🌓 اندر باب جمعیت
بخش دوم
بحث ما در باب جمعیت از بازنشر این جملۀ هشدارآمیز مندرج در یکی از سایتهای خبری در گروه آغاز شد: " وضعیت رشد جمعیت وحشتناک است؛ باور کنیم که به زیر حد جانشینی رسیدهایم و با سرعت غیرقابل تصوری با کاهش جمعیت مواجه هستیم!" بدوا برای اطلاع آن دسته از عزیزانی که احیانا آشنایی کمتری با مبانی و مفاهیم جمعیتشناختی دارند عرض شود که حد یا سطح یا در حقیقت «نرخ جانشینی» Replacement Rates به میزانی از باروری گفته میشود که در آن جمعیت موجود توان بازتولید و جایگزینی خود را بازمییابد. نرخ جانشینی مطابق نظر بخش جمعیتشناسی سازمان ملل 2.1 است به این معنی که اگر هر زن تعداد 2.1 فرزند از خود بجای بگذارد جمعیتی که از پی خواهد آمد دقیقا جایگزین جمعیت موجود خواهد شد. هر مرگی با یک تولد جبران خواهد شد و بدین ترتیب سطح جمعیت حفظ خواهد شد.
«نرخ باروری کل» TFR (تعداد متوسط فرزندان زاده شده توسط یک زن) اگر با نرخ جانشینی (2.1) برابر باشد رشد جمعیت صفر خواهد بود، یعنی نه افزایش و نه کاهش خواهد داشت، اما اگر نرخ باروری از نرخ جانشینی بالاتر باشد (TFR>2.1) رشد جمعیت مثبت و اگر پایین باشد (TFR<2.1) رشد جمعیت منفی خواهد بود. بالاترین نرخ رشد جمعیت ایران در سال 1365 برابر با 3.9 بوده است؛ با این نرخ رشد مثبت، جمعیت ایران از 49.4 میلیون نفر در سال 1365 به 60 میلیون نفر در سال 1375 رسید؛ در این سال اما نرخ رشد به 2 کاهش یافت و بیست سال بعد در سال ۱۳۹۵ به 1.24 رسید و در سال 1398 با کمی رشد به حد 1.8 رسید. هشدار کاهش جمعیتی که اکنون در جامعه برپاست در واقع از این بابت است: در حال حاضر زنان ایرانی بجای اینکه هر کدام 2.1 فرزند تحویل جامعه دهند 1.8 تحویل میدهند و این افت نرخ باروری از سطح نرخ جانشینی طبیعتا در سالهای آتی باعث کاهش جمعیت ایران خواهد شد.
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جمعیت و جمعیت شناسی, نرخ رشد جمعیت, نرخ یا حد جانشینی, نرخ کل باروری TFR
[ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 اندر باب جمعیت
بخش اول
مقدمه
اصولا جامعهشناسان مباحث خود را در سه سطح تحلیلی خرد، میان و کلان پی میگیرند و به این ترتیب با نگاهی جامعاندیشانه تلاش میکنند در تجزیه و تحلیلهای خود در عین حال که به کلیت جامعه میاندیشند مصالح و منافع افراد و گروهها را هم بعنوان اجزایی از کل جامعه مد نظر داشته باشند چرا که الزاما هر آنچه به نفع جامعه است به نفع افراد و گروهها نیست و برعکس هر آنچه به نفع افراد و گروههاست الزاما به نفع جامعه نیست از این جهت از اهم مباحث مطرح در باب زندگی اجتماعی خود همین تنظیم و تعدیل و توزیع منافع افراد، گروهها و جامعه در برابر هم است و غالب نظریات و نظامهای سیاسی-اقتصادی-اجتماعی حاصل از این نظریات هم نتیجۀ موضعگیریهای متفاوت در رابطه با این موضوع و این مسأله است.
