جامعه شناسی علم
🌓 اهمیت موضوع و موضع در تولید فکر - بخش یازدهم
✍️ حسین شیران
بنای این نوشتار در طرح بحث "تولید فکر" بر شرح سه عامل یا سه مرحلهی اصلی و اساسی، نه فقط در تولید فکر به مثابهی یک ذهنیت بلکه در کل در ارتباط با تولید هر سازهای چه عینی و چه ذهنی میباشد؛ این سه عامل یا سه مرحله را در ادامه من سعی میکنم حول محور نخستین سازههای فکری بشریت، در قالب سه عنوان اختیاری 1. "تأمینات" 2. "تأییدات" و 3. "تأسیسات"، مورد اشاره قرار داده و بر این اساس پاسخی به پرسش آغازین بحث - اینکه چطور شد در کمتر از دویست سال پیش از میلاد، به لحاظ فکری بشر از سطح ابتدایی "آب اصل اشیاء است" به سطح پیشرفته "نظریه اتمی" رسید - ارائه دهم.
در هر کدام از عوامل یا مراحل فوقالذکر تأکید بحث بیشتر بر یک عنصر اصلی و اساسی است: در بحث تأمینات بر "مصالح" لازم برای شروع کار، در بحث تأییدات بر "مراجع" موجود برای صدور مجوزهای لازم برای جریان کار و در بحث تأسیسات بر "معامر" ماهر برای ساخت و ارائهی سازه؛ بدوا هر کجا و هر زمان هر سازهای ساخته و ارائه شده است یعنی که مصالح لازم برای آن به هر شکل تأمین بوده است و گرنه بدون وجود مصالح لازم، چه عینی و چه ذهنی، هیچ سازهای طولا در هیچ کجای تاریخ و عرضا در هیچ کجای جهان ساخته و پرداخته نشده است حتی اگر که سایر شرایط همچون مجوزهای لازم و معماران ماهر موجود بوده باشند.
اما مصالح شرط لازم و نه کافی برای تأسیس یک سازه میباشد؛ عامل دوم یعنی تأییداتی اگر در کار نباشد باز ساخت سازه با مشکلاتی جدی مواجه خواهد شد. در بحث "تولید فکر" مراجع تأیید به وجه غالب در تاریخ، "دین " و "سیاست" و عاملا "روحانیون" و "سیاسیون" بودهاند که در اغلب موارد هم دست در دست هم داده و با توجه به ذات محافظهکارشان (بعد از رسیدن به قدرت)، بیشتر مانعی مخرب در برابر تولید سازههای فکری نو بودهاند تا عاملی مؤید. از این سبب، سومین عامل یعنی معماران و مؤسسین سازههای فکری در طول تاریخ چهها که از دست اینها نکشیدهاند!
حالیا هر سازهی فکری که ما اینک در اقلیم دانش بشری شاهد آن هستیم نتیجهی مجاهدت معماران و مؤسسین متعهدی است که برای به ثمر رساندن سازهی خود بعضا از جان گذشتهاند و از این جهت فارغ از اینکه با نتیجهی کارشان موافق باشیم یا مخالف، باید بدانها به دیدهی تکریم بنگریم!
ادامه دارد.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی علم, شرق شناسی
[ شنبه ۱ مرداد ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جامعه شناسی در ایران: بین سیاست، دین و نفوذ غرب
✍️ نوشته: علی اکبر مهدی
🔄 ترجمه: حسین شیران
بخش هفتم
⏺ انقلاب و اسلامیسازی علوم اجتماعی: دهۀ اول
جنگ با عراق و نیاز روحانیون به تحکیم قدرت به سرکوب سیاسی منجر گردید. نظامهای آموزشی دانشگاهها، بویژه علوم اجتماعی و انسانی که موضوعاتی بسیار همسو با مطالعات دینی را مورد مطالعه داشتند، بالاجبار تحت کنترل قرار گرفتند. از نظر "ستاد انقلاب فرهنگی" علوم اجتماعی ماهیتی استعماری داشت و برای این طراحی شده بود که زیرساختهای اخلاقی جامعهی اسلامی را تضعیف کند. این علوم با دین بمثابهی امری وابسته به زمان و مکان برخورد میکرد در حالیکه اسلام یک چارچوب تحلیلی غیرزمانی ارائه میداد که قادر بود بر تمام محدودیت های تاریخی غلبه کند.
