جامعه‌شناسی شرقی Oriental Sociology

                                  بررسی مسائل اجتماعی ایران و مسائل جامعه‌شناسی

                                      وبسایت حسین شیران - دکترای جامعه‌شناسی

«نوربرت الیاس و میشل فوکو Norbert Elias and Michel Foucault»

نوشته: دنیس اسمیت Dennis Smith

بازگردان: حسین شیران Hossein Shiran

بخش دهم

 

برخی شباهت‌ها میان الیاس  و فوکو  (2)

     جایگزین دوم که هم الیاس و هم فوکو بر آن صحه گذاشته‌اند وضعیتی است که در آن «بی‌نظمی اجتماعی» با «بی‌ثباتی شخصیتی» درهم آمیخته می‌شوند. باز اینجا آن مسألۀ زمینه‌ای که پیش‌تر در موردش صحبت کردیم میان آنها جدایی می‌افکند. برای الیاس، بی‌نظمی و بی‌ثباتی شرایطی هستند که در مراحل اولیۀ "فرآیند متمدن شدن" غالب هستند و با تکمیل این فرآیند دیگر موجود نخواهند بود مگر اینکه جریان «فرآیندهای تمدن‌زدا» باعث شوند که این‌ها دوباره حادث ‌شوند همان‌گونه که در آلمان اتفاق افتاد و این مایة تأسف الیاس است و امیدوار است که چنین تجربه‌هایی در آینده قابل اجتناب باشند.

 

     در این مورد هم، نظر فوکو متفاوت است. اگر که تجربۀ سرکوبگری‌های مدرنیته  تنها گزینۀ ممکن باشد پس فوکو ترجیح می‌دهد که «بی‌نظمی» و در نهایت امر، «هرج و مرج» حاکم باشد. او بطور جدّ این عقیده را پی‌می‌گیرد که سائقه‌های قدرتمندی که در ما جریان دارند برآمده از تموّج و تلاطم نیروهای کیهانی هستند. ما باید قبول کنیم که در یک جهان متخاصم پر هرج و مرجی زندگی می‌کنیم که با این نیروهای قدرتمند در ارتباط است و دائم توسط آنها تغییر و تنظیم می‌یابد؛ به بیان دیگر زندگی ما توسط این نیروها شکل می‌گیرد پس باید بپذیریم غم و اندوهی را که از این طریق عاید ما می‌شود و خوشی‌‌ها و لذت‌های ما را دربرمی‌گیرد.

 

     فوکو  و الیاس نه در مورد مطلوبیت نسبی ترتیب قرارگرفتن سه گزینۀ - «خودگردانی عقلانی»، «دگرگردانی استبدادی» و «بی‌نظمی»، باهم توافق دارند و نه در مورد شدت و قدرت شرایطی که زمینه‌ساز پیدایش و یا از بین رفتن آنها در مدرنیته می‌باشند. با این وجود، آنها در این مورد هم هم‌نظر هستند که این‌ها در هر کجا که دیده می‌شوند، عمدتاً تحت تأثیر فرآیندهایی فراتر از محدودۀ برنامه‌ریزی انسان هستند؛ به عبارت دیگر، جوامع به شیوه‌هایی تغییر می‌یابند که عمدتاً خارج از کنترل انسان هستند.

 

     با بازگشت به مسألۀ «تغییر اجتماعی»، درجۀ شگفت‌انگیزی از هم‌گرایی میان الیاس و فوکو به چشم می‌خورد. این حرکت البته از سمت فوکو  است و این بیش‌تر در عمل‌کرد او بعنوان یک مورخ دیده می‌شود تا هر اظهار نظر کلی که در مورد روش‌شناسی داشته است. فوکو هر چه که در مورد روش‌شناسی نوشته است، متأثر از نیچه و در دفاع از ارزش و اهمیت رویکرد تبارشناسانۀ او بوده است.