از این نظر در کل هر گاه هر جا بحثی در افتاد و در آن بنوعی هر سه عنصر فرد، گروه و جامعه مطرح بود باید یقین داشت که یک بحث جامع و جامعهشناختی در جریان است- حتی اگر به روشنی این نکته مورد تأیید و تأکید نباشد، و اگر که نه، در کلیت بحث یک یا دو مورد از آن مغفول مانده و موردی خاص در کانون توجهات باشد باید دانست که یک بحث سیاسی در کار است- حتی اگر عاملان این بحث خود به صراحت نگویند و یا که ندانند عملا و نظرا مشغول چه کاری هستند! بحث بسیار اساسی و حیاتی جمعیت هم نه فقط از این قاعده مستثنی نیست بلکه اگر قرار باشد یک موضوع و فقط یک موضوع باشد که در آن جامعاندیشی (توجه توأمان به هر سه بعد) لحاظ باشد آن یک موضوع، جمعیت یک جامعه است، چرا که به واقع امر جمعیت نزدیکترین مقوله به جامعه است و هر اندیشهای که در باب آن ساز شود کم و بیش در باب جامعه هم سازوار خواهد بود.
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: نرخ رشد جمعیت ایران, جامعه اندیشی, جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی
[ سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 اندر باب اهمیت اندیشه و ضرورت هماندیشی و بازاندیشی
✍️ حسین شیران
بخش چهارم
ز اهل دانش و ارباب معنی | سؤالی دارم اندر باب معنی
ز اسرار حقیقت مشکلی چند | بگویم در حضور هر خردمند
نخست از فکر خویشم در تحیر | چه چیز است آنکه گویندش تفکر
چه بود آغاز فکرت را نشانی | سرانجام تفکر را چه خوانی
کدامین فکر ما را شرط راه است | چرا گه طاعت و گاهی گناه است ...
اینها ابیات آغازین آن پرسشنامۀ منظومی است که گفتیم امیر حسینی هروی سالک خراسانی در اوایل قرن هشتم هجری مطرح کرده و شیخ محمود شبستری هم در قالب گلشن راز متقابلا بصورت منظوم به آنها پاسخ داده است؛ هروی بعنوان نخستین پرسش از چیستی تفکر میپرسد و بدوا از وجود چنین جریانی در ذهن بشر ابراز تحیر مینماید؛ و حال ببینیم و بخوانیم پاسخ شیخ محمود شبستری را:
مرا گفتی بگو چبود تفکر | کز این معنی بماندم در تحیر
تفکر رفتن از باطل سوی حق | به جزو اندر بدیدن کل مطلق
حکیمان کاندر این کردند تصنیف | چنین گفتند در هنگام تعریف
که چون حاصل شود در دل تصور | نخستین نام وی باشد تذکر
وز او چون بگذری هنگام فکرت | بود نام وی اندر عرف عبرت
تصور کان بود بهر تدبر | به نزد اهل عقل آمد تفکر
ز ترتیب تصورهای معلوم | شود تصدیق نامفهوم مفهوم
مقدم چون پدر تالی چو مادر | نتیجه هست فرزند، ای برادر
ولی ترتیب مذکور از چه و چون | بود محتاج استعمال قانون
در این روزگار صحبت از تصدیقات و تصورات و مفاهیم و مقولات تداعیگر مباحث فیلسوف صدرجدولی همه اعصار جدید امانوئل کانت است- همو که به قول ویل دورانت برای فیلسوف شدن نخست باید پیرو او بود- با این حال فراموش نکنیم این مباحثی که بدین شکل و بدین سطح در گلشن راز میان دو اندیشمند ایرانی مطرح است در قرن هشتم هجری (سال 717) صورت گرفته و بیش از 4/5 قرن با زمانی که کانت اولین کتاب خود را منتشر کرده فاصلۀ زمانی دارد. با ذکر این نکته در ادامه به شرح دیدگاه شیخ شبستری در مورد اندیشیدن و یا آنچه خود به تبعیت از هروی فکرت مینامد میپردازیم.
