جامعه‌شناسی شرقی Oriental Sociology

                                  بررسی مسائل اجتماعی ایران و مسائل جامعه‌شناسی

                                      وبسایت حسین شیران - دکترای جامعه‌شناسی

🌓 یک اجتماع و یک وزیر غیراجتماعی
◀️ نقدی بر ساختار و ایستار و رویکرد ستاد ملی مبارزه با کرونا

✍️ حسین شیران
دکترای جامعه‌شناسی (بررسی مسائل اجتماعی ایران)

بخش اول

⏺ چکیده 
     همه‌گیریِ یک بیماری، برخلاف خود بیماری، بیش‌تر یک امر اجتماعی است تا پزشکی؛ از این جهت واگذاری سکان کشتی ستاد ملی مبارزه با کرونا به پزشکان محترم و عدم توجه به ابعاد اجتماعی و جامعه‌شناختی آن، یک اشتباه راهبردی است؛ وزیر محترم بهداشت و درمان که ریاست این ستاد را به عهده دارند متأسفانه نه عاملا تخصصی در بعد اجتماعی دارند و نه ظاهرا علاقه و ‌اعتقادی به آن! به این ترتیب نه فقط هیچ گشایشی در امر کنترل کرونا در اجتماع حاصل نخواهد شد بلکه برعکس اوضاع بسی از کنترل خارج شده و کار و بار خود پزشکان و کادر درمان بیش‌تر و بیش‌تر خواهد شد. 

 

⏺ متن

     حالا دیگر بیش از هشت ماه از زمان رسمی اعلام شیوع کرونا در کشور می‌گذرد؛ در این هشت ماه، که با توجه به وضعیت بحرانی کشور هیچ مدت زمان کمی نیست، ما نه فقط هیچ پیش‌رفتی در کنترل این همه‌گیری نداشته‌ایم بلکه برعکس شرایط به نحوی رقم خورده که اکنون در اواسط پاییز سال 1399 در شرایط بسیار ناگواری از نظر ابتلاء و مرگ‌ومیر به سر می‌بریم و در کمال تأسف روزانه به طور متوسط بیش از 300 نفر از هم‌وطنان خود را به دلیل این همه‌گیری از دست می‌دهیم؛ و این البته بر اساس گزارشات رسمی خود وزارت بهداشت است و همان‌طور که همه می‌دانیم و حتی خود این وزارت‌خانه هم بدان اذعان داشته و می‌دارد آمار ابتلا و مرگ‌ومیر طبیعتا بسی بیش از این‌هاست و از این جهت می‌توان گفت که متأسفانه اوضاع ما بسی وخیم‌تر از آنست که رسما اعلام می‌شود.

     در بادی امر، قید این نکته ضروریست که این نوشته اساسا نه در پی تخطئۀ اشخاص و اراده‌های استوار به کار بسته شده است و نه در پی تخفیف ارزش و اهمیت اقدامات و خدمات انجام شده در این هشت ماه؛ بدیهی است در قبال این ویروس و این همه‌گیری منحوس ما همه باهم در یک صف هستیم و همه با یک امید و آرزو قدم برمی‌داریم و آن این‌که هرچه سریع‌تر این همه‌گیری کنترل شود و سایۀ نحس آن از سر مردم ایران و همۀ جهان برداشته شود و اوضاع و احوال در هر کجا به حالت عادی خود بازگردد. در این نکته هیچ تردیدی نیست، تردیدی اگر هست، که هست، اساسا از نقطه‌نظر جامعه‌شناختی در چندوچون این مقابله است. 

     اگرکه شدت گرفتن این همه‌گیری و وخامت اوضاع در برهه‌ای که در آنیم را نتیجۀ ناکامی‌ها در مواجهه و مقابله با آن بدانیم در شرح دلایل این ناکامی ممکن است به موارد مختلفی استناد شود که از جملۀ آن‌ها می‌توان به ویژگی‌های ویروس کرونا، ویژگی‌های همه‌گیری، ویژگی‌های مردم، ویژگی‌های عوامل اجرایی و ویژگی‌های عوامل کلی‌تری همچون دولت و وضعیت سیاسی_اقتصادی کشور و وضعیت فرهنگی_اجتماعی جامعه اشاره کرد. این متن با صحه گذاشتن بر نقش کمابیشی تمامی این عوامل، ناظر به یک عامل مهم‌تر و مقدم‌تر است که طبیعتا از پیش بر کم‌وکیف اثرگذاری هر کدام از این عوامل مؤثر است و آن "نوع نگرش" به اصل مسأله و معضل پیش‌آمده یعنی همه‌گیری است.