 

     به بیان دیگر، او معتقد بود که مورخان باید شرایط حال حاضر را بمثابۀ رویدادهای تصادفی و پیامد منازعات متعدد و متفرق  قدرت ببینند. زمان حال باید بعنوان یک پدیدۀ نوظهور برآمده از تبار پیچیده‌ای نگریسته شود که دست‌یافتن به جزئیات آن تنها بواسط پژوهش‌های سخت و رنج‌آور ممکن می‌گردد.[16]

      فوکو اینجا در برابر غایت‌شناسی‌ای که از دل برخی تاریخ‌های متافیزیکی برآید مقاومت می‌کند: "در بازگردانی نیازهای حال حاضر به مبدأ و منشاءشان، متافیزیست‌ها ما را با این هدف مبهم متقاعد می‌سازند که تحقق آن را در لحظه‌ای که پدید می‌آید جستجو می‌کنند. با این وجود، تبارشناسی، درپی بازسازی نظام‌های مختلف انقیاد است: نه با قدرت پیش‌بینی معناها بلکه با بازی خطرناک با سلطه‌ها  (فوکو  1984، 83)."

 

     با این حال، آنگاه که فوکو کار بر روی جلد دوم «تاریخ جنسیت» را آغاز کرده بود ملاحظۀ نواخت‌ها و الگوهای "بازی خطرناک با سلطه‌ها" را هم آغاز کرده بود و این بسیار شبیه آن چیزی بود که پیش‌تر توسط الیاس شناسایی شده بود. یک دلیل ممکن برای آن اینکه، فوکو در جلد دوم و سوم کتابش، خود را از عرصۀ سرکوبگر مدرنیته به جهان باستان یونان  و روم  انتقال داد. به محض ورود به آنجا او تجزیه و تحلیل‌هایی ارائه داد که برخی شباهت‌های شگفت‌آور با آثار الیاس همچون «فرآیند متمدن شدن» و بویژه «جامعۀ درباری»4 و نیز مقاله‌ای از او با عنوان "تغییر توازن قدرت میان دو جنس - یک مطالعۀ فرآیندی جامعه‌شناختی»5 داشت (الیاس 1987A). در دو بخش بعدی این فصل به شرح این شباهت‌ها خواهیم پرداخت[17].

 

4. The Court Society

5. The Changing Balance of Power Between The Sexes – a Process-Sociological Study

 

پایان بخش دهم


Norbert Elias and Michel Foucault
Hossein Shiran
منبع:
Norbert Elias and Modern Theory
Professor Dennis Smith , 2001

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: کتاب جامعه شناسی, الیاس فوکو اسمیت, نظریه اجتماعی مدرن, حسین شیران

[ چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

گاهشمار جامعه شناسی
From: The Concise Encyclopedia of Sociology
by: George Ritzer & Michael Ryan
(به نقل از دایره‌المعارف فشرده جامعه شناسی)
(اثر: جورج ریتزر و مایکل رایان)
ترجمۀ: حسین شیران Hossein Shiran

 

     ترجمه و ارائۀ این گاه‌شمار یا جدول زمانی را از این جهت واجد اهمیت دانستم که هم مروری گذراست بر سیر تاریخی و تکاملی دانش جامعه شناسی و واقع‌تر اگر بگویم جامعه اندیشی، و هم اینکه به هر حال خود تذکره‌ایست بر اینکه پیشرفت در هر حوزه‌ای تنها در سایۀ تلاش و کوشش مستدام فکری و عملی ممکن بوده و است؛ هم از اینروست که به حق می‌گویند دنیا را تلاش‌گران می‌سازند و نه ادعاگران!

 

بخش 4

⏺ 1839 م 

انجمن آماری آمریکا تأسیس می‌شود.

⏺ 1840 م
توکویل نخستین نگرش به ایالات متحده را در «دموکراسی در آمریکا» ارائه می‌دهد.

⏺ 1840-1902 م
ریچارد فون کرافت‌ابینگ

⏺ 1840-1910 م
ویلیام گراهام سامنر

⏺ 1842 م
«درس‌هایی در فلسفه اثباتی» «کنت» یک رویکرد اثباتی را تبیین می‌کند.

⏺ 1842-1910 م
جیمز ویلیام

⏺ 1843 م
جان استوارت میل در «نظام منطق» می‌گوید که علم به هر دو استدلال قیاسی و استقرائی  نیاز دارد.

⏺ 1843-1904 م
گابریل تارد

⏺ 1844 م
نخستین تراوشات فکری مارکس  در خصوص انسانیت در «دست‌نوشته‌های اقتصادی و فلسفی 1844» گردآوری می‌گردد (اما تا سال 1932 منتشر نمی‌گردد).

⏺ 1844-1900 م
فریدریش نیچه

⏺ 1846 م
مارکس  «ایدئولوژی آلمانی» را می‌نویسد و در آن روش‌شناسی ماتریالیسم تاریخی را ارائه می‌دهد.