آیتالله محمدتقی مصباح یزدی و بعد نخستوزیر محمدعلی رجایی آشکارا سوءظن خود به جامعه شناسی را ابراز نمودند و به این ترتیب این رشته شدیداً تحت فشار ایدئولوژیک برای "اسلامیشدن" قرار گرفت تا در هر دو زمینهی برنامههای درسی و سطوح فکری "غربزدایی" در آن صورت گردد. علمای علوم اجتماعی به تقدسزدایی از معارف دینی و باورهای اسطورهای متهم شدند و بدین سبب مورد آزار و اذیت، از دست دادن شغل و تقبیح عام قرار گرفتند.
دفتر همکاری بین دانشگاه و حوزه [در سال 1361 تشکیل و] عهدهدار بازنگری در کتب درسی موجود و نوشتن منابع جدید طبق اصول اسلامی گردید و به این ترتیب منابع درسی جدید پیرامون "جامعه شناسی اسلامی" نوشته شدند (به عنوان مثال، صدیقی سروستانی و دیگران، 1984). مجلهی متعلق به این دفتر هم مقالاتی در مورد "علوم اسلامی" ، از جمله "روش شناسی اسلامی" برای علوم اجتماعی منتشر کرد (عبدالعلوی، 2003).
در سال 1984 [1363]، دانشگاهها تحت کنترل منصوبین مورد اعتماد حکومت بازگشایی شدند. هفتصد عضو هیئت علمی، عمدتاً از علمای علوم اجتماعی، یا اخراج شدند و یا به شرط بهبود رفتار و حضور در کارگاههای مذهبی به سر کار بازگشتند. دانشجویانی که با چپها همدلی داشتند و یا که آشکارا مخالف جمهوری اسلامی بودند اخراج شدند و دانشجویان آیندهنگر به سبب نجابت اخلاقی و وفاداری به جمهوری اسلامی غربال شده و مورد تأیید قرار گرفتند. رؤسای دانشکدهها و رؤسای دپارتمانها همه به دلیل تعلق مذهبی و وفاداری سیاسی، و نه بورسیهی تحصیلی و تجربهی اداری، منصوب شدند. تصمیمات آموزشی در واحدهای اداری تحت نظارت رهبران مذهبی متمرکز گردید.
رژیم برای پیشبرد انقلاب، تعدادی نهاد جدید در دانشگاهها تأسیس کرد که یکی از آنها "جهاد دانشگاهی" (جنگ مقدس علمی) بود. جهاد دانشگاهی وظیفۀ اجرای اهداف "انقلاب فرهنگی" و حرکت به سمت "اسلامی کردن دانشگاهها" از طریق سازماندهی فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی، آموزش دانشجویان مسلمان متعهد و آماده ساختن آنها برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب به عهده داشت.
دانشگاههای همکار و همپیمان با جهاد دانشگاهی اغلب برای تحقیقات خود حمایتهای رسمی دریافت میکردند. جهاد دانشگاهی با انواع مختلفی از فعالیتهای آموزشی که در حراست از حکومت انقلابی و اسلامی مهم به نظر میرسید درگیر گشت و به قوت با نیروهای نظامی و سیاسی مختلف دولت ارتباط برقرار کرد. نهاد دیگر "دفاتر بسیج" بود که جامعۀ هدفاش دانشجویان بود. این نهاد در جدیدترین نشست خود دانشگاهها را به تولید دانش برای حاکمیت مؤثر ترغیب کرده است.
