🌓 در آستانۀ انتخابات مجلس و انتخاب انتخابشدگانی دیگریم! اساسا بر اصل انتخابِ انتخاب ایرادی نیست، بهرحال باید معیارهایی داشت و بر اساس آن صافیهایی کاشت تا هر حقیری بدینسادگی بخود اجازه ندهد به جایگاه شامخ وکالت ملت چشم دوزد و احیانا هوا و هوسی در آن بپرورد اما مهمست اینکه این معیارها چه باشند و متوجه منافع که باشند و از سوی که اعمال شوند. بدیهیست اگر ریش و قیچی دست حکومت باشد هرگز بهر که بخواهد بیاید و در دفاع از حق ملت در برابرش شاخ شود امکان حضور نخواهد داد. بیجهت نیست در حوادث 1401 از سنگ صدا درآمد از مجلس نه! بلکه برعکس حضرات در صحن تحصن کردند و در حمایت از حکومت شعارها دادند و رسما خواستار اعدام معترضان و حبس 15-10 سال منتقدان شدند! اینها واقعا نمایندۀ مردماند؟! اما اگر که مردم خود نمایندۀ خود را بر اساس منافع و معیارهای خود انتخاب کنند و با رأی قاطع به مجلس بفرستند مجلس مردمی بر حق محقق و روابط ملت و حکومت به اعتدال خواهد گرایید. این مهم مستلزم وجود تشکلات مردمی و هستههای تصمیمساز در متن و بطن مردم است؛ بدون تشکلات مردمی مردمسالاری تا ابد سرابی بیش نخواهد بود! بیمایه فطیر است!
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی انتخابات, من رأی میدهم اما
[ پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جامعهشناسی جنبشهای مردمی - بخش پانزدهم
✍️ حسین شیران
.
بطور مشخص در سراسر این نوشتار و باقی نوشتارها باور بنیادی من اینست که در هر کجا، نه فقط در ارتباط با جنبشهای مردمی بلکه در کل در راستای همه اهداف و آرمانهای خرد و کلان انسانی و اجتماعی، مسئولیت هدایت جامعه با "عقلای قوم" است. بر این اساس اگرکه فکر میکنیم امروز و در این برهه از زمان کموکیف زندگی اجتماعی ما به نسبت مطلوب و مقبول است یعنی عقلای ما تاریخا و تحققا خوب از پس رسالت خویش برآمدهاند و اگر که نه، با کاستیها و ناراستیهایی مواجه است ناگزیر باید بپذیریم که در این زمینه ضعفهایی داشته و داریم.
.
نخست پیش از آنکه به ارزیابی و آسیبشناسی این موضوع جزئا در بحث جنبشهای اجتماعی و کلا در همه ابعاد زندگی اجتماعی بپردازیم بهتر است "تعریف مشخصی" از عقلای قوم داشته باشیم. ولتر روال خوبی که داشت پیش از ورود به هر بحثی با هر کسی از او میخواست نخست واژههایی که بکار میبرد را برایش تعریف کند و منظورش از آن را مشخص سازد. بر این اساس ما هم در ادامه سعی میکنیم در راستای رسیدن به یک توافق میانذهنی معین و معتبر به یک تعریف مشخصی از این واژه برسیم و بعد تا حد ممکن "تیپ ایدئالی" از آن، به تعبیر وبری، ارائه دهیم.
.
عقلای قوم کیستند؟ بدیهی است ما وقتی واژهی "عقلا" را بکار میبریم منظورمان نه به وجه عام همهی کسانی که صاحب عقلاند بلکه به وجه خاص معدود کسانیاند که طبیعتا و تربیتا در امر تعقل تبحر و تشخص دارند- "اربابان عقل"؛ "خداوندان عقل"؛ و بعد وقتی متعارفا واژهی "قوم" را به آن اضافه میکنیم یعنی تنها آن دسته از عقلا مدنظرمان است که تعقل و تفکرشان در خدمت قوم است و به "تدبیر" (یعنی نظرا و عملا) به سروساماندهی و سلامت و سعادت قوم میکوشند؛ از قوم هم که مشخصا "ملت و مملکت" هر دو را باهم و بستهبهم در نظر داریم- چه یکی بی دیگری نه ممکن است و نه معنی دارد.
.