⏺ 1848 م
مارکس و انگلس با مانیفست کمونیست الهام‌بخش توده‌ها و خواستار انقلاب می‌گردند.

⏺ 1848 م
میل در «اصول اقتصاد سیاسی» خود اصول سوسیالیسم  را مورد بحث قرار می‌دهد.

⏺ 1848-1923 م
ویلفردو پارتو

⏺ 1850 م
اسپنسر  ایده‌های خود از ساختار و تغییر اجتماعی را در ایستایی اجتماعی ارائه می‌دهد.

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: گاهشمار جامعه شناسی, دایره‌المعارف فشرده جامعه شناسی, جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی

[ پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 شعری بمناسبت روز قلم 📝 (14 تیر ماه)

🌺🌺🌺

امروز 14 تیرماه «روز قلم» است، این روز ارزشمند را محضر همه قلم‌بدستان و نویسندگان وطن علی‌الخصوص نویسندگان جامعه‌شناس و جامعه‌اندیش  تبریک عرض می‌کنم.

🌺🌺🌺

◀️ هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشت / آری نداشت غم که غم بیش و کم نداشت

◀️ در دفتر زمانه فتد نامش از قلم  / هر ملتی که مردم صاحب‌قلم  نداشت

◀️ در پیشگاه اهل خرد نیست محترم / هر کس که  فکر جامعه را محترم نداشت

«فرخی یزدی»

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: روز قلم, جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی ادبیات

[ پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

«نوربرت الیاس و میشل فوکو Norbert Elias and Michel Foucault»

نوشته: دنیس اسمیت Dennis Smith

بازگردان: حسین شیران Hossein Shiran

بخش نهم

 

برخی شباهت‌ها میان الیاس  و فوکو  (1)


     الیاس و فوکو اگر چه هر کدام به شیوه‌های مختلف چشم‌انداز مدرنیته را مورد مطالعه قرار دادند اما بر روی نقشة کاری‌شان در سه نقطۀ مهم باهم توافق نظر دارند. نخست اینکه، هم فوکو  و هم الیاس، همچون "هانا آرنت" به شرایط نسبتاً پایداری که به مردم اجازه می‌دهند تا در ارتباط با خودشان تصمیمات مبتنی بر عقلانیت بگیرند و از این طریق درجۀ بالایی از استقلال و خودمختاری را به نمایش بگذارند توجه ویژه‌ای دارند و این یک آرمان مشترک میان آنهاست. در این میان، تفاوت الیاس  و فوکو  اینجاست که الیاس  معتقد است این، یعنی «تصمیمات مبتنی بر عقلانیت»، وضعیتی است که ممکن است در آینده بیش‌تر گسترش یابد در حالی که فوکو  معتقد است این وضعیتی است که گروه‌های خاصی در گذشته‌های دور از آن برخوردار بوده‌اند و حالا در جوامع مدرن دیگر خبری از آن نیست.

 

     فوکو  و الیاس  هر دو موافق‌اند که دو جایگزین اصلی برای وضعیت خودگردانی عقلانی وجود دارد. نخست، وضعیت دگرگردانی heteronomy (در مقابل خودگردانی autonomy) است که در آن فرد تحت کنترل یک حاکم مرکزی مستبد قرار دارد. الیاس  معتقد است که توسعۀ سیاسی آلمان  تا حدودی با استعداد و سازگاری ساختار و شخصیت اجتماعی آلمانی‌ها برای این نوع از کنترل مرکزی بیرونی قابل تبیین است. با این حال، همان‌طور که مشاهده شد، او جامعۀ آلمان را محصول شرایطی خاص می‌دانست که در نوع خود این شرایط غیرمعمول هستند. به عبارت دیگر در نظر وی، آلمان  یک مورد استثناء بود.