ادامه دارد ...
 

🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)


برچسب‌ها: وزیر بهداشت و درمان, اپیدمی ویروس کرونا, وزیر غیراجتماعی, جامعه شناسی شرقی

[ سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

شرحی بر نظریۀ ساخت‌یا‌بی گیدنز: ساختار_عاملیت
Structuration Theory: Structure Agency 

✍️ حسین شیران

بخش سوم

 

     دهۀ 1960 را باید دهۀ بحران جدی در جریانات جامعه‌شناسی دانست؛ این دهه نقطۀ عطفی است در سیر تاریخ نه چندان دراز کشتی نوساز جامعه‌شناسی که با هزار امید و آرزو در دهۀ 1840 در فرانسه به آب افتاد و حالا دوازده دهۀ بعد در سواحل متلاطم آمریکا به دلیل توفان‌های سهمگین درونی و بیرونی به نظر می‌رسید که به سختی به گل نشسته است! 

     به واقع امر، جریانات مخالف بیرونی به کنار، بیش از همه این جریانات ناهمساز درونی بودند که این کشتی نوساز را به خاک سیاه فرونشانده بودند؛ تصور کنید حال و هوایی که در این هنگامه در عرصۀ کشتی به پا بود: یکی به سوی عمل می‌کشید یکی به سوی نظر! یکی به سوی سطح خرد یکی به سوی سطح کلان، یکی به سوی کنش‌گر یکی به سوی ساختار! یکی به سوی روان‌شناسی یکی به سوی فلسفه! یکی به سوی ذهن یکی به سوی عین! یکی به سوی ارزش یکی به سوی واقع! ... و در این میان هیچ جریان مشروع و مقتدری که بتواند ناخدایی کرده و همه را قانع یا دستکم آرام ساخته و کشتی را رو به سویی به راه اندازد هم در کار نبود! 

     در این حال و هوا بود که به تدریج زمزمه‌های ناخوشایند بسیاری پیرامون این وضع ناگوار از هر گوشه به گوش رسید؛ یکی همچون گولدنر از "بحران در جامعه‌شناسی" سخن گفت؛ یکی همچون ترنر جامعه‌شناسی را "علم ناممکن" خواند، یکی دیگر "علم پاره‌پاره" و دیگری "شبه‌علم"، و فوکو که "ضدعلم"اش خواند و سرانجام یکی هم همچون هوروویتز از راه رسید و از تلاشی و از مرگ جامعه‌شناسی خبر داد! با این اوضاع و احوال دهۀ 1970 از راه رسید.
 

ادامه دارد ...

Structuration Theory
Structure Agency
Giddens

🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)


برچسب‌ها: نظریه ساختیابی آنتونی گیدنز, عاملیت ساختار, نظریات تلفیقی جامعه شناسی, گولدنر ترنر فوکو ضدعلم

[ پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

شرحی بر نظریۀ ساخت‌یا‌بی گیدنز: ساختار_عاملیت
Structuration Theory: Structure_Agency 

✍️ حسین شیران

بخش دوم

 

     با به پایین کشیده شدن پرچم کارکردگرایی ساختاری در دهۀ 60 میلادی عرصه بتدریج برای طرح نظریات دیگر هم باز شد و در مدت زمان کوتاهی اینجا و آنجا طیف گسترده‌ای از نظریات هم‌سو و غیرهم‌سو، از هر سو اعلام وجود کردند و به یک‌باره عرصۀ کشتی متلاطم جامعه‌شناسی پر شد از نظریات و رویکردهای متعدد و متنوعی که جزئا و گاه کلا تاب تحمل یکدیگر را نداشتند و به این ترتیب خیلی زود در بیرون که دریا زیر پای کشتی جامعه‌شناسی مواج و متلاطم بود از درون هم کشتی جامعه‌شناسی درگیر تنش‌ها و تکان‌های تند و توفانی گردید.
     
