🌓 آشنایی با ایسمها - بخش بیست و نهم
✍️ جان آندریوس John Andrews
🔄 حسین شیران
⏺ آریانگرایی Arianism
.
بدعتی در دین مسیحیت، برگرفته از نام آریوس Arius (250–336 C)، کشیشی در اسکندریه که ادعا میکرد مسیح به واقع خدا نیست، به تمامی انسان هم نیست، بلکه یک موجود فراطبیعی است. آریوس استدلال میکرد که تنها خداست که خودبنیاد و تغییرناپذیر است؛ مسیحِ پسر قبل از دیگران توسط خدا آفریده شده و [بهمثابهی یک مخلوق] آغازی دارد و پایانی دارد و از این نظر نمیتواند خدایی خودبنیاد و تغییرناپذیر باشد. شورای نیکیه در سال 325 میلادی آریوس را به عنوان یک بدعتگذار محکوم و تأکید کرد که پسر [مسیح] و پدر [خدا] از یک جوهر واحد هستند.
.
با این وجود، آریانیسم تا نیم قرن بعد، به ویژه از سال 337 تا 361 میلادی طی سلطنت کنستانتیوس دوم امپراتور روم که آریوس را باور داشت محبوب ماند. فروپاشی آریانیسم زمانی رخ داد که امپراتورهای مسیحی گراتیان و تئودوسیوس در اواخر قرن چهارم قدرت را به دست گرفتند و شورای اول قسطنطنیه در سال 381 رأی نیکیه را تأیید و آریانیسم را ممنوع کرد. این آیین تا پایان قرن هفتم در برخی قبایل ژرمن وجود داشت و امروزه تا حد زیادی توسط وحدتگرایان (به وحدتگرایی Unitarianism مراجعه کنید) و شاهدان یهوه تبلیغ میشود.
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی شرقی, ایسمها, اصطلاح جامعه شناسی
[ جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 فراتلفیقگرایی، راهی برای رهایی - بخش هشتم
✍️ حسین شیران
.
ایدئولوژیها همچو گربههایی هستند که هر کدام تکهای از گوشت حقیقت را دریده و با خود به گوشهای بردهاند. در این میان گربههای دیگری هم تکههایی از دست آنها قاپیده و با خود به گوشههایی دیگر بردهاند و باز گربههایی دیگر همین کار را با خود آنها کردهاند و به این ترتیب حقایق عالم پیوسته توسط گربههایی که بیشترشان ارتباط مستقیمی با حقیقت امر نداشته و احساس و ادراک و افهام بلافصلی از آن نگرفته بلکه با واسطههایی از آن بهره بردهاند بارها و بارها تکهپاره شده، همچو "گوشت قربانی" از مقر و مدار اصلی خود دور گشته و در اطراف پخش شدهاند.
.
تماشا و تعقیب یک چنین وقایعی از "ارتفاع صفر" ممکن نیست؛ ارتفاع صفر موقعیت پست ایمان به ایدئولوژیهاست- آن هم نه همه بلکه نزدیکترینِ ایدئولوژیها! و این قانون و قرار حیات قومی و قبیلهایست- قوام هر قوم و قبیله هم به همین است، که شما ضرورتا از نزدیکترین چشمه آب بنوشید وقتی هیچ نگفتهاند و نمیدانید که آیا چشمهی دیگری جز این هم در کار هست یا نیست و اگر هست کو کجاست و مهمتر از اینها اینکه مدام در گوش شما بخوانند گواراترین چشمههای عالم همین است که اکنون در دسترس و قسمت شماست- شما که بهترین و برگزیدهتریناید!
.
به این قرار نخستینِ ایمانها ناشی از جبر موقعیت و محیط است. در دنیای درندشتی که بدوا بقول سارتر دوری و دیگران جهنم محسوب میشوند البته که نزدیکی و نزدیکان بهشت برینی قلمداد میشوند که باید با اعتماد و اطمینان فراوان به حصن و حصار امنشان درآمد و ایمان در و دروازهی یک چنین درآمدنیست؛ باری، ایمان یعنی باورمندانه به باروی امنی درآمدن؛ اما به یک باور و بارو درآمدن همان و از باورها و باروهای دیگر ماندن همان؛ برای همین میگویند روی دیگر ایمان کفر است، کفر به باقی باورها و باروها؛ "آنکه ایمان یافت رفت اندر امان | کفرهای باقیان شد در گمان" (مولوی).