 

     در مقابل، فوکو  معتقد است که کنترل بیرونی و دگرگردانی بدن و روان آدمی از طریق عمل‌کرد شیوه‌های گفتمانی و غیرگفتمانی در وضعیت مدرن، یک امر "معمول" است. این شامل فرانسه  که الیاس  از آن تحت عنوان نقطۀ مرکزی و قلب تپندۀ "فرایند متمدن شدن" یاد می‌کند هم می‌شود. فوکو  گزارش می‌دهد که پس از انقلاب فرانسه، پلیس تلاش داشت تا "اسباب و اساسی برپاسازد ... سازگار و هم‌سو با تمامیت بدن اجتماعی انسان ... نه فقط بواسطۀ اعمال فشارها و محدودیت‌های شدیدی که خود در برداشت بلکه بواسطۀ موشکافی‌هایی در جزئیات مربوط به آن (فوکو 1977a، 213). بسی کلی‌تر از این، او معتقد است که مدرنیته  «بدنهای مطیع» ایجاد کرده است (135). این بدن‌ها، بدون وقفه، در معرض فشارها و اضطرارهای ثابتی هستند (137)،' توابعی از یک ... «قدرت میکروفیزیک» جدید (139).

 

پایان بخش نهم


Norbert Elias and Michel Foucault
Hossein Shiran
منبع:
Norbert Elias and Modern Theory
Professor Dennis Smith , 2001

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: کتاب جامعه شناسی, الیاس فوکو اسمیت, نظریه اجتماعی مدرن, حسین شیران

[ چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

جامعه شناسی شرقی تقدیم می کند:

دانلود رایگان کتاب جامعه شناسی

.


.

کتاب "شش راهبرد برای تلفیق روشها و ترکیب داده ها در پژوهشهای علوم اجتماعی"

Six strategies for mixing methods and linking data in
social science research

نوشتۀ جنیفر میسون Jennifer Mason

ترجمۀ حسین شیران Hossein Gh. Shiran

.

شش راهبرد برای تلفیق روشها و ترکیب داده ها در پژوشهای علوم اجتماعی - حسین شیران

.


.

این مقاله به عنوان یک راهنمای عملی با هدف دست‌یابی آسان به برخی از موضوعات کلیدی روش‌های تحقیق تلفیقی نگاشته شده است. شش راهبرد عمده‌ای که در این مقاله مورد بررسی واقع می‌شوند هر کدام می‌توانند مبنایی برای تلفیق روش‌ها و ترکیب اشکال مختلفی از داده‌های کیفی و کمی باشند و به نوعی شکاف میان این‌ دو روش را پرسازند. ...

این مقاله، ضمن ارائة طرحی کلی از راهبردهای شش‌گانه، به چالش‌ها و فرصت‌هایی که هر کدام برای تلفیق و تحلیل روش‌ها به همراه دارند می‌پردازد و در نهایت برای هر کدام از آنها یک حکم نهایی ارائه می‌دهد. این شش راهبرد عبارتند از:

1- تلفیق روش‌ها به منظور ارائة یک تصویر نزدیک (بسته) از یک تصویر بزرگتر (باز) یا یک تصویر پس‌زمینه.

2- تلفیق روش‌ها به منظور پرسش و پاسخ دربارة مسایل متفاوت و مجزا از هم درک شده.

3- تلفیق روش‌ها به منظور پرسش در رابطه با نحوة اتصال قطعات، بخش‌ها و یا لایه‌های یک کل اجتماعی.

4- تلفیق روش‌ها به منظور دستیابی به یک اندازه‌گیری دقیق از طریق ثلث‌بندی.

5- تلفیق روش‌ها به منظور طرح پرسش‌های متمایز اما متقاطع.

6- تلفیق روش‌ها بنحوی فرصت‌طلبانه.


نوع فایل: PDF

حجم فایل : 1.9 MB

تعداد صفحات : 65 صفحه

لینک دانلود رایگان:

"شش راهبرد برای تلفیق روشها و ترکیب داده ها در پژوهشهای علوم اجتماعی"

.


.

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)

🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)

⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)


برچسب‌ها: روش تحقیق تلفیقی, جامعه شناسی, پژوهشگری علوم اجتماعی, جامعه شناسی شرقی

[ جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓 تفکر لامبروزوئی در صدا و سیما و سینمای ما


📝 حسین شیران

 

     نسبت دادن اقلام کنشی انسان به ویژگی‌های جسمانی‌اش‌‌ یا به بیان عامیانه‌ترش «حرکات و سکنات به وجنات» سابقه‌ای دیرین دارد و محدود به «لامبروزو»ی قرن نوزدهمی نمی‌شود. دستکم پنج هزارسال پیش، هندوها در «فلسفۀ آیورودا Ayurveda» (به زبان سانسکریت یعنی «علم زندگی»)شان انسان‌ها را بر اساس ویژگی‌های جسمانی‌شان به سه دسته (واتا، پیتا  و کافکا) تقسیم کرده‌‌اند.