و اما این "تدبیر" که میگوییم هیچ چیز کمی نیست؛ در واقع کلیدیترین مفهوم در بحث مسائل اجتماعی همین "تدبیر" است و بس، چه حقیقتا هر آنچه لازمهی کار است در آن موجود و ملحوظ است- یعنی باید که باشد و گرنه تدبیر نیست؛ از توجه و تمرکز و تفکر به مسأله و توضیح و توصیف و تبیین علل و شرایط تأثیرگذار و زمینهساز آن بگیر تا تکلف و تعهد به چارهجویی و چارهسازی و شناخت راهها و روشها و تعیین و ترسیم راهبردها و راهکارها و اسباب و اساس مداخله و حتی پیگیری انجام و فرجام کار و پیشبینی نتایج و پیامدها و احتمالات و ... .
.
بدیهی است اینها همه کار یک نفر عاقل نیست، برای همین اینجا تکیه بر عنوان عقلای قوم است؛ در "تدبیر جامعه" به عقل و خرد جمعی نیاز است و این جز در "جمع عقلا" و خردمندان هیچ جای دیگری یافت نشود.
.
(باقی در بخش بعد)
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی جنبش مردمی, جنبش اجتماعی, جامعه شناسی شرقی
[ سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 من رأی میدهم! چه کسی گفته نمیدهم و چرا ندهم؟ رأی نشان ارزش و اهمیت و حق مشارکت و مداخلۀ من در تعیین سرنوشت من است؛ چه روزگارانی که مردم برای بدست آوردن همین حق رأی جنگیده و جان دادهاند. اما تو یکی از ارزش و اهمیت و ضرورت رأی مگو! فکر نکن آنکه به تو رأی نمیدهد اینها را نمیداند بلکه برعکس باورش اینست که تو اینها را نمیدانی! تو به رأی مردم ارزش و اهمیت قائل نیستی! تو به حاکمیت مردم ایمان نداری! تو نمیدانی رأی یک معاهده و مقاولهست بین تو و مردمانی که ترا انتخاب میکنند تا دردی از دردهاشان درمان کنی نه که خود عین درد باشی! تو که از خدومی سخن میگویی و سر از خدیوی و خدایی درمیآوری! تو که از فاصله مینالی اما نمیدانی فاصله حاصل کار توست! از خاموشی تنور انتخاب میهراسی نمیدانی همه ناشی از فراموشکاری توست! تو که کلی از دکان اعتماد و اعتبار مردم نسیه برده خوردهای و جای بدهکاری همچنان طلبکاری! مردم حق دارند دیگر به تو نسیه ندهند چه هم دکانشان خالیست هم دل دفتر مطالباتشان از تو پر! من نیز جزئی از مردم و سمت مردمام تا تو حسابت را صاف کنی! تا آن زمان رأی من معلق توست! بکوش رأیام را بساز!
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی انتخابات, من رأی میدهم اما
[ یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 فراتلفیقگرایی، راهی برای رهایی - بخش نهم
✍️ حسین شیران
.
تصور کنید در محوطهای دورتادور دیوار بلند در مقابل تکهسنگی ایستادهاید که اهالی آنجا از بدو کودکی در گوش و هوش شما خواندهاند که این بس مقدس و مقرب و متفاوت از هر سنگ دیگریست که به عالم پیدا شود و شما با این پیشفرض و نیز خیل خرق عادات و کراماتی که مستقیم یا غیرمستقیم از آن تکهسنگ و هکذا محافظان و متولیان و مبلغان آن دیده و یا شنیدهاید سالهای سال به آن به دیدهی احترام نگریسته و چه بسا در طول این سالها نذر و نیازها و سر و سرّهایی هم با آن داشتهاید.
.
در باب کارکرد چندجانبهی یک چنین خردهحقایقی در خردهاجتماعات بشری شکی و بر سر آن هم بحثی نیست. بدیهیست بدوا قرار و قوام اجتماعات بشری بر وجود حقایق مشترکیست که پایه و مایهی پندارها و گفتارها و کردارهای همسو و همآهنگ گردد و تحققا از این طرق است که "وفاق اجتماعی" و "نظم عمومی" حاصل میگردد. از این جهت حفظ و حراست از حقایق موضوعه و حریم و حدود آنها همواره مهمترین دغدغهی اجتماعات بشری بوده و است و لزوما هر کجا حقیقتی بوده پیراموناش یکسری "تابوها" (محدودیتها و ممنوعیتها) هم پدید آمده است.
.