ادامه دارد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: امیر حسینی هروی, شیخ محمود شبستری, گلشن راز, امانوئل کانت ویل دورانت
[ پنجشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 اندر باب اهمیت اندیشه و ضرورت هماندیشی و بازاندیشی
✍️ حسین شیران
بخش سوم
بیش از این صحبت کردن در مورد ضرورت اندیشه و هماندیشی در یک چنین جمع فرهیختهای جایز نیست چه آنکه خود به خواست خویش در یک چنین جمعی حاضر است لابد خود از ارزش و اهمیت اندیشه و هماندیشی آگاه است که به واقع شرف حضور بهم رسانده وگرنه همچون اغلب گردشگران فضای مجازی ترجیح میداد در جاهای دیگری حضور داشته باشد که در آنها غالبا تلاش بر اینست که مردم بیشتر از چشم و گوششان کار بکشند تا مغزشان! بر این اساس فیالحال در گذر از موضوع ارزش و اهمیت اندیشه و اندیشیدن، که بخش 1 و 2 صرف آن گردید، در ادامه نخست به چیستی اندیشه و چگونگی اندیشیدن میپردازیم و بعد به چیستی اندیشۀ اجتماعی در تمایز از سایر اندیشهها، تا بعد که در گذر از این مباحث مقدماتی به مباحث اصلی میرسیم دستکم از برخی مبانی میانذهنی مشترک برخوردار باشیم.
اندیشه چیست؟
بسیاری از منابع علمی و ادبی بطور گسترده به بحث دربارۀ اندیشه و یا گزارش تاریخ آن میپردازند بیآنکه بدوا سخنی در باب چیستی خود اندیشه ساز کنند و دستکم در قالب سطوری چند به خوانندگان خود بگویند که به واقع امر این اندیشه که تاریخ و تحلیل آن در چندین جلد هم نمیگنجد فینفسه چیست! این بیشتر بخاطر اینست که یک تصور میانذهنی و یا بهتر بگویم یک پیشفرض مشترک میان نویسنده و خواننده در کار است که در بادی امر هر دو طرف به آن بسنده میکنند و بر این اساس کار و بار خود را پیش میبرند؛ اما اگر براستی کسی به هر دلیلی پا پیش نهد و پیش از هر چیزی از ما بپرسد این اندیشه که میگویید چیست بهتر که چند کلامی در چنته داشته باشیم تا بتوانیم پاسخش را بازبگوییم.
در تاریخ ادبیات ما، که پیشتر گفتیم در واقع امر تاریخ زیست و تاریخ اندیشۀ اجتماعی ماست، شاید هیچ کجا به روشنی "گلشن راز" شیخ محمود شبستری در باب چیستی اندیشه پرسش و پاسخی حکیمانه صورت نگرفته است؛ دوستان فرهیخته خود میدانند که شیخ شبستری این منظومۀ پرمغز و شگفتانگیز را در اوایل قرن هشتم (717 ه.ق) در واکنش به 27 بیت پرسش منظومی سرود که "امیر حسینی هروی" پیشوای سالکان خراسان حکیمانه آنها را طرح کرده و از رسولی به جمعی که شیخ شبستری هم در آن حضور داشت فرستاده و طلب پاسخ نموده بود:
گذشته هفت و ده از هفتصدسال | ز هجرت، ناگهان در ماه شوال
رسولی با هزاران لطف و احسان | رسید از خدمت اهل خراسان
بزرگی کاندر آنجا هست مشهور | به انواع هنر چون چشمۀ هور ...
نبشته نامهای در باب معنی | فرستاده برِ ارباب معنی
در آنجا مشکلی چند از عبارت | ز مشکلهای اصحاب اشارت
به نظم آورده و پرسیده یکیک | جهانی معنی اندر لفظ اندک ...