دهۀ 1980 [1360] برای علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی یک دورۀ تاریکی بود. انقلاب فرهنگی، بقول سردبیر مجلۀ برتر علوم اجتماعی ایران، منجر به از دست رفتن شتاب و تحرک علوم اجتماعی و جاماندن این علوم از علوم دیگر در فقر گردید (عسکری خانقاه، 1998). حوزۀ علمیه برتری خود را تثبیت کرد که این منجر به فرار مغزها از دانشگاهها شد. اسلامی شدن علوم اجتماعی به تولید چند کتاب مقدماتی، درج چند نمونۀ اسلامی در کتابهای درسی از پیش نوشته شده و گاه افزودن فصلی مختص جوامع اسلامی منجر گشت. علاوه بر اینها، چندین دورۀ درسی جدید در مورد تاریخ اسلام و ماهیت اندیشه اجتماعی اسلامی معرفی گردید (آزاد ارمکی، 2006؛ تنهایی، 2004).
متفکران مسلمانی همچون ابن خلدون و فارابی، به سبکی عوامگرایانه، بعنوان متفکران اجتماعی پیشگام در ارتباط با جوامع مدرن معرفی گشتند (آزاد ارمکی، 1998؛ داوری اردکانی، 2003؛ طباطبایی، 1995). دولت و نهادهای مذهبی اغلب از انتشار متون کممایهای با عناوین "جامعه شناسی اسلامی"، "جامعه شناسی قرآنی"، "جامعه شناسی علوی" و "جامعه شناسی تفسیری عرفانی" حمایت کردند- آثاری که اغلب فاقد روششناسی دقیق و چارچوب منسجم بودند (بعنوان مثال، حبیبی امین، 2007؛ تنهایی، 2005).
ادامه دارد ...
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی ایران, علی اکبر مهدی
[ جمعه ۲۴ تیر ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جامعهشناسی فرصتطلبی Sociology of Opportunism
✍️ حسین شیران
بخش دوم
"فرصتطلبی" (آپورچونیسم) چیست و چرا از نقطهنظر جامعهشناسی تا بدین حد واجد اهمیت است که بطور ویژه مورد مطالعه قرار گیرد و ضرورتا راهکاری عملی برای مواجهه با آن مطالبه شود؟ فرصتطلبی در واقع یک سیاست یا رویّۀ آگاهانه و در عین حال خودخواهانه برای بهرهبرداری هرچه بیشتر و بهتر از منابع و مناصب و موقعیتهای موجود و موعود بدون توجه به اصول و اساس و اهداف موضوعه و نیز پیامدهای ناگوار آن برای دیگران است.
فرصتطلبی البته تحت شرایطی خاص میتواند امری مثبت تلقی شود اما بمثابۀ یک میکروب از بس ناماش با دردها و دردسرها و درماندگیها و درهمریختگیها گره خورده و تاریخا و تجربتا در اشکال مختلف در حوزههای مختلف مسبب مسائل و معضلات و مضرات و مرضهای گوناگون گشته که دیگر به اندک خیرات و فوائدی هم که میتواند داشته باشد توجهی نمیشود و در مجموع یک مفهوم اجتماعی منفی تداعی و تلقی میگردد.
به واقع آنچه این پدیده را از نظر اجتماعی و اخلاقی همواره زیر سایۀ نفی نگه میدارد توجه و تمرکز افراطی آن بر منافع شخصی در مقابل منافع جمعی و بهرهبرداری آشکار و نهان از منابع و مناصب و موقعیتها بنحوی متقلبانه و متجاوزانه است؛ و اساساً چه چیزی غیراجتماعی و غیراخلاقی و حتی ضداجتماعی و ضداخلاقیتر از ترویج خودخواهی و خودمداری و خودخدمتی در داخل اجتماع و در قالب نهادها و سازمانها و جنبشها و جریانهایش و سوءاستفادۀ شخصی از امکانات و موقعیتهایش و تخطی از اصول و اساس و اهداف موضوعهاش و تجاوز به حقوق و تضییع منافع اعضایش؟
در تمامی اشکال فرصتطلبی که در حوزههای مختلف جامعه جریان دارد یک اصل در کانون کار قرار دارد و آن "بپا و بقاپ و بچاپ" است؛ در واقع با این فرمان است که هم منابع و مناصب و موقعیتهای لازم برای توسعۀ مملکت و رفاه همگانی حیف و میل میشوند هم اینکه نظم و امنیت اجتماعی و روانی جامعه مخدوش میشود چه اجرای این فرمان در هر حوزه مستلزم زرنگیهای مذموم و مزورانهایست که حتی شنیدن اخبارش در جوامع دیگر مایۀ ایذاء و آزار و رنجش و انزجار عمومی میگردد چه برسد جامعۀ خودی!