 

     چنین طرزتلقی جسم‌محوری در نزد چینیان  و ایرانیان  باستان هم وجود داشته و هر کدام از این‌ها به یک شکلی میان ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری انسان و ویژگی‌های طبیعی و زیست‌شناختی‌اش ارتباطاتی متصور بوده‌اند (از قرار، بیش از همه هم این پزشکان و پیش‌گوها بوده‌اند که ید طولایی در این طرزتفکرها داشته‌اند)؛ بعدها که این قسم معارف به یونان باستان راه یافت اندیشمندان مطرحی همچون بقراط، جالینوس، سقراط، افلاطون  و ارسطو  هر کدام به یک شکل در چارچوب ذهنی خود به ارتباط میان خصائص جسمی و خصایل اخلاقی پرداختند.

 

     با این وجود دلیل استناد ما اینجا به لامبروزو  بیش‌تر از باب اشتهار وی به این نوع تفکر است و گرنه بیش و پیش از او، غیر از اندیشه‌های پیش از میلادی که ذکرش رفت در قرون بعد از میلاد تا همین اواخر هم این نوع تفکر به هر شکل در اذهان و اسناد متعددی جریان داشته و جالب اینکه متفکران ما هم دستی در گرداندن این گردونه داشته‌اند! بعنوان مثال «حکیم میسری» پزشک ایرانی قرن چهارم هجری در دانشنامه خود این‌گونه به این موضوع پرداخته است:

 

و ازرق چشم را بی‌شک همی گوی / که آن‌کس نیست جز بدگوی و بدخوی
سیه‌چشمان نباشد جز که بددل / خداوند فراخی چشم جاهل
و تنگی چشم ازرق را نشانست / که عشق وی همیشه بر زنانست ...
و گر بینی بزرگ و ضخم باشد / خداوندش قلیل‌الفهم باشد
سر بینی اگر باریک باشد / به فتنه جستن او نزدیک باشد ...
به پیشانی درون گر چین نباشد / مخاصم باشد و بی‌کین نباشد ...

 

     زمانی «ارسطو» که علایق تجربی و زیست‌شناختی غالبی هم داشت خلقیات آدمیان را متأثر از اشکال جمجمۀ آنها می‌دانست! در اواخر قرن 18 این موضوع توسط «جوزف گال» پیگیری شد و در نهایت به نظریۀ «جمجمه‌شناسی روانی» او منجر شد؛ بعد از او بود که نوبت به «سزاره لامبروزو» (Cesare Lombroso/1835 - 1909) پزشک ایتالیایی رسید و او به وجه غالب بحث ریخت‌شناسی  را به حوزۀ جرم‌شناسی  کشاند.


     لامبروزو  که بشدت متأثر از اثبات‌گرایی کنتی و تکامل‌گرایی داروینی بود بطور مستقیم بین جرم و جسم انسان رابطه‌ برقرار کرد و به این ترتیب به یکباره با دید جبرگرایانه و مطلق‌گرایانه‌ای که داشت افسار اسب سرکش جرم را از هر کجای دیگر کند و یکراست آورد به تیرک تیر و تار ساختار جسمانی برخی از انسان‌ها بست! او حتی تا آنجا پیش رفت که نظریۀ «مجرم بالفطره» را مطرح ساخت و با طمأنینۀ هرچه تمام مدعی شد که این ساختار فیزیکی و جسمانی برخی انسان‌هاست که لاجرم آنها را به سمت جرم و جنایت سوق می‌دهد!

 

     این تفکر اگر نه به کل، دستکم تا حد کلانی امروزه‌روز رد شده است اما ای‌عجب که هنوز رگه‌های پررنگی از آن در اندیشۀ فیلم‌سازان و سینماگران ما به قوت خود باقی‌ست! آثار پرتعداد این هنروران خود مؤید ماجراست و جالب اینکه این موضوع در سریال‌ها و فیلم‌های پربیینده‌ای به چشم می‌خورد که از قضا پیام اصلی‌شان گوش‌زد کردن ابعاد اخلاقی  و انسانی  و اسلامی  به همۀ انسان‌ها در سرتاسر جهان و نه فقط خود ماست!

