لازمهی جامعهشناس شدن - بخش سوم
حسین شیران
و اما هر چقدر هم که دار دنیا را بگردی- مجازا و حقیقتا، و به هر کجا و هر کتابی هم که سربکشی و از این طریق به هر اندازه اندوختهای از اطلاعات بیپایان عالم هم که دست یابی مادام که در تنورۀ داغ بحث و بررسی نگذاریشان و از دم تیغ تیز نقد نگذرانیشان هیچ نمیتوانی ادعا کنی که عالمیّ و از سرمایۀ علمی عظیمی برخوردار هستی! هر آنچه در دریای دانش بشری دشت شده را که نمیتوان درّ دانست؛ به قول مولانا:
این صدفها نیست در یک مرتبه | در یکی درّ است و در دیگر شبه
واجب است اظهار این نیک و تباه | همچنانک اظهار گندمها ز کاه
بهر اظهار است این خلق جهان | تا نماند گنج حکمتها نهان (دفتر چهارم مثنوی معنوی)
باری، بر ماست که هر آنچه از مزارع (و مجالس و محافل و مکاتب) گوناگون درویدهایم را همه بر سر خرمن بحث بیاوریم و با شکیبایی شایستۀ یک کشاورز با دقت هرچه تمام به باد انتقادشان بگیریم و به این طریق هر چه همچون کاه سبک است را از هر چه چون گندم گرانسنگ است سوا سازیم:
بر سر خرمن به وقت انتقاد | نه که فلاحان ز حق جویند باد
تا جدا گردد ز گندم کاهها | تا به انباری رود یا چاهها ...
دانه لایق نیست در انبار کاه | کاه در انبار گندم هم تباه
نیست حکمت این دو را آمیختن | فرق واجب میکند در بیختن (همان).
سعدی، رحمت خداوند بر او باد، هم که خود ید طولایی در گردش داشت و بخشی از عمر خود را به گشت و گذار گذرانده بود علم را جز به بحث و بررسی پایدار نمیدانست: سه چیز [بی سه چیز] پایدار نماند: مال بی تجارت، ملک بی سیاست و علم بی بحث (باب هشتم گلستان).
و بر این اساس بود که چند سال پیش «گروه جامعهشناسان شرق» برپا شد ...
ادامه دارد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
[ یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
لازمهی جامعهشناس شدن - بخش دوم
حسین شیران
در گذر از گشت و گذار عالمانه در کشور و در متن جامعه که به نوع خود یک مشاهده و مطالعۀ مقطعی و ایستانگرانه و به جای خود امری لازم و ضروری به شمار میرود قطع یقین به یک مطالعۀ طولی و تاریخی و پویانگرانه هم نیاز است تا برخی اطلاعات لازم در خصوص چگونگی حادث شدن تغییرات و دگرگونیها در بستر جامعه در ابعاد مختلف اعم از اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و ... عاید یک جامعهشناس گردد. شاید در هیچ رشتهای به اندازۀ جامعهشناسی مطالعۀ تاریخ تحولات جامعه و جهانی که در آن به سر میبریم مطرح و مهم نباشد؛
به عنوان مثال از این نظر شما کافیست کنکاش و تکاپوی علمی یک جامعهشناس را با یک پزشک مقایسه کنید تا به واقع امر سختی کار یک جامعهشناس برای شما مشخص گردد؛ یک پزشک هرگز به اندازۀ یک جامعهشناس نیازمند کسب اطلاعات طولی و تاریخی از موضوعات مورد مطالعهاش نیست و از این نظر کار او بسی راحتتر و سبکبارتر از کار یک جامعهشناس یا هر متخصص علوم انسانی دیگر پیش میرود. در هر حال این راه پرمشقتی است که یک جامعهشناس باید سپری کند و قطع یقین اگر عشق و علاقهای در کار نباشد موفقیت چندانی هم در کار نخواهد بود.
اگرچه منابع تاریخی کلاسیک و پساکلاسیک بیشتر به تحولات سیاسی علاقه نشان داده و اغلب صفحات خود را از این دیدگاه پرکردهاند با این وجود این به معنی غیبت دیدگاههای دیگر در این منابع نیست چه تغییرات و دگرگونیهای جامعه هرگز تکعاملی و تکبعدی نبوده و نیست و در هر صورت میان ابعاد مختلف و متعدد آن همبستگیهایی وجود دارد و خواهناخواه هم وقوع عینی تغییرات در یک بعد در جامعه و هم گزارش تاریخی آن وقایع در قالب منابع تاریخی پای ابعاد دیگر را هم به میان میکشد؛ و بعد این دیگر اصولا و اساسا به عهدۀ علمای علوم اجتماعی است که با استخراج و استنباط عالمانۀ خویش، ابعاد اجتماعی تحولات تاریخی را بسی برجستهتر سازند.