ادامه دارد ...
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی فرصت طلبی, مسائل اجتماعی ایران
[ چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جامعهشناسی فرصتطلبی Sociology of Opportunism
✍️ حسین شیران
بخش اول
شاید باور اینکه اکنون ما مردم ایران از رنجورترین و منزجرترین مردمان روزگار هستیم دشوار نباشد؛ تجارب زیستی و مشاهدات میدانی و مشارکتی هر کدام از ما و گزارشات متعدد از حال و روز و روزگار مردم در رسانهها و شبکههای اجتماعی مختلف، از جمله اسباب و اساسی هستند که باور کردن این ادعا را برای ما آسان میسازند. بر این اساس هر کس که واجد اندک واقعبینی باشد به احتمال زیاد خود به این نتیجه رسیده و اگرنه، کمی چشم و گوش خود را که باز کند و هوش به خرج دهد بزودی خود به این نتیجه خواهد رسید.
باری، باور کردن این نکته بسیار نزدیک به واقعیت است تا باور نکردناش! حالیا میزان رنجش و انزجار مردم ایران از دین، مذهب، سیاست، حکومت، دولت، انقلاب، اقتصاد، فرهنگ، آموزش و پرورش، آموزش عالی، صدا و سیما، و ... بالا رفته است و بر این اساس، ایمان و اعتقاد و اعتماد مردم به هر کدام از اینها بمراتب کاهش یافته و گاه تا مرز محاق پیش رفته است! این یک واقعیت اجتماعی است و مشخصا بر این اساس و این زمینۀ مساعد است که برخی "آنارشیسم" را بعنوان یکی از گزینههای جدی برای آیندۀ ایران مطرح میکنند. ...
با این مقدمه اکنون پرسش اینست: براستی این سطح از رنجش و انزجار ایران و ایرانی در این برهه از زمان از کجا آب خورده و باز میخورد؟ آیا دین، مذهب، سیاست، حکومت، دولت، انقلاب و ... در اصل همین بودهاند و مردم هیچ خبر نداشتهاند و حال بعد آزمونهای سخت تاریخی به این نتیجه رسیدهاند که هیچکدام آنی نبودهاند که مینمودهاند؟ به بیان دیگر آیا همه جز دروغ و فریب چیزی بیش نبوده و نیستند؟ ...
پاسخ هر کس به این پرسش ممکنست متفاوت از دیگری باشد که البته بجای خود محترم و قابل بحث و بررسی است اما منی که سعی میکنم از نقطهنظر جامعه شناسی به این موضوع و مسأله بنگرم فینفسه هیچکدام از این پدیدههای اجتماعی را مشکلدار نمیدانم بلکه اساسا مشکل همۀ اینها و بسی بیش از اینها را در یک عامل و یا بهتر بگویم یک "آفت مشترک" میدانم و آن چیزی نیست جز "فرصتطلبی" (آپورچونیسم Opportunism) و "فرصتطلبان"؛ اینکه این آفت چیست و چگونه بر جان نهادها و ساختارها و پدیدارهای اجتماعی میافتد و آنها را از اصالت و رسالت خویش دور میسازد و مایۀ رنجش و انزجار مردم میگردد را در بخش بعد پی بگیریم.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی فرصت طلبی, مسائل اجتماعی ایران
[ شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
هنر جامعهشناس شدن
🌓 زمینهشناسی در جامعهشناسی - بخش چهارم
✍️ حسین شیران
علیالعموم تمام مسائل جامعوی (اعم از اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و مذهبی و ...) واجد ابعاد عینی (Objective) و ذهنی (Subjective) هستند و جامعهشناس، اگر که واقعا در پی ایفای رسالت علمی و اجتماعی خویش در حق جامعه است، ناگزیر باید در هر دو بعد بصورت تخصصی ورود کند و گرنه هر گونه دست کم یا دست بالا گرفتنی که در کار باشد در نهایت بر اعتماد و اعتبار جامعهشناختی آن لطمه خواهد زد.