.
رها ساختن انسانها از بند باورها و باروهایی که اینگونه در بادی امر طبق اصل نزدیکی بی یا کم اراده تحت انقیادش درآمدهاند به این سادگیها نیست، هدف این نوشتار هم این دشوار نیست، هدف اینجا ایدئولوژیها و رهایی از کثرت آزاردهندهی آنهاست و نه خیل انسانهای معتقد به انواع ایدئولوژیها. نخستین گام در این راه باور به پارهپاره گشتن حقایق توسط ایدئولوژیها و ناقص و نابسنده بودن آنها در مقام نظر و عمل است. برای درک و فهم بهتر این واقعیت باید از موقعیت پست فاصله گرفت و از موقعیتی هرچه فراتر و وراتر چگونگی پاگیری و جاگیری این گربهها در برجها و باروها را به تماشا نشست.
.
(باقی در بخش بعد)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی Sociology, فراتلفیقگرایی MetaIntegrationism, فراوفاق MetaConsensus, فراایدئولوژی MetaIdeology
[ پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 از تنافرات شناختی تا تظاهرات خیابانی - بخش بیست و نهم
✍️ حسین شیران
.
طبقهی متوسطی که در ایران در دوران قاجار با جذب تشعشعاتی از مدرنیته شکل گرفت در دوران پهلوی با تزریق و تحکیم تعینات مدرنیته در کالبد جامعه به رشد و توسعه و تحولی بیسابقه دست یافت. تشکیل دولت مدرن مهمترین اقدام در این باره بود؛ این طرح که با پهلوی اول کلید خورد و با پهلوی دوم به کمال گرایید اگرچه بیشتر تابع تحولات بیرونی و روابط بینالملل- بویژه پاپس کشیدن روسیه از ایران در پی انقلاب 1917 و به تبع آن تغییر معادلات و محاسبات انگلیس در ایران، و اساسا برای اهداف دیگری بود با این حال بیش از هر عامل دیگری در توسعه و تحول طبقهی متوسط ایران مؤثر افتاد.
.
پایهگذاری ارتش، نظام اداری، نظام حقوقی، نظام آموزش و پرورش، نظام آموزش عالی، نظام بهداشت و درمان و چندی دیگر همه از نوع نوین همراه با یکسری نهادها و سازمانهای نوین دیگر از قبیل بانک، پست، تلفن، تلگراف، رادیو، تلویزیون، راه آهن، فرودگاه، صنایع سنگین و سبک، ثبت احوال و ثبت اسناد و ... همه و همه مشاغل نوپای متعددی برای استخدام و اشتغال مستمر طیف کثیری از افراد جامعه با سطح معینی از آگاهی و تحصیلات و تخصص و درآمد و سبک نوینی از زندگی ایجاد کردند که پیش از آن در ایران سابقه نداشت.
.
اقدامات دیگری که رضاخان در این راستا در پیش گرفت هم خواهناخواه به نفع توسعه و تقویت طبقهی متوسط انجامید؛ سرکوب و ساکن و ساکت ساختن ایلات و عشایر کشور و خواهناخواه کوچ و مهاجرت بخشی از آنها به شهرها از یکسو و از سوی دیگر اشرافستیزی و لغو امتیازات و نفی اختصاصات اشرافی، تا حد زیادی باعث نحیف شدن طبقات پایین و بالا و صعود و سقوط اعضای آنها به طبقهی متوسط گردید و به این ترتیب نیروی انسانی لازم برای تصدی مشاغل مختلف و متعدد سازمانها و در نتیجه استقرار و استمرار دولت مدرن تأمین و تسهیل گردید.
.
فرآوری و فربهسازی طبقهی متوسط جزو برنامههای رسمی و مدون مدرنیزاسیون نبود بلکه جزو تبعات ناخواسته و یا به بیان دیگر جزو کارکردهای پنهان آن بود. نوسازی و تشکیل دولت نوین ناگزیر توسعه و تقویت طبقهی متوسط جامعه را رقم زد. استارت این فرایند را عباسمیرزا شاهزادهی قاجار زد و محمدرضاشاه پهلوی با انقلاب سفید خود آن را به اوج رساند. از آنجا که تغییر و تحولگرایی مهمترین ویژگی طبقات متوسط است نه قاجار و نه پهلوی هرگز نتوانستند مقابل این خصلت و در واقع قدرت روزافزون بایستند.