 

     من فکر می‌کنم این به یک عادت یا توقع بد تمام‌عیار تبدیل شده است هم در نزد فیلم‌سازان و سریال‌سازان ما و هم خود مخاطبان و مردمان ما که شخصیت‌های بد و منفی داستان‌ها را همه افرادی زشت و علیل و ذلیل بسازیم و ببینیم و همه شخصیت‌های خوب و مثبت آن را همه صحیح و سالم با وجناتی زیبا و نورانی و نمره‌بیست! انگار که ما را حالاحالاها گریزی از استقرار و استمرار این طرزتفکر مطرود و منحوس لامبروزوئی نیست! این تصور جبرگرایانه اگر هم در شرایط ظاهری و خودساخته انسان‌ها مجاز باشد در خصوص ویژگی‌های فطری و طبیعی و خدادادی آنها هیچ صحیح نیست!

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی, حسین شیران, مسائل اجتماعی ایران

[ سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓  تبارشناسی Genealogy
🌓  از همه خلق‌الناس تا نیچه و بعد فوکو
📝 حسین شیران

بخش دوم


     «نیچه» در سال 1844 در شهر «روکن» پروس  ( آلمان امروز) بدنیا آمد و پس از 56 سال زندگی پر فراز و نشیب که البته یازده سال آخرش در دارالمجانین گذشت، سرانجام در آستانۀ قرن بیستم- سال 1900- چشم از جهان فروبست. پدرش یک «کشیش مسیحی» و مادرش یک «پارسای تمام‌عیار» بود؛ اما این زمینۀ رشد بشدت مذهبی و معنوی، مصداق "از قضا سرکنگبین صفرا فزود" گشت و نیچه  نه فقط هرگز یک دین‌دار نگشت بلکه برعکس بیش‌ترین نقدها و نفی‌ها را نثار دین رایج مملکت‌اش «مسیحیت»‌ داشت (این هم نمونه‌ای دیگر از این نکتۀ تأمل‌برانگیز که همواره در طول تاریخ بزرگترین کسانی که بر علیه دین و مذهب شوریده‌اند خود از جمع مبلغان و یا بلافصل از دامان خود آنان برخاسته‌اند! ...)

 

     و اما نیچه چگونه و بر چه پایه و اساسی توانست مسیحیت این دین بزرگ و الهی آباء و اجدادی‌اش را مورد تاخت و تاز قرار دهد؟ در پاسخ باید گفت که خیلی راحت، بر پایه و اساس همین «تبارشناسی» که ما اینک داریم در موردش سخن می‌گوییم، با این تذکر که تبارشناسی‌ای که او در نظر داشت بسیار متفاوت از آن تبارشناسی‌ایست که در بادی امر هر کدام از ما در ذهن خود داریم! برای کسی که هرگز نیچه نخوانده و یا اصلا نمی‌داند او کیست این سخن ممکنست بدوا تا بدین حد در او ذهنیت ایجاد کند که نیچه به هر شکل به نسب‌ یا شجره‌ یا تبارنامه‌نویسی تاریخ دوهزار سالۀ مسیحیت همت گمارده و سرانجام توانسته ایرادی در آن بیابد و آن را نامشروع و نامعتبر سازد!

 

     شناخت عادی و اولیۀ ما از نسب‌ یا شجره‌ یا تبارنامه‌نویسی، همان‌طور که در بخش پیش گفتیم، همین است؛ مشخصا بواسطۀ این کار تاریخچۀ یک خاندان بطور اختصاصی مورد کندوکاو قرار می‌گیرد و در آن جزئا یک فرد خاص (مرده یا زنده) و یا کلا تمام افراد خاندان به یک فرد خاص واحد از نیاکان‌شان در گذشته پیوند داده می‌شوند و نتیجۀ جستجو بصورت درختی نمایش داده می‌شود؛ آنچه در این امر شرط است بدوا کشف یک اصل یا ریشه یا خاستگاه واحد در دل تاریخ خاندان و بعد ترسیم خط‌النسب از آن اصل تا به نسل‌های آتی‌ست آن‌سان که در آن خاندان هر کس بتواند بلاانقطاع نیا به نیا سیر خطی خود تا به آن نیای اول (اصل یا ریشه یا خاستگاه) را پی بگیرد!