ابعاد عینی یک مسأله مبین کم و کیف پیدایش آن، بمثابۀ یک پدیدۀ اجتماعی، در بستر جامعه است و مستلزم احساس و مشاهده و مشارکت و مطالعات تجربی و محاسبات آماری است. جامعهشناس با درگیری در این مستلزمات است که عملا به این بعد از مسائل ورود میکند. درگیر شدن در واقع نزدیک شدن به مسائل و بررسی میدانی وقوع آنهاست و جامعهشناس با بکار بستن این اصل است که به "اطلاعات دست اول" در خصوص چگونگی پدید آمدن مسائل دست مییابد.
"رابرت پارک" همیشه به دانشجویان خود توصیه میکرد از پشت میز خود برخیزند و به درون جامعه بروند و مسائل و مشکلات آن را از نزدیک مشاهده کنند- آن هم نه مشاهدۀ عوامانه بلکه مشاهدۀ عالمانه و محققانه. ما اغلب در این زمینه ضعف داریم و این باعث ضعف در جامعه شناسی ما شده است، هر چند متقابلا خود ضعف جامعه شناسی در این سرزمین و در حاشیه ماندن آن به سهم خود باعث ضعف در درگیری آن در مسائل جامعه و مشاهدات و مطالعات میدانی گشته است.
ادامه دارد.
__________________________
⏺ نقطهنظرات خود را در خصوص این نوشتار و سایر نوشتارها در گروه جامعهاندیشان شرق مطرح بفرمایید.
__________________________
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, زمینه شناسی, هنر جامعهشناس شدن
[ شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 منتشر شد:
📚 عنوان کتاب: "جامعهشناسی سبک زندگی سلامتمحور"
رویکردی نظری و راهبردی عملی در مواجهه با سبکهای زندگی ناسالم و بیماریهای سبک زندگی
✍️تحقیق و تألیف: "دکتر حسین شیران"
⏺ ناشر: "گونش نگار"
⏺ سال انتشار: ۱۴۰۱
⏺ تعداد صفحات: ۲۸۶
.
.
شرح پشت جلد: از مهمترین مسائلی که امروزه در دنیای مدرن و فوقمدرن، جوامع و جمعیت جهان، از جمله ایران، را تهدید میکنند «سبکهای زندگی ناسالم» و «بیماریهای سبک زندگی» هستند. در حال حاضر بیش از 70 درصد مرگومیرهای جهان ناشی از این بیماریها هستند و بهطور مشخص سالانه 41 میلیون تن در سراسر جهان بر اثر این بیماریها از بین میروند؛ این بیماریها چیستند؟ چگونه از سبکهای زندگی ناسالم پدید میآیند؟ چه پیامدهایی برای جامعه و جمعیت جهان دارند و چگونه هر دو را تا بدینحد تحتتأثیر قرار میدهند؟ و مهمتر از همه اینکه چگونه و با چه طرح و تدبیری میتوان از پیدایش و پیشرفت آنها در جامعه «پیشگیری» کرد؟ کتاب حاضر این مسألۀ اجتماعی خطیر و خطرناک را از نظر چیستی، چگونگی پیدایش و پیشرفت و پیامدها مورد مطالعه قرار داده و با آسیبشناسی اجتماعی سبکهای زندگی ناسالم ایرانیان، رویکردی جامع و جامعهشناختی در راستای پیشگیری از این بیماریها و تأمین و تضمین "سبک زندگی سلامتمحور" برای آحاد جامعه جستجو کرده است.