این نکته را هم نباید فراموش کرد که ابعاد زندگی اجتماعی تاریخی ما ایرانیان بیشتر در شعر و ادبیات ما مستتر است تا هر منبع دیگری و از این جهت بر هر جامعهشناسی است که در کنار مطالعۀ منابع تاریخی به مطالعۀ دقیق و عالمانه (و نه عوامانۀ) منابع شعر و ادبیات بیبدیل خود هم پرداخته تحققا به این ابعاد مستتر دست یابد و گرنه که خود را از منبع و مخزنالاسراری به غایت قوی و غنی محروم ساخته است. در واقع، این باور قلبی بنده است، اگر به هر شکل ممکن «جامعهشناسی ادبیات» در این کشور رشد و توسعه یابد تأثیر قابل توجهی بر رشد و توسعه و ارتقاء سطح جامعهشناسی ما در عرصۀ ملی و فراملی خواهد گذاشت. و سرآخر اینکه در این میان از مطالعۀ سفرنامههای متعددی که از جانب اشخاص حقیقی و حقوقی و داخلی و خارجی متعددی در طول تاریخ بویژه چند سدۀ اخیر دربارۀ ایران و ایرانیان نوشته است هم نباید غافل شد. گاهی سفرنامهها تنها منبع مستندی هستند که میتوان از آنها برای آشکارسازی ابعاد ناگفته و ناشنیدۀ برهههایی از زندگی اجتماعی استفاده کرد.
این هم از این، و اما بعد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی ادبیات, مطالعه مقطعی, مطالعه طولی و تاریخی, سفرنامه
[ چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
لازمهی جامعهشناس شدن - بخش اول
حسین شیران
ده سال گذشته را، به یاری خدا و به لطف همراهی برخی دوستان جامعهشناسام، بیشتر صرف گشت و گذار در سراسر ایران نمودم؛ از شمال غرب، حوالی مرزهای آذربایجان و ارمنستان و ترکیه و عراق تا جنوب شرق، سواحل مکران و نقطۀ پایانیاش بندر گواتر- جایی که دیگر خاک ایران تمام میشود و آبهای آزاد مشرف به اقیانوس هند و آرام و اطلس آغاز میشود؛ و در قطری دیگر از شمال شرق، از خراسان بزرگ با تمامی جاذبههای طبیعی و تاریخی و مذهبیاش تا جنوب غرب، خوزستان همیشه سربلند و سرفراز ولیکن متأسفانه اغلب سر به سر با مسائل جامعوی مختلف! کمابیش از تمامی استانهای کشورم دیدن کردم، برخی جزء به جزء و برخی دیگر به صورت محدود تا وقتی دیگر که توفیق گشت و گذاری بیشتر نصیبم گردد! ...
این را از این جهت میگویم که رابرت پارک جامعهشناس سرشناس مکتب شیکاگو همیشه به شاگردانش توصیه میکرد که از پشت میزهای راحت خود برخیزند و به خود زحمت بدهند به درون جامعه بروند و از نزدیک خود به چشم خویش ببینند که در گوشه و کنار آن چه میگذرد؛ سالها پیش که من در تدریس درس جامعهشناسی شهری به این توصیۀ ارزشمند پارک برخوردم سخت آن را آویزۀ گوشم کردم تا بسی پیش از آنکه ادعای جامعهشناس بودن داشته باشم برنامهای برای ایرانگردی داشته و تا حد ممکن پا در گوشه و کنار آن گذاشته باشم و از اوضاع و احوال جامعهای که قرار است جامعهشناس آن باشم دستکم واجد برخی شناختها باشم و هیچ ندیده و نشنیده نگویم که اینجا و آنجای این سرزمین پهناور چه میگذرد!