     میلز که میدان‌دار اصلی کودتا علیه پارسونزِ متمایل به دورکیم و وبر بود با بازگشت به مارکس با "جامعه‌شناسی رادیکال" اعلام وجود کرد؛ در بازگشت به مارکس تعداد دیگری همچون آلتوسر، پولانزاس، سوئیزی و بریورمن، والرشتاین و ... با او هم‌سفر شدند و به این ترتیب نظریات متعددی همچون مارکسیسم ساختاری، سیاسی، اقتصادی، تاریخی و ... پی‌درپی هم در حوزۀ نظری جامعه‌شناسی پدیدار شدند. 

     جورج هومنز به اسکینر و رفتارگرایی محض او روی آورد و رویکرد جدیدی تحت عنوان "نظریۀ تبادل" از دل آن بیرون کشید. با این نظریه او نه به کنش‌گر بها داد و نه به ساختار، تنها رفتار را اصل قرار داد و دکل بلند کشتی توفان‌زدۀ جامعه‌شناسی را در کمال تعجب به ریش شرطی رفتار بست! 

     و بعد آلفرد شوتس از راه رسید و به هوسرل و پدیدارشناسی فلسفی‌اش علاقه نشان داد و تلاش کرد همان را در عرصۀ جامعه‌شناسی پیاده سازد؛ به تأسی از او برگر و لاکمن کارش را پی گرفتند و "جامعه‌شناسی پدیدارشناختی" را پدید آوردند؛ هارولد گارفینکل هم این راه را رفت و با اقتدا به شوتس با برداشتی متفاوت  "روش‌شناسی مردمنگارانه" را عرضه کرد. این هر دو رویکرد وظیفۀ جامعه‌شناسی را پرداختن به زندگی روزمرۀ انسان قلمداد کردند نه چیزی فراتر از این. 

     تأثیر هوسرل بر جامعه‌شناسی به اینجا ختم نشد و به واسطۀ سارتر در جریان جدید دیگری با عنوان "جامعه‌شناسی وجودی" جلوه‌گر شد. در جایی دیگر با سرچشمه و جریانی دیگر "ساختارگرایی" از علم زبان‌شناسی به علم جامعه‌شناسی راه پیدا کرد و خلاصه چنین و چنان شد که عرصۀ متلاطم کشتی جامعه‌شناسی با ورود جریان‌های متفاوت و متناقض و متخاصم درگیر و دار چندپارگی و کش‌وقوس‌ها و کشمکش‌های مهم و مهلک گردید!

ادامه دارد ...

Structuration Theory
Structure Agency
Giddens

 

🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)


برچسب‌ها: نظریه ساختیابی آنتونی گیدنز, عاملیت ساختار, نظریات تلفیقی جامعه شناسی, پارسونز میلز هومنز

[ پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

شرحی بر نظریۀ ساخت‌یا‌بی گیدنز: ساختار_عاملیت
Structuration Theory: Structure_Agency 

✍️ حسین شیران

بخش اول

     برخی، به دلیل عدم تدقیق و مطالعۀ عمیق در توضیحات و تفاسیر نظریۀ ساخت‌یا‌بی گیدنز، که به ظن بنده بخشی از آن مربوط می‌شود به ترجمه‌های نامیزان و نارسا با عدم توضیحات تکمیلی از سوی مترجمان در حوزۀ علوم اجتماعی، بحث ساختار-عاملیت گیدنز را در وجه تقابل درک می‌کنند به این معنی که میان این دو عنصر اصلی و اساسی نظریۀ ساخت‌یابی گیدنز یک نوع دوگانگی در نظر گرفته و به طور مشخص در فضای ذهنی ناسازمان یافته‌ای عاملیت و ساختار مطرح شده در این نظریه را عملا در برابر هم تصور می‌کنند در حالی که این تصور از نظریۀ ساخت‌یابی صحیح نیست چه در آن نه فقط هیچ تقابلی میان این دو عنصر مطرح نیست بلکه برعکس تمام تلاش گیدنز بر اینست که از منظر تلفیق با ترسیم یک نوع تعامل و توافق ذهنی و عینی میان این دو عنصر به وجه غالب اساس نظم در جوامع انسانی را تبیین نماید. این نوشته تلاشی است برای رهایی از این سوء‌تفاهم!