.
.
📚 عنوان کتاب: "جامعهشناسی سبک زندگی سلامتمحور"
رویکردی نظری و راهبردی عملی در مواجهه با سبکهای زندگی ناسالم و بیماریهای سبک زندگی
به همراه ترجمۀ مقاله "نظریۀ سبک زندگی سلامتمحور و همگرایی عاملیت و ساختار"
از ویلیام سی. کاکرهام
✍️تحقیق و تألیف: "دکتر حسین شیران"
⏺ ناشر: "گونش نگار"
⏺ سال انتشار: 1401
⏺ تعداد صفحات: 286
⏺ قیمت: 90000 تومان
.
مشاهده و خرید کتاب "جامعه شناسی سبک زندگی سلامت محور" از سایت کتابناک
.
.
⏺ راههای ارتباط با ناشر (گونش نگار) جهت سفارش کتاب:
.
شماره دفتر: 04533523359 اینستاگرام: gunashnegar_pub@ تلگرام: Gunashnegar_pub@
شماره واتساپ: 09143585628 Email: gunashnegarpub@gmail.com
.
Sociology of Healthy Lifestyle;
By: Dr Hossein Shiran
.
Abstract
Background and Aim: Lifestyle diseases kill 41 million people yearly; Researches shows that increasing level of four risk factors of inappropriate nutrition, substance abuse, inactivity and stress underlies these diseases. This study with focusing on cardiovascular as deadliest lifestyle diseases, first has measured the level of lifestyles unhealthily and its consequences for patients, and then by socio-pathological analysis of Iranian lifestyles has identified the effective factors on unhealthily of lifestyles, and finally has provide a strategic model for preventing of these diseases.
.
Methodology: The research method was sequential integrated (quantitative: survey – qualitative: grounded theory). First 220 hospitalized cardiovascular patients of heart center in Ardebil were selected by available sampling method and were surveyed by questionnaire; Its validity was confirmed by 3 experts and its reliability was estimated 0.833 by alpha Cronbach's test. Quantitative data were analyzed by SPSS-V23 and descriptive statistics indices and T-test, ANOVA, X2, Pearson and Spearman tests. In the qualitative phase, the statistical population were experts in different disciplines, the sampling method was purposive, the sample size was 14 persons and data gathering tool was in-depth interviews. Qualitative data were analyzed by continuous comparison method in the framework of the Strauss and Corbin's systematic paradigm. The validity of the research obtained by referring the findings to the data and its reliability was obtained by referring the results to 4 participating specialists and 2 out-of-research sociologists.
.
Results: Quantitative research showed that the level of the four risk factors in the lifestyles of individuals is "high", so that only 0.5% of the subjects were at the healthy level and the rest were at the unhealthy level which 92.7%. of them were in the alert condition and 6.8% were in the danger condition. Inappropriate nutrition has the most and physical inactivity has the least effect on Unhealthily of lifestyles. In terms of the disease outcomes, 17% reported them low, 54% moderate, and 29% high; the highest and lowest outcomes were seen respectively in the psychological and social dimensions; And in assessing the effect of the Contextual variables on lifestyles unhealthily, only the effect of the age proved; The correlation test showed that by inverse relationship, unhealthily of lifestyles decreased with age increasing.
.
In the qualitative section, socio-pathology of Iranian lifestyles indicates 10 weaknesses of society in establishing healthy lifestyles in dimensions of “Research, Education, Upbringing, Propagation, Financing, Facilitation, Prescription, Gathering, Obedience, and Assurance”; In the next step, according to the Strauss and Corbin's systematic paradigm, the "unhealthily of lifestyles" was selected as the central phenomenon and ten categories were related to it in two groups of contextual and interferer conditions, and finally, decuple research strategic model were presented for dealing with the research problem.
.