این برنامه به لطف خدا تا جایی که امکانش فراهم بود پیش رفت و من توانستم در مدت یک دهه به اقصی نقاط کشورم سربکشم و از نزدیک وضعیت مناطق مختلف را از ابعاد متعدد به چشم خود ببینم، به قدر ممکن با اقوام و اقلیتهای دوستداشتنی کشورم دیدار و نشست و برخاست کنم و به قدر مجال با برخی از اهالی اهل فکر این مناطق در مورد مسائل مختلف گفت و شنود کنم. باری، این دیگر جزئی از باور من است که یک جامعهشناس باید برخیزد و به راه افتد و - اگر نه جهان - دستکم در گوشه و کنار کشور خود عالمانه و عاشقانه به گشت و گذار بپردازد و بعد اگر قرار شد جایی در مورد جامعهاش نظری بدهد با حداکثر شناخت و اطلاعات دست به یک چنین کار بزرگی بزند! ...
این از این، و اما بعد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: رابرت پارک, مکتب شیکاگو, جامعه شناسی شهری, جامعه شناسی شرقی
[ چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
ده پرسش از دیدگاه جامعهشناسی Ten Questions: a Sociological Perspective
نوشته: جوئل شارون Joel Charon
ترجمه: منوچهر صبوری
نشر: نی
تعداد صفحات: 368

مطالعۀ این کتاب به همۀ آنهایی توصیه میشود که جامعهشناس نیستند و میخواهند در کمترین زمان ممکن با علم جامعهشناسی آشنا شوند و بدانند که اصولا و اساسا در درون این علم چه میگذرد، جامعهشناسان به چه موضوعاتی و چگونه و با چه اسباب و اساسی میاندیشند؛ و یا که جامعهشناس هستند و هنوز به درک منسجمی از آنچه در درون این علم میگذرد دست نیافتهاند!
این ده پرسش عبارتند از:
1. جامعهشناسان چگونه جامعه را مطالعه میکنند؟ آیا سوگیریهای شخصی مانعی در برابر این مطالعه نیست؟ آیا میتوان گفت این مطالعه علمی است؟ اصلا علمی بودن به چه معناست؟ ...
2. معنای انسان بودن چیست؟ آیا طبیعت انسانی چیزیست که ما از هنگام تولد داریم؟ اصل و اساس انسانیت چیست؟ هوش؟ زبان؟ جامعه؟ یا فرهنگ؟ ...
3. چگونه جامعه به وجود میآید؟ چگونه دوام مییابد؟ چه چیزی باعث همبستگی و همکاری ما میشود؟ ترس؟ زور؟ نیاز به دیگران؟ ...
4. چرا مردم در جامعه نابرابرند؟ نابرابری به طبیعت بشری مربوط میشود یا جامعه؟ آیا ایجاد جامعهای برابر امکانپذیر است؟ ...
5. چرا به آنچه میکنیم اعتقاد داریم؟ باورهای ما چگونه شکل میگیرند؟ آیا ما آنها را شکل میدهیم یا جامعه؟ ...
6. آیا انسانها آزادند؟ ما تا چه حد بر زندگی خود تسلط داریم؟ نیروهایی که بر تصمیمات ما تأثیر میگذارند کدامها هستند؟ اصولا آزادی چیست؟ چرا فکر میکنیم که باید آزاد باشیم؟ ...
7. چرا همه نمیتوانند مانند ما باشند؟ چرا باید دیگران مانند ما باشند؟ چرا انسانها متفاوت از هم هستند؟ ارزشها چیستند؟ خوب هستند یا بد؟ ...
8. چرا تیرهروزی در جهان وجود دارد؟ چه چیزهایی باعث مسائل بشری میشوند؟ چرا باید زندگی تا این حد دشوار باشد؟ آیا ساختن جامعهای بهتر ممکن است؟ ...
9. آیا فرد براستی دگرگونی ایجاد میکند؟ آیا واقعا فرد قادر به دگرگونی است؟ اگر نیست چه چیزی مانع آن است؟ تغییر جامعه چرا و چگونه ممکن میگردد؟ ...
10. آیا جامعهشناسی مهم است؟ مهم برای چه؟ آیا جامعهشناسی میتواند جهان بهتری برای ما به وجود بیاورد؟ درکی که جامعهشناسی به ما میدهد از خود ماست یا جامعه؟ جامعهشناسی چه چیز مهمی به ما میگوید؟ ...
و پرسش یازدهمی که اخیرا اضافه شده است:
11. آیا باید دربارۀ افراد به تعمیم بپردازیم؟ وقتی همۀ انسانها یگانه هستند تعمیم در مورد آنها چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا ممکن و مجاز است؟ ....