.
طبقهی متوسط نوپدید دوران قاجار انقلاب مشروطیت را به ثمر رساند و برای نخستین بار در تاریخ ایران اندیشهی محدود و مشروط ساختن قدرت پادشاه را عینی و عملی ساخت؛ طبقات متوسط تکثیر و تقویتشدهی دوران پهلوی هم یک گام فراتر از آن قدرت و حاکمیت هزارهای شاه را بالکل از عرصهی سیاسی اجتماعی کشور معدوم ساختند، تا حکومت بعدی بخوبی دریابد که دیگر در دوران مدرن و پستمدرن بزرگترین تهدید برای هر حکومتی نه دشمنان خارجی بلکه طبقات متوسط جامعهاند و چنین شد علیرغم همهی وعدهها پروژهی ناتمام و ناتوان ساختن طبقات متوسط کلید خورد.
.
(باقی در بخش بعد)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی سیاست, جنبش اجتماعی
[ سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جامعهشناسی جنبشهای مردمی - بخش سیزدهم
✍️ حسین شیران
.
علت و ضرورت و اهمیت بحث ما در باب روشنفکران و روشنگران این بود که در آغاز گفتیم جنبشهای مردمی ما متأسفانه از یک "کاستی بزرگ" رنج میبرند و آن "فقر یا فقدان اندیشه و طرح و برنامه و جایگزین مشخص و مسجل" برای هر گونه تغییر و تحول است و مشخصا این مهم را ناشی از فقر یا فقدان "متفکران مردمی" یا همان "عقلای قوم" دانستیم؛ اینشتین جملهی زیبایی دارد که میگوید: "عاقلان مسائل و مشکلات را حل و فصل میکنند و عاقلتران از بروز آنها پیشگیری میکنند".
.
نظر به اوضاع و احوال جامعهای که همینک در آن بسرمیبریم بنظر میرسد ما تاریخا در هر دو بعد آن، بیتعارف، با کاستیهایی مواجه بوده و هستیم؛ خود همین که اکنون جامعهی ما لبریز از مسائل و مشکلات فراوان است یعنی بواقع امر نه بدانصورت از پیش "عاقلترانی" در کارش بودهاند تا از بروز مسائل و مشکلات فراواناش پیشگیری کنند و نه اکنون "عاقلانی" بر سر کارند که بتوانند آنها را حل و فصل کنند! فقر یا فقدان عقلا در یک قوم یعنی این!
.
آنچه ما را به یک چنین استنباط و استنتاج دردآلودی وامیدارد همانا خود حال و روز ناساز و نابسامان ماست؛ مگر نه اینکه کم و کیف معلول حکایت از کم و کیف «اثر» و حتی کم و کیف «علت یا عامل مؤثر» دارد، حکماً کم و کیف زندگی اجتماعی ما و مسائل و مشکلات خرد و میان و کلان فراوانی که اکنون بر ما حاکم است هم خود به زبان بیزبانی حکایت از کم و کیف عقلانیت دخیل بر آن و نیز عاقلان درگیر در آن دارد. بیجهت نبوده و نیست این گفتهی تاریخی از حکیم فردوسی: "به یزدان که ما گر خرد داشتیم، کجا این سرانجام بد داشتیم؟"
.
توجه و تمرکز بر "نتیجه و خروجی کار"- چه مثبت چه منفی، منطقیترین و مفیدترین و مؤثرترین راه و روش مطالعه و ارزیابی و نقد و نظر در حوزهی اجتماع و علوم اجتماعی است و در مقابل، بیپایهترین و بیهودهترین کارها و راهبردها تکیه بر اقوال و افعال و ادا و اطوارهای فراوان عاملان- خواه حاکمان و خواه عاقلان، است که همواره در فضا و هوای جامعه ساری و جاری بوده و هستند و هیچ معلوم نبوده و نیست کدامیک، کی و چگونه بر جریانات اجتماعی اثر گذاشته، بر زمین جامعه سبز گشته و ثمر خواهند داد و یا همچو اغلب موارد بی هیچ بر و باری همچنان پا در هوا مانده و بر زندگانی ما سایه خواهند انداخت.