در این محوطه هم دیوار بلند دور تکهسنگ و اینکه هیچکس حق ندارد به آن نزدیک و از آن بالا رود یک تابو و در واقع بزرگترین تابوهاست! تابو تدبیری برای حفظ تمامیت هستی حقیقت موضوعه است و هر کس از آن تخطی کند با مجازاتی سنگین روبرو میشود. بیجهت نبوده و نیست آنها که در طول تاریخ تابوشکنیها کردهاند به سرنوشتهایی شوم دچار گشتهاند! با اینحال همین ماجراجوییها و از جان گذشتگیها بوده که از وجود خردهحقیقتها و خردهجهانهایی دیگر در آنسوی دیوارها خبر داده که تنها با بالا رفتن از دیوار میشد به کم و کیفشان پی برد.
.
بالا رفتن از دیوار، ارتفاع گرفتن از "موقعیت فرود" (موقعیت پست؛ ارتفاع صفر) و رسیدن به "موقعیت فراز" است. موقعیت فرود موقعیت ایمان به یک ایدئولوژی و کفر به باقی ایدئولوژیها و موقعیت فراز موقعیت اندیشه به باقی ایدئولوژیها و بازاندیشی در تکایدئولوژی حاکم است؛ این قدرت و قابلیت در بشر از اوج گرفتن و درنوردیدن دیوارها و دید و درک دیگران و حرکت فکری به سوی آنها و سنجش نسبت خود و خودیها با آنها حاصل میگردد. موقعیت فراز "موقعیت روشنفکری و روشنگری" در باب خردهجهانها و حقایق حاکم بر آنهاست، آغاز آن هم نقد و نظر در خردهجهان و خردهحقیقت خویش است.
.
(باقی در بخش بعد)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی Sociology, فراتلفیقگرایی MetaIntegrationism, فراوفاق MetaConsensus, فراایدئولوژی MetaIdeology
[ پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 از تنافرات شناختی تا تظاهرات خیابانی - بخش سیام
✍️ حسین شیران
.
یکی از نخستین کسانی که در همان آغاز و در واقع پیش از آغاز نظام جمهوری اسلامی از تناقضات و تنافرات شناختی همباشی و همراهی و همپروازی جمهوریت و اسلامیت سخن گفت و طی نامهای سرگشاده آن را با امام خمینی رهبر انقلاب در میان گذاشت دکتر مصطفی رحیمی (1305 نائین - 1381 تهران) بود. این نامه که با عنوان "چرا با جمهوری اسلامی مخالفام" در تاریخ 25 دی 1357 در روزنامهی آیندگان منتشر شد بطور رسمی هیچ پاسخی از امام و یاران نزدیکاش نگرفت.
.
سیدمحمد خاتمی اخیرا (1402/2/5) گفته که شخصا پیگیر این نامه بوده و از سیداحمد نظر امام را در این خصوص پرسیده که ایشان گفتهاند امام دو بار نامه را خوانده و چیزی جز این نگفتهاند که: "منظور از جمهوری اسلامی حکومت آخوندی نیست" (اینجا). (در این اظهارات، خاتمی از عنوان «تیمسار مصطفی رحیمی» استفاده کرده که فکر میکنم اشتباهی رخ داده و شاید ایشان دکتر مصطفی رحیمی را با تیمسار مهدی رحیمی آخرین فرماندار نظامی تهران که بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب تیرباران شد خلط کردهاند! شاید هم من اشتباه میکنم.)
.
در هر صورت وظیفه و رسالت روشنفکر جز تفکر و تذکر نیست؛ در آن روزها که خیل کثیری از فرصتطلبان در گذر از شاه و نظام شاهنشاهی که سقوطاش را با جان و دل احساس میکردند و از این رو جوگیرانه از هر در و دیواری بالا میرفتند و از آن بالا با تمام وجود سمت نظام نوپای جمهوری اسلامی غش میکردند تا این بار هم از قبل این نظام به نام و نان و نوایی برسند- کما اینکه رسیدند و بی هیچ هزینهای خود و هفت پشت خود را از مال و منابع ملت و مملکت سیراب ساختند، همچون مصطفی رحیمی کم پیدا شد و باز میشود که شرافت آگاهیاش را به هیچ نفروشد و جز بیمهری هم هیچ نبیند!
.
او فروتنانه و خیرخواهانه و جامعهاندیشانه حسب درک و فهم خود و زمان خود از تضادها و تنافرات پیش پا گفت و گذاشت و گذشت. اکنون و در این برهه از زمان هیچ خالی از لطف نیست بار دیگر این نامه را مرور کنیم و بهروزاندیشانه در مورد تبعات و خیل مسائل ناشی از عدم توجه به هشدارهای آن تأملی بکنیم؛ شاید عقل اغلب پسآیند ما این بار به پشتوانهی تجارب تاریخی فراوانی که کسب کرده جهد و جهشی یافت و پیش افتاد و بسی بهتر و بیشتر از پیش راهمان را روشن ساخت.