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
برچسبها: ده پرسش, از دیدگاه جامعه شناسی, جوئل شارون Joel Charon, منوچهر صبوری
[ شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
احکام هشتگانه در بررسی مسائل اجتماعی 8
📝 نوشتۀ جان مشینیز John J. Macionis
🔄 ترجمۀ حسین شیران Hossein Shiran
رویکرد جامعهشناسان در برابر مسائل اجتماعی جامعه چیست؟ احکام هشتگانۀ زیر بصورت بنیادی بیانگر نوع مواجهۀ جامعهشناسان با مسائل اجتماعی هستند:
8. مسائل اجتماعی مختلف بهم مرتبط هستند.
از آنجایی که مسائل اجتماعی ریشه در عملکرد جامعه دارند، بسیاری از مسائل اجتماعی در ارتباط با یکدیگر هستند. این به این معنی است برای حل یک مشکل، مثلا، کاهش تعداد کودکانی که در بستر فقر رشد میکنند، ممکن است به نوبه خود به حل شدن مسائل دیگر، مانند نرخ بالای ترک تحصیل دبیرستانیها، سوء مصرف مواد و جرم و جنایت، کمک کند.
این هم درست است که حل یک مسأله ممکن است یک مسألۀ جدیدی ایجاد کند که انتظارش را نداشتیم، به عنوان مثال، اختراع خودرو در اواخر دهۀ 1800 به مردم کمک کرد تا راحتتر جابجا شوند، اما دهها سالی که با خودروها گذشت آلودگی هوا و سالانه دهها هزار (در سال 2008 حدود 40000) مرگ و میر ناشی از تصادفات را بجای گذاشت.
این احکام هشتگانه به شما کمک خواهد کرد تا درکی جامعهشناختی از مسائل اجتماعی را به دست آورید. یک ایدۀ مهم دیگر هم اینست که پرداختن به بسیاری از مسائل اجتماعی مستلزم کاربرد یک چشمانداز جهانی است.
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جامعه شناسی, بررسی مسائل اجتماعی, جان مشینیز, حسین شیران
[ دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
ملتها و دولتها و نیروهای سرکوبگر - بخش دوم
2- دولتها
در مقابل عروج ذهنی و خروج عینی بینظیر ملتها که این روزها شاهد آن هستیم دولتهای حاکم را میبینیم که البته همه در نظر، خود را نه حاکم که خادم ملتهای خود میدانند با این وجود آنچه بیشتر در عمل مشاهده میگردد وجه حاکم بودن است تا وجه خادم بودن؛ در باور علمای سیاست، آخرین نظام سیاسی متعالی که پدید آمده "دولت ملت Nation-State" است که بعد از قرن شانزده نخست در اروپا شکل گرفته و بعد به سراسر جهان گسترش یافته است؛ ویژگی ممتاز این نوع نظام سیاسی ارتباط و پیوستگی کامل و تنگاتنگی است که میان دولت و ملت برقرار است و خود از همین روست که به این عنوان نامیده میشود.
این در حالیست که مبتنی بر وقایع تاریخی بویژه در سالهای منتهی به قرن بیست و یک به جرأت میتوان گفت که این ویژگی ممتاز که برای دولت-ملت برشمرده میشود هیچگاه آنسان که ادعا میشود کامل نبوده و نیست، حتی در خاستگاه خود یعنی جهان غرب، چه برسد به بقیۀ دنیا که برخی هنوز هم که هنوز است حتی به آستان این نظام سیاسی هم نرسیدهاند! باری به واقع امر همیشه و هر کجا به هر شکل میان دولتها و ملتها فاصله بوده و است و این یعنی ارادۀ سیاسی ملتها متفاوت از دولتها بوده و است؛ هیچ کم نبوده و نیست اینکه ملتها یک چیزی خواستهاند و دولتها چیز دیگری و در ادامه کار ملتها به اعتراض و اعتصاب کشیده شده است و کار دولتها به سرکوب و سرجای خود نشاندن آنها!