.
(باقی در بخش بعد)
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی جنبش مردمی, جنبش اجتماعی, جامعه شناسی شرقی
[ یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 دوری در دنیای آمار - بخش چهارم
⏺ درصد جمعیت مسلمان در کشورهای مختلف دنیا
.
مالدیو با 100% جمعیت مسلمان در صدر فهرست، ایران با 99.4% در رتبهی پنجم و واتیکان با 0% مسلمان در انتهای فهرست قرار دارد.
.

.
دنیای آمار - جمعیت مسلمان جهان - World of Statistics - Muslim Population
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: دنیای آمار, جمعیت مسلمان جهان, مالدیو ایران واتیکان, جامعه شناسی شرقی
[ چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 فراتلفیقگرایی، راهی برای رهایی - بخش هفتم
✍️ حسین شیران
.
اعتناء و التزام به "اصل خودنابسندگی" در امر شناخت خواهناخواه راه را برای اعتناء به دیگران و ارتباط با آنها باز میکند. کافیست باور داشته باشیم که با هوش و حواس محدود و همواره در معرض خبط و خطای خود قادر به درک یک تنهی هیچ موضوعی به تمامی نخواهیم بود و در بهترین حالت تنها امکان احساس و ادراک و افهام بخشی از آن را خواهیم داشت، در اینصورت اگر بمعنای واقعی کلمه "محقق" باشیم برای کسب اطلاعات بیشتر در باب موضوع ضرورتا به احساسات و ادراکات و ایدهها و اظهارنظر دیگران در ارتباط با آن رجوع خواهیم داشت.
.
پایبندی به یک چنین رویه و روندی تحققا "محفلی معرفتی" میان محققان پدید میآورد تا در آن هر کس هر احساس و ادراک و افهامی از موضوع بدست آورده را با دیگران به اشتراک بگذارد. اینگونه شناختهای مجزا و منفرد از یک موضوع گردهم آمده، باعث تقویت همدیگر و تکمیل هرچه بیشتر کار میشوند؛ حاصل یک چنین روش و منش همافزایانهای "علم" خواهد بود. در عوض، عدم پایبندی به این روش و منش باعث جدا ماندن شناختهای منفرد از هم و "رشد جزیرهای" آنها و تشکیل جزایر خرد و کلان متعدد در اقیانوس معارف بشری میگردد.
.
بعنوان مثال در حکایت پیل مولوی اگرکه هر کدام از شناسندگان، خود و شناخت خود را بس بسنده و کافی و وافی دانند و از اعتناء و استناد به شناختهای دیگران سرباز زنند لزوما درک و فهم حداقلی خود از موضوع را با حداکثر اوهام آمیخته، بر پایهی آن در باب پیل "فرقهها" خواهند ساخت- همچو فرقهی ناودانان و بادبیزنان و عمودیون و تختیون و ...، و بعد در باب اینکه کدام حق و کدام باطل است بس "تفرقهها" در میان خواهند انداخت- کما اینکه انداختهاند و ما حالیا در جهان زیست خود هرچه میکشیم از دست این فرقهها و فتنههای ناشی از آنها میکشیم!
.
این، یعنی کثرت فرقهها و ایدهها و ایدئولوژیهای حاکم بر جهان ما که هر کدام درصدد تحمیل و تحکیم طرز فکر و شیوهی عمل خاصی بر ما هستند، آن مسألهی خطیر و خطرناکی است که در آغاز بدان اشاره کردیم و اکنون در گذر از مباحثی مقدماتی که در نهایت سادگی پیرامون چگونگی پدیدار شدن ایدهها و ایدئولوژیها مطرح شد، در ادامه سعی میکنیم بر موضوع اصلی و اساسی بحث یعنی جستجوی راهی برای رهایی از آن متمرکز شویم. در این باب پرسش اصلی اینست: آیا میتوان بر کثرت آزاردهندهی فِرق فکری فراوان و ایدهها و ایدئولوژیهای تفرقهانگیز ناشی از آنها فائق آمد؟ اگر آری، چگونه؟
.