.
اگر هنوز از هجوم شتابورزیهای بیپایان و بیهودهی عصر فوقمدرن حوصلهای برای مطالعهی متونی بیش از دو پاراگراف برای شما باقی مانده، این نامهی تاریخی را در بخش بعد بخوانید.
.
(باقی در بخش بعد)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی سیاست, جنبش اجتماعی
[ چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جامعهشناسی جنبشهای مردمی - بخش چهاردهم
✍️ حسین شیران
.
اصولا و اساسا در جوامعی همچون جامعهی ما که فقر یا فقدان "عقلانیت کارساز و چارهساز" در آن بیداد میکند و مشخصا طرح و تدبیری اساسی- چه برای "پیشگیری" و چه "حل و فصل"مسائل و مشکلات فراوان، به چشم نمیخورد بلکه برعکس به مرور بر شدت و حدت آنها و به تبع آن وخامت اوضاع و احوال افزوده میشود، خواهناخواه راهبرد "سخنرانی و سخندرمانی" رواج و رسمیت مییابد و تحققا از جایگاهی بلند برخوردار میگردد.
.
عموما مقامات و مدیران و متولیان برای "توضیح ناکامیها" و "توجیه ناتوانیها" و خصوصا "فرافکنی" آنها مدام مجلس و محفل میآرایند و فوجفوج مخاطب میآورند و رسانه احضار میکنند و مصاحبهها میکنند و با هزار عتاب و خطاب ساحت خود را از هرگونه خبط و خطا "تبرئه" و دشمنان داخل و خارج را همه "تخطئه" میکنند و هرچه کجی و کمی و کاستیست را به ریش آنها میبندند؛ با اینحال، با وجود اذعان به قدرت دشمن در کارشکنی، باز "وعده و وعید" میدهند و باز به خیال خود با سخنان خود در جامعه "امید و ایمان" میآفرینند؛
.
در مقابل، مخالفان و منتقدان و معترضان هم شبانهروز آشکار و نهان اینجا و آنجا در محافل حقیقی و مجازی و شبکههای اجتماعی و تلویزیونی، در باب نارساییها و ناراستیها و فقر فکری و ذهنی و فسق و فجور و فساد صاحبان قدرت یکریز سخنپراکنیها میکنند و پردهها میدرند و پشتپردهها رو میکنند و خلاصه هر سخن نگفته و نهفته که بر سینه سنگینی کند را برون میریزند و به این ترتیب دستکم تا حدی از فشار درونی و روانی خود و خلق میکاهند- چه براستی گفتوشنود از دردها- بویژه دردهای مشترک، تا حدی آرامش میآورد و نگفتن و نشنیدناش به "خودخوری" میانجامد.
.
در یک چنین مصافی در فصل زرد و سردی از روابط میان ملت و حکومت، عباسیها و رساییها و رائفیپورها و شریعتمداریها و میرسلیمها و علمالهدیها و صدیقیها و حتی خود رئیسیها و سفیهالدولههایی همچون عبدالملکیها میشوند قهرمانان میدان "سخنگرایی و سخنگری"، که بیهیچ عمل مفید و مؤثری، پیوسته با سخنان عجیب و غریبی که میگویند خوراک سخنگران و سخنگرایان در طرف مقابل را فراهم میسازند- انگار که هستند و مأموریت دارند تا اینگونه اذهان مردم را بخود مشغول دارند و در خط مقدم نقدها و نفیها را بجان بخرند و حس اعتراض و انتقامجویی مردم را به صرف سخن و در میدان سخن ارضا و خنثی و تخلیه سازند.
.
به این ترتیب طی جنگی سرد- که البته گاه گرم هم میشود و گلوله جای کلمه را میگیرد، هزارانهزار کلمه در باب مسائل و مباحث مختلف مهم یا غیرمهم از جانب سخنگرایان و سخنگران هر دو طرف رد و بدل میشوند بیآنکه بواقع مسألهای در این میان حل و فصل شود! این بمعنای بیجا و بیجهت و بیهوده بودن تقابل کلامی نیست و البته که هزار بار از سکون و سکوت بهتر است اما متأسفانه بمعنای کارساز و چارهساز بودناش هم نیست. کارساز و چارهساز بودن از عقلانیت برمیخیزد و عقلانیت از عقلا. اما عقلای قوم کیستند و چه ویژگیهایی دارند؟ و چه باید بکنند؟ ...
.