ادامه دارد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: اندیشه هم اندیشی بازاندیشی, اندیشه اجتماعی, تاریخ ادبیات ایران, گلشن راز شبستری
[ شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 اندر باب اهمیت اندیشه و ضرورت هماندیشی و بازاندیشی
✍️ حسین شیران
بخش دوم
باری، به این قرار، بازگرداندن سرنوشتها و سرانجامها، چه خوب چه بد، به سمت و سوی آفریدگار، خود بسی فرافکنی است؛
به یقین این نه خدا بلکه خود مردماناند که با تغییر در اندرونشان سرنوشت و سرانجام خود را رقم میزنند:
چه "أن ألله لایُغیر ما بقوم حتی یُغیروا ما بأنفسهم" (رعد، 11)؛
آخر خدا را چه به تغییر سرنوشت و سرانجام قوم و قبیله و ملت و امتی،
وقتی هر آنچه لازمۀ کار است را خود به دست خویش در وجود آنها پدید آورده
تا خود به یاری آن به شناختهای لازم برای زندگانی اجتماعیشان دست یابند
و مبتنی بر آن جان و جهان خویش را آباد سازند،
و آن ودیعه که بنهاده، نیست جز خرد - جزئی از خود خدا -
هم از این روست که از توان لازم برای تغییر و تعیین سرنوشت و سرانجام یک جمعی و جهانی برخوردار است:
در آدم شد پدید این عقل و تمییز | که تا دانست از آن اصل همه چیز (گلشن راز شبستری)؛
باری اینست رسالت انسانی ما در طول زندگی
که همواره تلاش کنیم بر پایۀ خرد
به هر آنچه اصل هر چیز است دست یابیم و زندگانی خود را بر این اساس بسازیم؛
انسان به اصل هر چیز که دست یابد دیگر محال است فریب غیر آن را بخورد؛
حال تصمیم با خود ماست که این خردهخدای خفته در اندرون خود را بیدار ساخته و بازبیابیم
و بر گردۀ آن راست ایستاده و اندیشههای درست بسازیم
و بر پایۀ این اندیشهها پیدرپی هم به رازهای عالم دست بیازیم:
ولیکن گر اندیشه گردد دراز | خرد با دل تو نشیند به راز (فردوسی)،
و یا اینکه از آن روی برگردانیم
و با هر چه غیر آنست زندگی بگردانیم
و خود را به هر چه سرنوست و سرانجام بد است گرفتار بسازیم:
در این خصوص استاد سخن حکیم فردوسی تمام و کمال حق مطلب را ادا کرده،
آنجا که با قسم به خود خدا، سرنوشت و سرانجام بدمان را بر ریش نابخردیمان بربسته است:
به یزدان که ما گر خرد داشتیم | کجا این سرانجام بد داشتیم؟
در نهایت: ای برادر تو همان اندیشهای | مابقی تو استخوان و ریشهای
گر گلست اندیشۀ تو گلشنی | ور بود خاری تو هیمۀ گلخنی (دفتر دوم مثنوی).