(باقی در بخش بعد)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی Sociology, فراتلفیقگرایی MetaIntegrationism, فراوفاق MetaConsensus, فراایدئولوژی MetaIdeology
[ دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 از تنافرات شناختی تا تظاهرات خیابانی - بخش بیست و هشتم
✍️ حسین شیران
.
نخستین تجلی تولد و توارد طبقهی متوسط و تأثیر آن در مناسبات سیاسی اجتماعی ایران را عینا و علنا در دوران قاجار و مشخصا در جریان جنبش تنباکو میبینیم؛ این جنبش که در واکنش به اعطای امتیاز انحصاری تجارت توتون و تنباکو به مدت نیم قرن از سوی ناصرالدینشاه به جرالد تالبوت انگلیسی طی قراردادی معروف به قرارداد رژی رخ داد در واقع نخستین تیری بود که از تیردان تازهبافت و تازهساخت طبقهی متوسط ایران بسوی پیکرهی حاکمیت مطلقه پرتاب شد که از قضا به هدف هم نشست و باعث نقض حکم شاه و لغو این امتیاز گشت.
.
پیش از این سابقه نداشت شاهنشاه بمثابهی سایهی خدا بر زمین، خوب یا بد ارادهای کند و در رابطه با چیزی حکمی دهد و بی یا با سبب از سوی تودهی مردمی (رعایا) حرفی و یا حرکتی از سر انتقاد و اعتراض ببیند! شکل و شمایل و شدت غافلگیری ناصرالدینشاه از این حرکت بسی بیشتر و دردناکتر از غافلگیر شدن شاه اسماعیل صفوی از توفان توپهای عثمانی در جریان جنگ چالدران بود چه آنجا طبق روال و سنت دیرین نهایتا یک سلطان از سلطان دیگر شکست میخورد اما اینجا برای نخستین بار یک سلطان از مردم خویش طعم تلخ شکست را تجربه میکرد.
.
این جنبش طلایی را نباید طوری خواند که نقش یک فرد یا افراد خاصی در آن برجسته گشته و نقش بقیه بر آب شود؛ این درست که نهایتا با حکم و فتوای تاریخی آیتالله میرزای شیرازی میخ بر تابوت این قرارداد زده شد ولی بواقع او خارج گود و در سامرا بود و با تحریکات کسانی همچون سیدجمالالدین در جریان امور قرار گرفت؛ و این درست که روحانیون شهرهای مختلف از جمله شیراز و اصفهان و تبریز بر آتش شورش دمیدند تا کار بالا بگیرد؛ و این درست که نخست این تجار توتون و تنباکو بودند که با احساس تهدید منافعشان به جنبش برخاسته و پای روحانیون را هم به وسط کشیدند.
.
اما بواقع آنچه در این زمینه بسی روشنگری کرد و بموقع به اقشاری از مردم از کم و کیف استعمار و استثمار آگاهی داد و آنها را در موضع و موقعیت یک جنبش اجتماعی قرار داد یک رسانه بود- روزنامهی اختر که در بلاد عثمانی منتشر میشد و در آن نویسندگانی همچون میرزا آقاخان کرمانی، میرزا یوسفخان مستشارالدوله، میرزا حبیب اصفهانی و فتحاللهخان شیبانی در زمینههای مختلف روشنگری میکردند؛ و بعد در این جنبش از نقش زنان هم هیچ نباید غافل شد چه حتی زنان درباری و زنان خود ناصرالدین شاه هم دلیرانه به جنبش پیوستند تا ثابت کنند در این فرهنگ، آتش اطلاق ضعیفه بر زنان صرفا از گور اذهان ضعیف میخیزد.
.
(باقی در بخش بعد)
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran (Author)
🌓 https://t.me/orientalsociology (Channel)
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (Group)
برچسبها: جامعه شناسی, مسائل اجتماعی ایران, جامعه شناسی سیاست, جنبش اجتماعی
[ پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جامعهشناسی جنبشهای مردمی - بخش دوازده
✍️ حسین شیران
.
