارد که مدام در کار و بارش هستند؟! به باور من پاسخ به این سؤالات هم هیچ دشوار نیست اگرکه در مقام پاسخ‌گویی در موضع و موقعیت درست قرار بگیریم. (باقی در بخش بعد)

.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran

🌓 https://t.me/orientalsociology

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی جنگ, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی سیاست

[ دوشنبه ۱ آبان ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 جامعه‌شناسی جنگ - بخش اول
✍️ حسین شیران

.

پیرامون جنگ سخن گفتن سخت است؛ در عین حال بسی بیهوده هم است، چه اگر قرار بر جنگ‌افروزی باشد- که هست، فارغ از هر حرف و حدیثی این اتفاق خواهد افتاد، کما اینکه افتاده و اکنون با وجود این همه تعقل و تفکر و توسعه و تحول و تمدن که عاید بشریت گشته و نیز با وجود این همه مخالفت‌های مردمی و جنبش‌های ضدجنگ، همچنان می‌بینیم این پدیده‌ی شوم پای ثابت حیات و ممات بشری‌ست و در همین لحظه که من این سطور را می‌نویسم متأسفانه جنگی تمام‌عیار در فلسطین برپاست!

.

کنت- بنیان‌گذار جامعه‌شناسی، می‌گفت جنگ و جنگاوری مال دوران ربانی (تخیلی، تئولوژیک) بشریت است، در دوران جدید با علمی و صنعتی‌شدن جوامع بشری روحیه‌ی جنگاوری در بشر منکوب و جنگ برای همیشه منسوخ خواهد شد. وقوع جنگ‌های جهانی اول و دوم از قضا توسط جوامع علمی و صنعتی جهان خیلی زود نهایت ساده‌انگاری او را آشکار ساخت. علم و صنعت نه فقط مانع جنگ نشد بلکه برعکس خود به قوت در خدمت جنگ و جنگاوری قرار گرفت تا نشان دهد مشکل جای دیگر و بسی جدی‌تر از این حرف‌هاست.

.

اما این مشکل چیست و آن جای دیگر کجاست؟ چرا از آغاز تا کنون هیچ فصلی از تاریخ زیست اجتماعی بشر بی جنگ ورق نخورده است؟ چه چیز در همه‌ی این دوران باعث این همه جنگ شده و باز می‌شود؟ در دنیای دائما در حال دگرگونی، آن چیست که خود هیچ دگرگون نمی‌شود اما قهرا همه چیز را دگرگون می‌سازد؟ چرا در این همه مدت هیچ کاری از دست هیچ کس برنیامده و باز نمی‌آید؟ مهم‌تر از این چه مسأله‌ای؟ وقتی سایه‌ی شوم جنگ همچنان بر سر جهان و جوامع بشری‌ سنگینی می‌کند این همه صحبت از توسعه و تحول و فرهنگ و تمدن چه معنی دارد؟ چرا هیچ گاه هیچ کدام جلوگیر این همه جنگ‌افروزی نگشته است؟ ...

.

باری، بشر از زمانی که از ترس طبیعت و موجودات طبیعی به غارها پناه می‌برد تا به اکنون که بسی بر طبیعت مسلط گشته و اینک به یاری علم و صنعت در کهکشان‌ها پرسه می‌زند راه درازی پیش آمده و به شدت و حدت دنیا را بس دگرگون ساخته است اما در حقیقت تا زمانی که مبنا و منشأ پایدار جنگ‌افروزی را نشناخته و بر آن مسلط نگشته است جای هیچ افتخاری برایش وجود ندارد. وقتی جنگ می‌تواند در یک آن همه چیز و هر اندوخته‌ در طی دوران را براحتی از بین برد پس هنوز هیچ دستاوردی وجود ندارد!

.

مهم‌ترین دستاورد می‌تواند کور کردن سرچشمه‌ جنگ باشد. اما اگر این تا کنون محقق نشده زین‌پس آیا شدنی‌ست؟ اگر نه، پس باید سوخت و ساخت و اگر آری، چگونه؟ با کدام اسباب و اساس؟ به باور من، حالیا مهم‌تر از این پرسشی برای بشریت وجود ندارد و تا این پرسش مطرح است صحبت از هر چیز دیگری در هر کجا اگر نه بیهوده دست‌کم در سایه و در پس پرده است. (باقی در بخش بعد)

.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran

🌓 https://t.me/orientalsociology

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی جنگ, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی سیاست

[ شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 آشنایی با ایسم‌ها
✍️ جان آندریوس John Andrews
🔄 حسین شیران

بخش بیست و سوم

ضد فاشیسم Anti-fascism

.

جنبشی که با ظهور فاشیسم در اروپای غربی در دهه‌های 1920 و 1930 مخالفت داشت. یک نمونه از آن، نیروهای ضد فرانکو در جنگ داخلی اسپانیا طی سال‌های 1936 تا 1939 بودند؛ نمونۀ دیگر مقاومت فرانسه در برابر اشغال آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بود. در بریتانیا یک رویداد قابل توجه «نبرد کابل استریت» طبقۀ کارگر ناحیۀ ایست اِند لندن [در شرق لندن] در روز یکشنبه 4 اکتبر سال 1936 بود، زمانی که حدود سیصدهزار تظاهرکننده ضد فاشیست با حدود ده هزار پلیس درگیر شدند که از سوی اتحادیه فاشیست‌های بریتانیا به رهبری اسوالد موزلی برای نظارت بر راهپیمایی به صحنه گسیل شده بودند (موزلی در نهایت مجبور شد صحنۀ راهپیمایی را ترک کند). قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ضد فاشیسم اغلب با کمونیسم مرتبط بود اما امروزه طیف گسترده‌ای از حمایت‌های سیاسی از آنارشیست‌ها گرفته تا سرمایه‌داران لیبرال را با خود دارد.

.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)

🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)


برچسب‌ها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, ایسمها, اصطلاح جامعه شناسی

[ یکشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]