 

مقدمه
      در سلسله مطالب "سیری سریع بر جریانات جامعه‌شناسی" خواندیم که: پارسونز را باید نخستین تلفیق‌گر حوزۀ نظری جامعه‌شناسی بدانیم که به جدّ انشقاق تدریجی نظریات جامعه‌شناسی را مورد توجه قرار داد و با علاقۀ توأمانی که به "کنش" و "نظام" و یا عاملا به "وبر" و "دورکیم" داشت تلاش کرد با ارائۀ یک نظریۀ جامع بر این انشقاق نظری فائق آید اما در نهایت ماحصل کار او یعنی "کارکردگرایی ساختاری" با تأکید آشکاری که بر الزامات ساختار فرهنگی بجای گذاشت یک نظریۀ ساختارگرای کلان تمام‌عیار از آب درآمد تا یک نظریۀ تلفیقی! اگر چه این نظریه با سررسیدن شاگردان سرآمدی همچون مرتون، دیویس و مور توانست دهه‌های 40 و 50 را به سیطره از سر گذراند اما در دهۀ 60 "کودتای فکری و نظری" منتقدان قدرتمندی همچون میلز، لاکوود، گولدنر، هوروویتز و هومنز سرانجام به سلطه و سیطرۀ آن پایان داد. 

ادامه دارد ...

Structuration Theory
Structure Agency
Giddens

🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)


برچسب‌ها: نظریه ساختیابی آنتونی گیدنز, عاملیت ساختار, نظریات تلفیقی جامعه شناسی, پارسونز میلز مرتون

[ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

به کتابخانۀ جامعه‌شناسی شرقی خوش آمدید!

Wellcome to Oriental Sociology Library

📚 کتابخانه جامعه‌شناسی شرقی 📚

✳️ فرصتی برای مطالعۀ هر چه بیشتر ✳️

دانلود رایگان کتاب‌های جامعه شناسی


.

📚 دانلود کتاب جامعه شناسی: مقدمه در چیستی نظریه اجتماعی
✍️ اوستین هارینگتون Austin Harrington

🔄 حسین شیران Hossein Shiran
⏺ نوع فایل: PDF

.

کتاب چیستی نظریه اجتماعی - هارینگتون - حسین شیران

.

🔽 دانلود 👇👇👇

دانلود رایگان کتاب چیستی نظریه اجتماعی - اوستین هارینگتون - حسین شیران

.


🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)

🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)


برچسب‌ها: کتاب جامعه شناسی, چیستی نظریه اجتماعی, اوستین هارینگتون, حسین شیران

[ جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 هدیه‌بازی و ماجراسازی

بخش دوم

      و بعد به وجه درونی‌اش اما هرگز نباید اینگونه تصور کنیم انقلاب که شد دست هر استعمارگری از ایران بریده شده و دیگر از این خبرها و از این خرید و فروش‌ها نیست؛ نه این نهایت ساده‌لوحی و ساده‌نگری است، اتفاقا از بس در این فاصله اسباب و اساس استعمارگری توسعه یافته که کارها و بارها و خرید و فروش‌ها و جابجایی‌هایش بسی بهتر و بیشتر از قبل پیش می‌رود؛ تازه در این برهه در کشور ما یک اتفاق خیلی خاص هم رخ داده که نباید از کنار آن ساده گذشت و آن درون‌زا و درون‌ساز شدن انگلیسیت در داخل کشور است بر این اساس حالا دیگر اصلا نیازی نیست استعمارگری همچون انگلیس از دور بیاید و با هزار خدعه و نیرنگ بساط استثمار ما بگستراند، خیلی ساده و سازمان‌یافته انگلیسیت خود در داخل کشور به مرز تولید رسیده و حتی از آن هم عبور کرده و مرزهای صادرات را هم درنوردیده است! 

     بله باید باور داشت دنیا که عوض شده شکل و شمایل استعمارگری هم عوض شده و عوامل تأثیرگذار در آن هم بسی بالا و پایین شده است؛ اگر پیشتر در دنیا یک انگلیس و یک پیر استعمار وجود داشت حالا به قدری این پیر، دستکم در همین ایران خودمان، تکثیر شده که در هر کجایش بوفور می‌توان یافت کسانی که انگلیس کبیر را با تمام سیاست‌بازی‌هایش درست و حسابی داخل جیب‌‌های بی ته و بی انتهایشان می‌گذارند و در تو به توهای تمام نشدنی‌ جیب‌شان برای همیشه گم و گورش می‌کنند! 
     