این واقعیت سیاسی-اجتماعی یعنی فاصله و اختلاف نظر میان ملتها و دولتها سالهای سال به انحاء مختلف خود را نشان داده است و حالا به بهانۀ قتل جورج فلوید به دست پلیس سرکوبگر آمریکا بیش از هر زمان دیگری در قالب اعتراضات گستردۀ مردمی خود را نشان میدهد و حالا نزدیک به سه هفته است که این اعتراضات بیوقفه در جهان غرب در جریان است. در برابر این اعتراضات مردمی واکنش تمامی دولتها کم و بیش یکسان بوده است: «سرکوب»؛ در واقع دولتها در شرایط عادی در برابر ملتها دو حربه بیشتر که نداشتهاند: یکی حربۀ «تحمیق» (فریب ایدئولوژیک) که به درازنای تاریخ سابقه دارد و دیگری «تهدید» که همواره پشت پردۀ تحمیق همچون چماق بالاسر ملتها برقرار بوده و است و هرگاه پردۀ تحمیق رنگ و رو باخته بلافصل پردۀ تهدید رخ نموده است! در شرایط غیرعادی هم که هر گاه ملتها هر دو پرده را دریده و صاف رو در روی دولتهای خود ایستادهاند بیبروبرگرد با پردۀ سوم، سرکوب روبرو گشتهاند! ...
ادامه دارد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
برچسبها: جورج فلوید, دولت ملت Nation State, اعتراضات ضدنژادپرستی, جهان پست مدرن
[ یکشنبه ۱ تیر ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
ملتها و دولتها و نیروهای سرکوبگر - بخش اول

1- ملتها
اینکه حالا بیش از دو هفته است پیوسته اعتراضات ملتهای مختلف در واکنش به مرگ جورج فلوید شهروند سیاهپوست به دست پلیس متکبر ایالات متحده بنحوی بیسابقه در جهان بویژه در بلاد متمدن غرب در جریان بلکه در حال گسترش است و در این میان بنحوی شگفتانگیز شاهد آن هستیم که تندیسها و نمادهای بانیان دنیای مدرن یک به یک به پایین کشیده میشوند بیش و پیش از هر چیز میتواند پیامآور یک واقعیت یا بهتر بگویم یک دستاورد اجتماعی مهم در جهان پستمدرن باشد و آن اینکه سرانجام با تمام افت و خیزها و بند و بستها و زد و خوردهایی که تا به حال در درازنای تاریخ در راستای خام و رام و ناآگاه نگهداشتن ملتها صورت گرفته و البته هنوز هم به قوت قبلی خود صورت میگیرد اکنون در آغازین سالهای هزارۀ سوم سطح «آگاهی ملتها» بسی به اوج خود گراییده است که اینچنین از سد مستحکم دولتها و حکومتها سرریز شده و با شور و شوق و شتابی بینظیر رو سوی خواستۀ بلند و بزرگ «آزادی ملتها» سرازیر گشته است.
اگر که چنین باشد که هست نباید فراموش کرد که این مهم بلاتردید در سایۀ رشد و رونق رسانهها و ارتباطات اجتماعی در سالهای اخیر بوده و است که به هر شکل بستری مساعد برای پیوند اندیشه و عمل انقلابی لازم برای این تحول اساسی و حیاتی در زندگی اجتماعی بشر در فضایی ماورای مرزهای سیاسی و جغرافیایی دولتها و ملتها فراهم ساخته و اینگونه ملتها را دیگر نه برای نان و کار از برای خود، که اصلا نه برای نان و کار بلکه با بسی از نان و کار و حتی جان خود گذشتن برای مطالبات متعالیتری همچون "حقوق بشر برای همه" بر علیه نظم و نظام نوین جهانی شورانده و در خیابانهای جهانِ بظاهر مدعی حقوق بشر و برابری انسانها به سیلی عظیم از اعتراضات مردمی جاری ساخته است! یک چنین چهره و جنبشی از ملتها را باید نویدبخش چیزی ورا و فرای خواستهای دیروزین قلمداد کرد. ...
ادامه دارد ...
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
برچسبها: جورج فلوید شهروند سیاهپوست, پلیس ایالات متحده آمریکا, اعتراضات ضدنژادپرستی, جهان پست مدرن
[ جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
در قتل رومینا همه مسئول هستیم!
✍️ حسین شیران
در فاجعه قتل رومینا تردیدی نیست که پدر بختبرگشتۀ رومینا در ردیف اول مسئولیت قرار دارد چون در هر حال عامل مستقیم جرم محسوب میشود و این چیزیست که دستگاه قضا اصولا و اساسا به آن اعتقاد و با آن کار دارد؛ اما از نقطهنظر جامعه شناسی تردیدی نباید داشت که در رخداد این فاجعه بههیچوجه این پدر تنها نیست و مسئولیت کار تنها گردن او نیست! دستکم آن مردی که با 16 سال اختلاف سن با احساسات رومینای 13-14 ساله بازی کرده و قلب او را پیش از تکامل عقلش تا قتلش مدیریت کرده هم به اندازۀ پدر رومینا مقصر است و شاید هم بسی بیشتر، چون عامل اصلی همۀ جریانات و تحرکات ماقبل قتل، یا به بیانی بهتر، زمینهساز ارشد قتل، خود او بوده است؛ همینطور نزدیکان و بستگان پدر رومینا که با در تنگنا قرار دادن او ذهنیتاش را برای قتل فرزندش تهییج و غیرتش را سخت تحریک کرده بودند! ...