Conclusion: Healthy lifestyle is a multifactorial phenomenon and its realization requires simultaneous attention to its structural and agential dimensions. Out of the ten research strategies, the first seven strategies at the macrolevel focused on social structures, the eighth strategy at the Intermediate level focused on family, the ninth strategy at the microlevel focused on human factors and the tenth strategy represents a research proposal to establish an organization between structure and agency to measure and monitor the health status of Iranian lifestyles and to pursuit ten strategies and to assurance healthy lifestyle Throughout society.
.
Keywords: Noncommunicable Diseases, Lifestyle Diseases, Cardiovascular Diseases, Healthy Lifestyle, Integrated Method
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: کتاب جامعه شناسی, سبک زندگی سلامتمحور, بیماریهای سبک زندگی, جامعه شناسی پزشکی
[ پنجشنبه ۲ تیر ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
جامعه شناسی علم
🌓 اهمیت موضوع و موضع در تولید فکر - بخش دهم
✍️ حسین شیران
در بخشهای پیشین در قالب پیشگفتار سعی کردیم در وهلهی اول خلاصه و مفید چگونگی سیر تاریخی تفکر و تمدن از دنیای شرق امروزی (مشخصا خاورمیانه) به دنیای غرب امروزی (مشخصا یونان باستان) را مرور کنیم تا بعد بر این پایه چگونگی توسعه و تکامل آن در یونان باستان را بررسی کنیم. در این میان ذکر یک نکته ضروریست و آن اینکه یونان باستان که میگوییم، همچون ایران باستان، بیشتر به حریم و حوزهی فرهنگی آن توجه داریم تا به خاک و به سرزمین اصلیاش، چه اگر به خاک باشد خاستگاه فلسفه و نخستین فلاسفهی تاریخ را باید نواحی غربی آسیای صغیر (ترکیهی امروزی) بدانیم و نه یونان فعلی، اما چون در آن برهه از زمان در این مناطق به وجه غالب طایفهای از مهاجران یونانی به اسم "ایونیان" سکونت داشتند اغلب این زبان و فرهنگ یونانی بود که حاکم بود.
در وهلهی دوم، پیش از پرداختن به نقش و تفکرات خاص هر کدام از این فلاسفه و بررسی تأثیر موضوع و موضع آنها در تولید فکر، در پاسخ به این پرسش که چرا و چطور شد این مهم نخست در غرب آناتولی و در میان ایونیان شکل گرفت، به ویژگیهای جامعهشناختی این مناطق و این مردمان در زمان مورد بحث یعنی آغاز هزارهی اول پیش از میلاد (هزارهی تفکرخیز) اشاره میکنیم. ایونیان اصالتا از اقوام هندواروپایی بودند که از قرنها پیش در نواحی غربی آسیای صغیر مشرف به دریای اژه سکنی گزیده و اکنون در قرون آغازین این هزاره از یک سو قویا تحت تأثیر مدنیت ملل شرقی قرار گرفته و از سوی دیگر به حکم هوش و ذکاوتی که خود داشتند فعالانه بر هر آنچه از شرق گرفته بودند افزوده بودند. ایونیان غیر از شرق، از جنوب هم بطور مستقیم تحت تأثیر این مدنیت قرار داشتند که عمدتا از سوی دریانوردان فینیقی و کرتی اشاعه میگردید.
به لحاظ جغرافیایی، پراکندگی وسیع ایونیان در سراسر سواحل شرقی دریای اژه و جزایر متعدد و متفرق موجود در آن به لحاظ اقتصادی، بازرگانی دریایی گسترده با ملل متمدن اطراف، به لحاظ جمعیتشناختی، تجمع مردمان از اقوام و ملل مختلف به دلیل رونق اقتصادی و انباشت ثروت در منطقه، به لحاظ فرهنگی، تنوع و اختلاط و التقاط آداب و رسوم اقوام مهاجر و غیرمهاجر، به لحاظ دینی، ترویج باورهای غیرآسمانی غیرالزامآور، به لحاظ شهرنشینی، سکونت این مردمان با این ویژگیها در شهرهای متعدد به نسبت مستقلی بنام "اتوپولیتن" و در نهایت از نظر سیاسی خودمختاری شهرها از هم و غیرمطلق و غیرمتمرکز بودن حکمرانیها، در مجموع، نسبت به سایر نقاط جهان، زمینه و شرایط ویژهای را برای آزاداندیشی در میان ایونیان مهیا کرده بود. فراموش نکنیم که الفبای یونانی هم در این زمان به قدر کافی توسعه و تکامل یافته و زمینه را برای ثبت و ضبط اندیشهها فراهم ساخته بود.