(باقی در بخش بعد)
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی جنبش مردمی, جنبش اجتماعی, جامعه شناسی شرقی
[ سه شنبه ۱ اسفند ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 دوری در دنیای آمار - بخش پنجم
⏺ شاخص امید به زندگی در کشورهای جهان
.
هنگکنگ با 85.49 سال در صدر فهرست، ماکائو با 85.4 در رتبهی دوم و ژاپن با 84.45 سال در رتبهی سوم قرار دارد. در این میان ایران با 73.88 سال در رتبهی 76 جهان قرار دارد. کمترین امید به زندگی هم متعلق به کشور چاد با 52.53 سال است.
.

.
دنیای آمار - شاخص امید به زندگی - World of Statistics - Life Expectancy
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: دنیای آمار, شاخص امید به زندگی, هنگکنگ ایران چاد, جامعه شناسی شرقی
[ یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 مجلس از اسم تا رسم
✍️ حسین شیران
.
داشتم فکر میکردم ایکاش میشد این فرآیند فرتوت انتخاب و اعزام نماینده از سوی مردم به مجلس را بنوعی از "شیوهی پرواز چارتری" به مقصد هتل حکومتی بهارستان با امکانات و امتیازات ویژه به "شیوهی پرواز بادبادکی" تغییر داد؛ یعنی اینطور نباشد فرد منتخب خرش از پل مردم که گذشت چمدانهایش را بربندد و تا چهار سال بعد که دوباره موسم انتخابات فرا رسد از دسترس مردم و مدارها و مسیرهای مردمی خارج بلکه برعکس در مدارها و مسیرهای غیرمردمی حاکم بر مردم سیر و سیاحت کند بلکه همچو بادبادکی خودش به ضرورت اگر وارد سپهر سیاست میشود رشتهاش همواره دست خود مردم باشد.
.
ارزش و اهمیت یک چنین تغییر و تحولی بویژه در جمهوریهای نیمبند بلکه ربعبندی همچو ایران که "مجلس اسما در رأس امور ولیکن رسما ذیل اوامر است" در این خواهد بود که نمایندهی مردم هیچوقت نخواهد و نتواند فراموش کند که اصولا و اساسا از جانب که و برای چه بالا رفته است و ضرورتا همیشه حواساش خواهد بود رشتهاش همچنان بدست مردمانیست که انتخاباش کرده و بالا فرستادهاند تا همواره مدافع و محافظ حریم و حقوق و منافعشان باشد و اگر غیر این ثابت شود هر وقت که بخواهند میتوانند همچو بادبادکی پاییناش بکشند و بادبادکی دیگر را جایش بفرستند..
.
در این راستا یکی از روشها میتواند الکترونیکی و هوشمند ساختن فرایند انتخابات مجلس باشد بنحویکه روشن و شفاف میزان رأی هر نماینده (درصد مردمی بودن) از آغاز تا پایان در هر کجا از صحن مجلس گرفته تا سایتها و صفحات مجازی بصورت آنلاین برای همه قابل مشاهده باشد که در هر لحظه هر کسی با چه تعداد رأی مردم در مجلس حضور دارد و بعد در کنارش قانونی هم تصویب شود که مردم مجاز باشند هر وقت که خود صلاح دانستند آنلاین رأی خود را از نمایندهی خود پس بگیرند و بخش حساس ماجرا اینکه هر نماینده تعداد آرای مردمیاش از حد مشخصی نزول کرد خودبخود از مقام نمایندگی ساقط شود.
.
به این قرار و یا قرار و مدارهایی شبیه این، نه فقط ارتباط مردم با منتخبینشان از هر چهار سال یکبار به دائمی و از آفلاین به آنلاین تبدیل میشود بلکه مهمتر از همه، مردم در کنار حق انتخاب از حق برکناری هم برخوردار میشوند؛ مردمسالاری واقعی یعنی این! وگرنه مردم و ارادهی عمومی که از حق انتخاب برخوردار باشد اما از حق برخطی و برکناری نه، به سیستم عاملی میماند که امکان نصب برنامه دارد اما امکان حذف آن را نه! یک چنین مجموعهای البته که محل جولان بدافزارهایی میشود که نخست خوش مینمایند اما بعد نصب بد و برعکس عمل میکنند- نمونهاش همین حضراتی که بعد انتخاب میروند به اریکهی قدرت لم میدهند و بیشرمانه پاهای خود را جلوی ولینعمتان خود دراز میکنند- ولینعمتانی که بعد پرواز دیگر ریزشان میبینند! ...
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, جامعه شناسی سیاسی, انتخابات مجلس
[ شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