ادامه دارد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: اندیشه هم اندیشی بازاندیشی, مثنوی معنوی مولوی, گلشن راز شبستری, جامعه شناسی شرقی
[ یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 اندر باب اهمیت اندیشه و ضرورت هماندیشی و بازاندیشی
✍️ حسین شیران
بخش اول
با نام و یاد او
که همواره هواخواه اندیشه و اندیشیدن و اندیشمندان است؛
همو که تکیه کلاماش "أفلا تعقلون"،
و شکوه و شکایتاش از "أکثرهم لایعقلون"،
و توصیتاش بر "یستمعون القول فیتبعون أحسنه" است؛
و بر این اساس، برترین بندگانش در نزد او
خود همینهایی هستند که گفتهها را میشنوند و از بهترین آنها پیروی میکنند،
و به تحقیق همینها هستند که خود خدا هدایتشان کرده و در زمرۀ خردورزان عالم قرارشان داده است:
"اولئک ألذین هداهم الله و أولئک هم أولوا ألالباب" (زمر، 18)؛
و در مقابل، بدترین بندگان او جنبندگانی هستند که کر و لال عمر گرانمایۀ خود را میبازند
و به هیچ نحوی از انحاء اندیشه پیشه نمیسازند:
"إنّ شرّ الدوّاب عندالله الصمُّ البُکم الذین لایعقلون" (انفال، 22)؛
پس منت خدای را عزّ و جلّ که بشر را فکرت آموخت
و همان را اصل و اساس حیات اجتماعی انسان قرار داد
و بالاتر از آن مقام و مرجعی برای رهایی و رستگاریاش پیش ننهاد؛
به اندیشه چنان قرار و مداری عطا کرد که فینفسه هیچ کس را یارای توقیف آن نیست إلا خود شخص،
"من میاندیشم پس هستم" (دکارت)،
پس هر که اندیشه پیشه کرد به تحقیق هست گشت و پیش افتاد
و هر که به آن پشت کرد هر چه پوچی و پستی و پلیدیست را از آن خود ساخت،
و این آن سرنوشت منحوسی است که خود خدا بر خلقی که نمیاندیشند روا داشته است:
"و یجعل الرجس علی الذین لایعقلون" (یونس، 100).
ادامه دارد ...
https://t.me/Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: اندیشه هم اندیشی بازاندیشی, یستمعون القول, من می اندیشم دکارت, جامعه شناسی شرقی
[ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
گروه جامعهاندیشان شرق
خلاصه که «گروه جامعهشناسان شرق» نزدیک به دو سال پیش بود که منحل گردید؛ در انحلال این گروه تنها عوامل درونی دخیل نبودند بلکه مضاف بر آنها عوامل بیرونی دیگری هم در کار بودند که از جمله مهمترین آنها میتوان به فقدان فرصت لازم برای حضور در گروه و مشارکت فعال در مباحث جاری در آن اشاره کرد و این بیشتر به دلیل شروع طرح تحقیقی نسبتا وسیعی دربارۀ سبک زندگی ایرانیان و مسائل و پیامدهای مترتب بر آن بود که خواهناخواه تمامی دو سال گذشته را صرف خود ساخت.
حذف گروه منجر به نقدها و گلایههای بسیاری از سوی دوستان و هماندیشان حاضر در گروه گردید که اغلبشان برحق و بجا بود و برای همین بنده هم به خود و هم به دوستان هماندیش قول دادم که چندی بعد در قالب گروهی دیگر گردهم آییم و همچون قبل محفلی برای طرح مسائل و موضوعات خود داشته باشیم. این چندی بعد اگرچه قدری طول کشید اما به هر حال بنظر رسید زمان بازآیی و بازگشایی گروه فرارسیده است به این سبب ما به لطف خدا و یاری دوستان دیرین گروه را از اول مرداد بازگشایی کردیم با این تفاوت که عنوان گروه دیگر نه «جامعهشناسان» بلکه «جامعهاندیشان شرق» خواهد بود.
«جامعهاندیش» عنوانی به مراتب فراخناتر و فراگیرتر از «جامعهشناس» است و به طور مشخص دربرگیرندۀ هر اهل تفکریست که با هر زمینۀ فکری و تحصیلی تحققا دربارۀ جامعه اندیشه میکند. پیشتر ما در گروهی که داشتیم نه فقط شاهد حضور گسترده و مشتاقانۀ دوستان غیرجامعهشناس بودیم بلکه جالب اینکه گاه مشارکت این دوستان در هماندیشیها را پویاتر و پربارتر از دوستان جامعهشناس بازمییافتیم هم از این رو به پاس مشارکت مشتاقانۀ این دوستان غیرجامعهشناس، این بار عنوان درخور و فراگیر «جامعهاندیشان» را به عنوان «جامعهشناسان» ترجیح میدهیم.