ادامه دارد.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی علم, شرق شناسی
[ سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
هنر جامعهشناس شدن
🌓 زمینهشناسی در جامعهشناسی - بخش سوم
✍️ حسین شیران
"اصل کنارهگیری|درگیری" را از "نوربرت الیاس"- شاخصترین ناشناختۀ جامعهشناسی در ایران، وام میگیرم. در بیان ارتباط ساختار دانش (در هر زمینۀ خاصی) و سطح اجتماعی خطر (در آن زمینه یا در کل در جامعه) است که الیاس به این اصل و یا در واقع این دو مفهوم استناد میورزد. خود الیاس هم این اصل را از داستانی از "ادگار آلن پو" برگرفته است (لینک کتاب).
داستان پو روایتگر دو برادر ماهیگیری است که در گردابی هائل در حال غرق شدن هستند. یکی از برادران قادر به کنترل احساسات خود نیست فلذا وحشتزده و شتابزده عمل میکند و در نهایت همین، یعنی غرق احساسات شدن او، باعث غرق شدن او میگردد؛ برادر دیگر اما در عین درگیری در احساسات و هول و هراس ناشی از موقعیت، سعی میکند چشم و مغز خود را هم بکار بگیرد و با سبکسنگین کردن اوضاع و احوال و رصد کردن اسباب و اساس راهی برای نجات خود بیاید و در نهایت هم همینطور میشود و او با کنترل احساسات و تکیه بر عقلانیت (کنش عقلانی) سوار بر تخته چوبی از مهلکه جان سالم به در میبرد.
جامعه در هر شرایطی چالشی است جدّی برای جامعهشناسجماعت؛ هرچه نابهسامانتر و ناآرامتر و درگیر مسائل و مشکلات بیشتری باشد چالش حاصل از آن هم بزرگتر و خطیرتر و خطرناکتر میشود. جامعهشناس خود بهعنوان عضوی از این جامعه (دریای متلاطم) همچون سایر اعضای دیگر طبیعتاً درگیر کم و کسرها و کش و قوسهای آن است و این مبنا و منشأییست برای خیزش احساسات و بروز کنشها و واکنشهای احساسی از جانب او؛ اما جامعه برای رهایی از این وضع محتاج نگرشهای منطقی و عقلانی است و جامعهشناس یا جامعهاندیش باید با کنارهگیری بهجا و بههنگام از دریای احساسات این مهم را در حق جامعه ادا کند.
هم احساس و هم تعقل لازمۀ کار جامعهشناس است. با احساس باید در کار جامعه و مسائل و مشکلات آن درگیر شد و با تعقل باید برای حل مسائل و مشکلات آن و خروج از نابسامانیها و ناآرامیهایش راهی جست. این هر دو، یعنی هم درگیری در دریای احساسات حاکم بر جامعه و هم کنارهگیری از آن برای پیگرفتن فعالیتهای عقلانی، دو روی سکۀ کار جامعهشناس هستند و یک جامعهشناس خود باید بداند کی و کجا و در کدام مسأله تا چه حد درگیری و یا کنارهگیری بهکار بندد تا هم به شناخت درست و هم به راهحل درست در ارتباط با مسائل مختلف دست یابد.
ادامه دارد.
* نقد و نظری اگر در خصوص این مطلب و یا سایر مطالب این سایت دارید برای بحث و بررسی بیشتر در گروه تلگرامی جامعهاندیشان شرق (https://t.me/OrientalSocialThinkers) مطرح سازید.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, زمینه شناسی, هنر جامعهشناس شدن
[ شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