این نکته که روشنفکری (به عنوان یک "تخصص") لزوما بر هیچ روشنفکری "تعهدی" مبنی بر مبارزه با سیاهیها و سیاهگران نیاورده و نمیآورد ما را مکلف میسازد میان "روشنفکری" و "روشنگری" مرزی ماهوی قائل شویم و صرفا هر آن روشنفکری که از مرز محافظهکاری گذشته و یافتههایش را به اشتراک گذاشته و بدینوسیله بر ابرهای سیاه گسترده پیش روی خورشید حقیقت روشنی افکنده و میافکند را یک روشنگر بدانیم. روشنگر به واقع "روشنفکر در مقام اظهار" و در مثل "پروانهی از پیله برونجسته" است.
.
این یعنی ارزش و اهمیت اجتماعی روشنفکری به روشنگر بودناش است و گرنه هر روشنفکری، به هر جهد و جهاد و اجتهادی، به هر اصل و اساس و حقیقتی هم که رسیده باشد وقتی اظهار نمیدارد و به اشکال مختلف به مصرف جامعه نمیرساند از نقطهنظر اجتماعی هم خودش و هم یافتهاش بمثابهی هیچ است هیچ! به پیامآوری میماند که پیاماش را خورده و هیچ به خرج خلقالله نمیرساند! به این قرار دیگر چه پیامی؟ چه پیامآوری؟ و حتی چه پیامدهی؟ همه ارزش اجتماعی خود را از دست میدهند.
.
بدیهیست روشنگری هزینه دارد- بسیار هم هزینه دارد؛ چگونه ممکن است در دنیایی که به وجه غالب در دست عوامل ضدانسانی و دم و دستگاه بندهساز است برخی پیدا شوند علیه مبانی و مواضع نظام سلطه عمل کنند و اسباب و اساس استیلا و استحمار و استعمار و استثمار را برملا سازند و هیچ تاوانی ندهند؟ تاریخ روشنگری گواه ایثار و از جان و مال و منافع گذشتن روشنگرانیست که در حوزههای مختلف به فاش ساختن حقایقی ناگفته و نبایدگفت پرداخته و هزینههای کلان دادهاند! اینها "پروانههای دور حقیقت" و "سوخته در راه حقیقت"اند؛ هم از این جهت بشریت وامدار مکاشفات و مجاهدات آنهاست.
.
با این حال روشنفکرانی هم بودهاند که با وجود تشخیص و تمییز اصل از بدل و حق از حقه قادر به اظهارش نبودهاند- برخی از ترس جان و مال خویش "سکوت" کرده و برخی دگر از فرط حرص و آز "حقالسکوت" گرفته و در هر دو حال ساده از سر اظهار حقیقت گذشتهاند؛ و بسی بدتر از این دو حال، برخی حقیقت را زیر پا گذاشته و بیشرم و بیحیا از در مقابل درآمده، جای روشنگری به نفع محکومان، در خدمت نظام سلطه قرار گرفته و رسما به نفع حاکمان "سیاهگری" نموده و "حقیقتپوشی" (کفر) پیشه کردهاند. "خیانت روشنفکران" یعنی این!
.
در وجود یکچنین افرادی هرگز نباید شک داشت؛ هر کجا نظام سلطهای برپاست بیگمان دور و بر و زیر بال و پرش عدهای به روشنی مشغول سیاهگریاند و با دل و جان مبانی و مواضع سلطه را توجیه و تبیین و تبلیغ میکنند؛ اینها همان روشنگرنماهایی هستند که برای برخورداری از مقام و منصب و برخی امتیازات مادی، نه فقط به "ضایع کردن حقیقت" راضی شدهاند بلکه در فریب مردم و منحرف ساختن ذهن و فکرشان از حقیقت، کاسهی داغتر از آش شدهاند.
.
گذشتن از حقیقت آسان نیست، "عذاب وجدان" دارد، برای همین روشنگرنماهای حقیقتپوش و حقیقتفروش به خیال خود برای رهایی از دست این عذاب به "خودفریبی" و "خوداقناعی" میپردازند- نمونهاش را فراوان دیده و میبینیم، منتهی چون حقیقت جای دیگریست و حاصل کارشان جز "سفسطه" نیست همه بیش از پیش در "منجلاب حقارت" فرومیروند.
.
(باقی در بخش بعد)
.
🆔 https://t.me/Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers
برچسبها: جامعه شناسی, جامعه شناسی جنبش مردمی, جنبش اجتماعی, جامعه شناسی شرقی
[ سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۲ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