 

     اما این هرگز آن چیزی نیست که نیچه از تبارشناسی در نظر داشت؛ اول از همه نیچه در ارتباط با هر چیزی و نه فقط افراد و خاندان‌ها، اساسا وجود یک اصل و ریشه و خاستگاه واحد را نفی و جویندگان پرشمار آن را به جدّ از این کار نهی می‌کند! او می‌گوید تصور یک خاستگاه واحد برای یک پدیده خیال باطلی است که باید از آن دوری جست، اگر هم تباری در کار باشد نه واحد که بسی متعدد است! و بعد مبتنی بر این اصل، ترسیم خط‌النسب‌ و پی‌گیری یک خط سیر واحد و بلاانقطاع را هم ناممکن می‌داند! آنچه ما در واقع امر با آن طرف هستیم خطوطی متعدد و متکثر با گسست‌ها و شکاف‌های فراوان است!

 

     به این ترتیب، از تبارشناسی معمول به آن معنا و مفهومی که ما در بادی امر در نظر داشتیم دیگر چیزی بجای نمی‌ماند مگر جز چند خط گسسته و درهم‌شکسته با مشتی نام و نشان بی‌ارتباط بهم که به هیچ دردی نمی‌خورد؟ چه بقول معروف شیر بی‌یال و دم و اشکم که دید؟! تبارنامه‌ای که در آن نه نشانی از یک اصل و بنیان واحد باشد و نه خط سیر واحد و پیوسته‌ای که افراد یک خاندان را بهم پیوند دهد که دیگر تبارنامه نیست؛ اصولا ارزش و اهمیت و اعتبار و افتخار یک تبارنامه در طی کردن یک خط پیوسته و پایدار از پسر تا پدر است که اگر این خط بگسلد نه فقط تبارنامه از ارزش و اهمیت و اعتبار و افتخار ساقط می‌گردد مهم‌تر از آن اینکه پسر هم بطور قطع مشروعیت خود را از دست می‌دهد!

 

بخش بعد بزودی

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: تبارشناسی Genealogy, فردریش ویلهلم نیچه, میشل فوکو, جامعه شناسی

[ شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]

🌓  تبارشناسی Genealogy
🌓  از همه خلق‌الناس تا نیچه و بعد فوکو
📝 حسین شیران


بخش اول

 

     «تبارشناسی» چیست؟ در جستجوی معنا و مفهوم «تبار» به هر آن فرهنگ لغت فارسی که سر بزنید به وجه غالب جز این نخواهید یافت که «تبار» یعنی «اصل، نسل، نسب، نژاد، دودمان، خاندان، ...»، ولی در خصوص معنا و مفهوم «تبارشناسی» تقریبا دست خالی باز خواهید گشت چه هر اندازه که از «تبار» در این لغت‌نامه‌ها خبری هست از «تبارشناسی»اش هیچ نام و نشانی نیست! با این وجود از این بی‌بهرگی هیچ باکی نیست چه اگر «تبار» آن باشد لابد «تبارشناسی» هم این خواهد بود: «شناسایی اصل، نسل، نسب، نژاد، دودمان، خاندان، ...»!

 

     واژۀ «تبار» در فرهنگ لغت ما از دیرباز بوده و در منابع مختلف هم آورده شده است؛ رودکی  می‌گوید: «دور ماند از سرای خویش و تبار / نسری ساخت بر سر کهسار» و فردوسی: «چهل خواهرستش چو خرم بهار / پسر خود جزین نیست اندر تبار» و یا «نکوهش مخواه از جهان سر به سر / نبود از تبارت کسی تاج‌ور» و منوچهری: «امروز خلق را همه فخر از تبار اوست / وین روزگار خوش همه از روزگار اوست» و ناصر خسرو «من شرف و فخر آل خویش و تبارم / گر دگری را شرف به آل و تبار است» و ... .



     اما برخلاف فرهنگ لغت‌های فارسی که هیچ یک به عنوان تبارشناسی  نپرداخته‌اند در فرهنگ‌های لغت انگلیسی به هر کدام که سر بزنید عنوان Genealogy  (جینیالیجی) (معادل تبارشناسی) را در آن بازخواهید یافت، آن هم با معنا و مفهومی مشابه که من بعنوان نمونه به دو مورد از آن‌ها در دو فرهنگ لغت معروف و معتبر MacMillan و Oxford اشاره می‌کنم؛ نخست MacMillan:


The Study of The History of Families Using Historical" Documents to Discover The Relationships Between People"

: مطالعۀ تاریخچۀ خاندان‌ها با استفاده از اسناد تاریخی در جهت کشف مناسبات میان افراد [آن خاندان].