     اگر که انگلیس با تمام انگلیس بودنش نتوانست قدری طلا بار شتر کرده و در مدرسه تحویل مدرس دهد حالا باید بیاید و وردست استعمارگران تولید داخل ما زانو زند و درس بیاموزد که چگونه می‌توان شمش و طلا و دلار و دکل که سهل است شرق و غرب و شمال و جنوب کشور را با همه کوه‌ها و جنگل‌ها و در و دشت‌ها و معادنش بار زد و آورد تهران محضر حضرات، و بعد خود تهران را هم بار هواپیما کرد و برد کانادا و یا نمی‌دانم کجا و کجا و کجاها که برخی از آنها به لطف خدا مشخص شده‌اند و برخی دیگر هم بزودی مشخص خواهند شد، چه تازه هدیه‌بازی طبریون و پناهیون و امثال اینها شروع شده و کم و بیش حکایت میلیاردمیلیارد استعمارگری تازه یک به یک در دور رو شدن است!
 
     باری به هر جهت اگر که امروز ما نتوانستیم در تولید و توسعۀ پایدار به مرحلۀ درون‌زایی و خودکفایی برسیم دستکم در مورد استعمارگری و استعمارخویی به حد کمالش رسیده‌ایم! در شرح اینکه چرا اولی ممکن و میسر نشد و دومی شد هیچ جای دوری نرویم، بیش از هر چیزی خود همین دومی شد که اولی نتوانست بشود. شیران کم‌شمار جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و شبانه‌روزی از مردم و مملکت دفاع کردند و سرانجام یا شهید شدند یا زمین‌گیر تا روبهان پرشمار در رأس قدرت فرصتی گیر بیاورند و بی‌دغدغه با سرمایۀ کشور خلوتی کنند و بی‌واهمه هر بلایی که دلشان خواست سرش دربیاورند و بعد با نهایت بی‌شرمی مقابل دوربینی که پشتش چشم میلیون‌ها انسان بیننده از داخل و خارج از حیرت از حدقه درمی‌آید با نمودی بسیار نمایان از به ریش مردم خندیدن گستاخانه بگویند: اینکه چیزی نیست، دوستانی در کارند که سند تهران که سهل است سند ایران را هم بخواهم به نامم می‌زنند! ... 

🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)


برچسب‌ها: هدیه بازی طبری پناهیان, پیر استعمار انگلیس, توسعه پایدار, جامعه شناسی شرقی

[ چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 هدیه‌بازی و ماجراسازی

بخش اول

     دکتر عبدالباقی مدرسی نوۀ شهید سید حسن مدرس نقل کرده که در کنار پدربزرگ بودم دو نفر پیش ایشان آمدند که یکی مأمور عالی‌رتبه سفارت انگلیس و دیگری مترجم او بود. مترجم به پدربزرگم گفت که از سوی سفارت انگلیس چکی آورده‌اند تقدیم حضورشان می‌کنند تا به هر نوع که خود صلاح می‌دانند مصرف نمایند. پدربزرگ در جواب ایشان گفت که پول و چک قبول ندارند اگر انگلیسی‌ها واقعا می‌خواهند چیزی به او تقدیم کنند همه را تبدیل به طلا کرده بار شتر کنند و روز جمعه هنگام نماز ظهر به مدرسه سپهسالار بیاورند و آنجا پیش چشم همگان اعلام کنند که این محموله را انگلیس برای مدرس فرستاده است آن وقت ایشان قبول خواهند کرد! ...

     در ذیل این متن و این مقدمه دو نکته قابل عرض است، یکی به وجه برونی و دیگری به وجه درونی: نخست به وجه برونی درست ببینیم و بدانیم و باور کنیم که پیر استعمار انگلیس تا چه حد و تا کجا و تا کی در امور داخلی کشورها و از جمله ایران دخالت داشته و قرن‌ها با چه ترفندها و چه سیاست‌هایی شخصیت‌های تأثیرگذار ملت‌ها را خرید و فروش‌ کرده و به هر شکل ممکن کار و بار خود را پیش برده است. در حق خودمان به منابع تاریخی از جمله کتاب معروف اسماعیل رائین با نام "حقوق‌بگیران انگلیس" که مراجعه کنیم دستکم با بخشی از این اشخاص آشنا خواهیم شد که ای عجب بخاطر چند کیسه درهم و دینار و ریال (بدل از پوند انگلیس) که در واقع قیمت خودشان بود شرافت خود را فروختند و با آنکه ایرانی بودند ایادی انگلیس گشتند تا وطن بماند و انگلیس بتازد! ...