در این میان پای آن فرهنگ (مجموعۀ ارزشها و هنجارهای حاکم بر مردم و منطقه) که جمیع کنشها و واکنشها را رهبری کرده و کار را تا به اینجا (قتل بیرحمانۀ فرزند توسط یک پدر) کشانده را هم سخت باید به محکمه کشاند! همینطور اجتماع و جامعهای که تمامی این عناصر (این فرهنگ و این افراد با تمام ویژگیها) را ساخته و پرداخته و گردهم آورده و در تعامل و تقابل پنهان و آشکار با یکدیگر قرار داده است! قطع یقین هیچ جرمی بمثابۀ یک کنش یا واکنشی انسانی در خلاء رخ نمیدهد! قدر مسلم زمینههایی در کارند که باید آنها را جست، زمینهها از نقطهنظر جامعه شناسی اگر بیش از خود جرم مهم نباشند قطعا کم از آن نیستند!
اینکه یک چنین ذهنیتی هنوز در جامعه جان نگرفته هم تقصیر آشکار ما (به اسم) جامعهشناسان است که هیچگاه در قالب یک جنبش جهادی تلاش نکردهایم ذهنیت جامعه را به سمت و سوی واقعبینی و جامعنگری تغییر دهیم! حالیا در ایران هیچ قشری همچون جامعهشناسان در انزوا و انفعال نسبی به سر نمیبرند! ای عجب که این قشرِ مدعی روشنفکری و روشنگری عمریست به تبعیت از مارکس وقت و توان خود را صرف مطالعۀ فعل و انفعال طبقۀ کارگر نموده است در حالی که اکنون در ایران هیچ طیفی آگاهتر و فعالتر از کارگر و ناآگاهتر و منفعلتر از جامعهشناس نیست! به کسی برنخورد اما حالیا این خود قشر جامعهشناسان است که باید از وضعیت ناشایست «آگاهی در خود» به وضعیت زیبندۀ «آگاهی برای خود» برسد! باشد که کارگران در این زمینه دستگیر جامعهشناسان باشند!
در نهایت در رابطه با فاجعۀ قتل رومینا این را هم باید اضافه کنم که هیچگاه جریاناتی از این قبیل را نباید طوری تقریر کنیم که دامن امثال رومیناها را بعد آنکه کشته میشوند از هر خبط و خطایی پاک و مبرّا جلوه دهیم. آنها که صرف عشق و علاقه را مایه و مجوز لازم برای مبارزه با ارزشها و هنجارهای یک جامعه میدانند این ماجرای تلخ باید برایشان درس بزرگی باشد که این راه درافتادن با آنها نیست! در اصل فلسفۀ وجودی ساختارهای اجتماعی جنگ با افعال احساساتی افراد جامعه است و چون ساختار به سختی ریشه در تاریخ دارد اغلب بر هر حرکت فردی و احساسی غالب میگردد! غرق احساس شدن در پیشگاه عقل و منطق هیچگاه مقبول نمیافتد پس به صرف عشق نباید عاشق و معشوق را بر هر کاری محق دانست. این مهم را هیچ کس هم نداند و نفهمد همۀ پدرها و مادرهایی که نسبت به سرنوشت فرزندشان حساس هستند خوب میفهمند! پس او خود هم نسبت به آنچه با کمال تأسف بر سرش آمده مسئول است!
نتیجه: در بستر جامعه اصولا و اساسا هیچ امر انفرادی وجود ندارد هر چه هست اجتماعی است و از این نظر همه در برابر آن مسئولاند؛ باشد که هر کس به اندازۀ سهم خود در جریانات اجتماعی، مسئولیت امور را به گردن بگیرد و برای اصلاح در روالها و روندهای بیمار و بیماریزای جامعه تلاش کند تا شاید ایران دیگر نبیند از این روزها!
@Hossein_Shiran
https://t.me/orientalsociology
برچسبها: قتل رومینا اشرفی, حقوق کودک, قتل ناموسی, نقد جامعه شناسی
[ جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