     و بعد Oxford:


"An Account of a Person's Descent from an Ancestor or Ancestors, by Enumeration of the Intermediate People; a Pedigree."

احصاء نسب یک شخص از نیا یا نیاکان[اش] بواسطۀ برشماری افراد واسط؛ نسب‌نامه.

 

     عنوان «نسب‌نامه» یا «شجره‌نامه» که فرهنگ آکسفورد تحت عنوان Pedigree به آن اشاره می‌کند در فرهنگ ‌لغت‌های ما هم پیدا می‌شود و بسیار شایع‌تر و آشناتر از عنوان تبارشناسی است و این یعنی که علمای فرهنگ‌نویس ما در وصف این معنی بیش‌تر با این عنوان مأنوس و محشور بوده‌اند تا تبارشناسی که به نسبت عنوان جدیدی است (هرچند نه آن‌قدر جدید که دهخدا  و عمید  و معین  هم به آن اشاره نکنند!)؛ علامه دهخدا در شرح معنی «شجره‌نامه» آورده است: "فهرست نام‌های پدران و نیاکان کسی بصورت درختی که نیای اولی اصل و فرزندان به ترتیب شاخه‌های آن باشند."

 

     خلاصه اینکه اگر هم از تبارشناسی بطور مشخص در فرهنگ‌های ما خبری نیست از نسب‌نامه‌نویسی یا شجره‌نامه‌نویسی به قدر کافی هست و هیچ کمبودی از این در نیست؛ با این عنوان معنا و مفهوم آن هم بر همه روشن است؛ در فرهنگ لغت انگلیسی هم کم و بیش همین معنا منظور است و تفاوت چندانی در کار نیست؛ اما اینکه من اینجا چند سطری در خصوص این معنی روشن نوشتم از باب ذکر یک نکته است و آن اینکه:

 

     از قدرقدرتی مبدعان و متفکران بزرگ عالم اینکه گاه اراده می‌کنند بر اریکۀ معنا و مفهوم یک واژۀ کهن، بار مفهومی تازه‌ای نهند مغایر و گاه حتی مخالف با آنچه عموم تا بحال از آن می‌دانستند و بعدش درست به اندازۀ یک برج بلند حرف و حدیث بدیع هم بر گردۀ آن بار باز بار می‌زنند و هر چه از آب درآمده است را رسماً در آشفته بازار علوم انسانی‌ رهایش می‌سازند و جالب اینکه زود هم هیاهویش در همه جا می‌پیچد و هر جا همه جار می‌زنند که آهای، بیا و ببین! نیایی و نبینی‌اش از دست دادی! و بعد ببینی و نفهمی‌اش هم که باز از دست دادی! اینجاست که ناچار می‌شوی برای فهم آن برج، هر طور شده کلیدواژۀ مفهومی تازه‌اش را به کف گیری حتی اگرکه مغایر و یا حتی مخالف با آنچه باشد که تا به امروز درباره‌اش می‌دانستی!

 

     نمونۀ اعلای این ماجرا جناب «فردریش ویلهلم نیچه» فیلسوف سرشناس آلمانی و بعد تالی پرتک‌وپویش جناب «میشل فوکو» متفکر سرشناس‌تر فرانسوی؛ این هر دو جناب استاد بی‌بدیل خلق معانی و مفاهیم بدیع به نوعی متفاوت از دیگران‎اند آن‌سان که برای درک و فهم‌شان تنها باید به خودشان مراجعه و استناد کنی و نه چیزی غیر از خودشان! «تبارشناسی» نمونه‌ای از این کلیدواژه‌ها‌ست که اگر شما با ذهنیت قبلی خود در دست بچرخانید دچار تناقض خواهید شد و هرگز موفق به ورود به برج بلند آنها نخواهید شد چه بقول برخی از متفکران متأخر آنچه اینها در نظر دارند درست نقطۀ مقابل آن چیزیست که شما تا بحال در نظر داشتید!

 

بخش بعد بزودی

 

🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers


برچسب‌ها: تبارشناسی Genealogy, فردریش ویلهلم نیچه, میشل فوکو, جامعه شناسی

[ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]

[ ]