     البته باید گفت در کنار خیل خبیث‌ها و ضعیف‌النفس‌هایی که به این شکل خود را فروختند و ننگ ابدی را برای خود خریدند بودند معدود کسانی که به هیچ وجه زیر یوغ استعمار نرفته و آبرو و شرافت ایران و ایرانی را با هیچ چیز دیگری عوض نکردند. به باور بنده اینها هیچ کار دیگری هم که نمی‌کردند همین‌که واقعا مردی به خرج داده و در مقابل وساوس و دسائس شدید دوران خود ایستادگی کرده و خود و مام میهن خود را به غیر نفروختند سزاوار آن هستند که همواره مورد تکریم ملت خود باشند. در گذر از شهید مدرس که فوقا حکایتش با انگلیسی‌ها را خواندیم در رأس همه اینها باید شهید راه وطن امیر کبیر را نشاند که بقدری کبیر بود در نهایت خود انگلیسی‌ها هم زبان به وصفش گشودند؛ اسمائیل رائین در همان کتاب  از قول دکتر پاک دربارۀ امیر کبیر نوشته که: او مظهر وطن‌پرستی بود، همان اصلی که در ایران مجهول است، هر چه دادند او نگرفت و همان را خرج معدوم کردنش ساختند! ...

ادامه دارد ...

 

🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)


برچسب‌ها: سید حسن مدرس, سفارت انگلیس, اسمائیل رائین, حقوق بگیران انگلیس

[ چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 اندر باب جمعیت 

بخش سوم

     اصولا به مجموع کسانی که در یک منطقۀ جغرافیایی مشخص زندگی می‌کنند «جمعیت Population» گفته می‌شود. اگر که جامعه را ترکیبی تاریخی از دو عنصر «انسان» و «ساختار» بدانیم جمعیت تحققا تجلی عینی تولید و تکثیر جزء اول یعنی انسان در طول زمان می‌باشد. جمعیت و جمعیت‌شناسی (مطالعۀ علمی جمعیت) به این معنا و مفهومی که اکنون مطرح است تا یکی دو سه قرن پیش واژۀ چندان مهمی نبود؛ به واقع امر تنها زمانی این واژه مطرح و ارزش و اهمیت یافت که تبدیل به یک «مسأله» شد، آن هم نه برای متفکران و اندیشمندان حوزۀ علوم اجتماعی و انسانی بلکه بدوا برای دولت‌مردان و دولت‌ملی‌ها.

     «دولت State» عنوانی ‌است که بطور مشخص به سازمان سیاسی اداره کنندۀ یک «کشور» اطلاق می‌گردد؛ اگر که جمعیت نتیجۀ رشد و توسعۀ عنصر انسان در طول زمان باشد دولت هم نوعا نتیجۀ توسعه و تکامل عنصر ساختار در طول زمان می‌باشد. از سوی دیگر «کشور Country» به یک منطقه یا سرزمین جغرافیایی تحت حاکمیت یک دولت اطلاق می‌گردد؛ به این ترتیب ملاحظه می‌فرمایید که سه واژۀ کشور، دولت و جمعیت، هم در نظر و هم در عمل، تا چه حد در هم تنیده شده‌اند و به تحقیق تعریف و موجودیت یکی در گروی تعریف و موجودیت دیگری می‌باشد.

     بر خلاف حکومت‌های استبدادی سنتی که غالبا تعداد نفوس انسانی موجود در حوزۀ حاکمیت‌شان فی‌نفسه برایشان از ارزش انسانی چندانی برخوردار نبود مگر برای بردگی و بندگی و استخدام و استثمار جابرانه در راستای کسب ثروت و قدرت هر چه بیشتر، دولت‌های مدرن بعنوان نظام‌های سیاسی بسیار رام و آرام شده به نسبت سایر نظام‌های سیاسی، بسیار به مردمان سرزمین‌های تحت حاکمیت خود نزدیک شده و خود را در برابر رفاه و امنیت و آرامش و آسایش مردمان خود موظف و مسئول و متعهد می‌دانستند و دقیقا به این دلیل «دولت‌ملت Nation-State» نامیده ‌شدند.

ادامه دارد ...

🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)


برچسب‌ها: جمعیت و جمعیت شناسی, نرخ رشد جمعیت, نرخ یا حد جانشینی, دولت‌ملت Nation State

[ شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]