از اول مرداد لینک گروه در دسترس دوستان علاقمند به مباحثه و مناظره در باب مسائل جامعه قرار گرفته است و در این ارتباط اساسنامۀ آن هم تنظیم و در گروه اعلام شده است؛ این اساسنامه حاوی برخی نکات لازم جهت هماندیشیهای هرچه مؤثرتر و موفقتر است امید که با مدنظر داشتن آنها حداکثر استفاده از باهم و دورهم بودنهایمان را عاید خود سازیم. وقتی ما را گریزی از هم بودن نیست پس چه بهتر که تدابیری بیندیشیم تا باهم بودنها و باهماندیشیدنهایمان همراه با بهترین بهرهها برای خود و جامعه و جهانی که در آنیم باشد.
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: گروه جامعه اندیشان شرق, جامعه اندیشی, جامعه شناسی شرقی
[ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
لازمهی جامعهشناس شدن - بخش چهارم
حسین شیران
«گروه جامعهشناسان شرق» جزو اولین گروههایی بود که با رواج یافتن تلگرام در ایران و در جهان در آن تشکیل شد با این هدف اولیه که چند تن از دوستان و همراهان در قالب آن گرد هم آییم و گاهگداری پیرامون برخی از مسائل و موضوعات، گفتگو در فضای مجازی را هم تجربه کنیم. در اصل تجربه خوب و موفقی بود و ما از این طریق با دوستان اندیشمند گرانقدری آشنا شدیم که نه فقط در آن برهه بلکه هنوز هم بعد مدتها از مصاحبت با آنها بهرهها میبریم. در ادامه دوستان بیشتری به جمع ما اضافه شدند و بتدریج تعداد اعضای گروه بسی بیش از آنی شد که بدوا تصور میشد؛ این از یک طرف اتفاق میمون و مبارکی بود چه با تعداد زیادی از دوستان و همراهان همسخن بودیم و در کنار آشناییهایی که باهم داشتیم بحث و گفتگوهای بسیار ارزنده و سازندهای هم از نقطهنظرات مختلف در میان ما شکل میگرفت که برخی از آنها از همین کانال و حتی سایت جامعهشناسی شرقی منتشر میگردید.
با این حال تعداد زیاد اعضاء در یک گروه که اصولا و اساسا در آن امکان صحبت و درج نظرات برای همه اعضاء وجود دارد در کنار مزایایی که به همراه دارد واجد معایبی هم است که با افزایش تعداد رابطۀ مستقیم هم دارد یعنی هرچه اعضاء بیشتر باشد طبیعتا بر حجم این معایب هم افزوده میشود؛ بیموقع سخن گفتنها و بیهوده سخن گفتنها و بیملاحظه سخن گفتنها و از همه چیز سخن گفتنها و با همه کس در افتادنها و به همه کس بد و بیراه گفتنها و به این و آن مقام مسئول و غیرمسئول تاختنها و خلاصه ضد نظم و نظام عمل کردنها که به هر شکل و به هر دلیل از سوی برخی از دوستان صورت میگیرد ... ؛
کم و بیش گروه ما هم از این معایب عام گروهها مستثنی نبود و علیرغم تلاشهای قابل ستایشی که ادمینها برای مدیریت فضا و بهینهسازی روابط میان اعضاء برای شکلگیری گفتگوهای مفیدتر و محترمانهتر بکار میبستند به هر حال گاهگداری بینظمیها و بیمهریها و بیحرمتیهایی در میان اعضاء رخ میداد و این تا چندی مایۀ آزار و انزجار میگشت! اگرچه برخی از دوستان اندیشمند علیرغم این ناسازگاریها همچنان در گروه ماندند و ما را از نعمت وجود خود و خود را از مباحث مفیدی که در گروه جریان داشت محروم نساختند با این حال برخی دیگر که در جمع آنها بزرگانی هم بودند که خود ما دعوتشان کرده بودیم تا در گروه حضور یابند و با مشارکت خود باعث غنای مباحث گردند از برخی از حرفها و حرکتها رنجیدند و با اظهار گلایه از آدابنادانی برخیها متأسفانه گروه را ترک کردند. ...
ادامه دارد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
[ دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

