🌓 تاریخ تفکر اجتماعی ایران - بخش اول
✍️ حسین شیران
⏺ پیشگفتار
اگر که صفحۀ جستجوگر گوگل را باز کنید و در آن تایپ کنید "تاریخ تفکر اجتماعی"، بلافاصله گوگل برای ادامۀ کار شما کلمۀ کلیدی "اسلام" را پیشنهاد خواهد کرد یعنی که اگر دنبال چیزی دربارۀ "تاریخ تفکر اجتماعی اسلام" هستید کلیک کنید و اگر که شما برخلاف پیشنهاد گوگل به جای "اسلام" بنویسید "ایران"، گوگل پیشنهاداتش را از پیش روی شما خواهد برداشت با این وجود باز در پاسخ به جستجوی شما در رابطه با "تاریخ تفکر اجتماعی ایران" برای شما مطالبی دربارۀ "تاریخ تفکر اجتماعی اسلام" در چند صفحه لیست خواهد کرد. این یعنی مطلبی در رابطه با تاریخ تفکر اجتماعی ایران در کار (و یا در دسترس) نیست و هر چه است در باب تاریخ تفکر اجتماعی اسلام است.
از این جهت برای دکتر گوگل چیزی غریبتر از تاریخ تفکر اجتماعی ایران یا ایرانی نیست! اما این به چه معناست؟ آیا تا به حال هیچ تفکر اجتماعیای از سوی هیچ شخصیت ایرانیای حادث و حاصل نشده است؟ این همه تاریخ زیست اجتماعی و دریغ از یک عنوان از یک عالم در باب تفکر اجتماعی؟! قطعا شما هم با بنده همنظر هستید که لزوما نه، هرگز اینگونه نیست؛ اغلب متفکران اجتماعی که آثارشان ذیل عنوان "تاریخ تفکر اجتماعی اسلام" در منابع مختلف گنجانده میشوند ایرانی و یا ایرانیالاصل هستند و به حکم مسلمان بودن همه ذیل این عنوان قرار میگیرند.
با این وجود حتی ذیل عنوان سرآمد "تاریخ تفکر اجتماعی اسلام" هم منابع انگشتشماری در دسترس است. از مهمترین منابع موجود یکی "تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام" از پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است که آثار فارابی، اخوانالصفا، ابوریحان بیرونی، خواجه نصیرالدین طوسی و ابنخلدون را مورد بحث و بررسی قرار داده است. در منبع دیگری با همین نام هدایتالله ستوده باز از فارابی شروع کرده و تا مطهری و شریعتی پیش آمده و در این میان ابنسینا و غزالی و سیدجمالالدین و علامه طباطبایی را هم افزوده است. تقی آزاد ارمکی هم باز با همین عنوان کتابی ارائه داده و آثار همین متفکران را مورد بحث قرار داده با این تفاوت که به جای طباطبایی و سیدجمال به جلال آلاحمد هم پرداخته است. در همۀ این آثار به جز ابنخلدون که تونسی و خارج از حوزۀ فرهنگی ایران است بقیه متفکران ایرانی محسوب میشوند.
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: تاریخ تفکر اجتماعی ایران, تاریخ تفکر اجتماعی اسلام, فارابی اخوانالصفا, ابوریحان بیرونی ابنخلدون
[ یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 مقاله در روششناسی علوم اجتماعی
عنوان: چالشها در کاربرد روش گرندد تئوری (نظریهبنیاد): پیشدرآمدی عملی بر انجام تحقیق به روش گرندد تئوری
Challenges When Using Grounded Theory:A Pragmatic Introduction to Doing GT Research
نویسندگان: وی. تیمونن، جی. فولی و سی. کنلون
V. Timonen, G. Foley and C. Conlon
مترجم: حسین شیران Hossein Shiran
بخش سوم
این مقاله درصدد است اصول هستهای گرندد تئوری (GT) را به دست بیاورد. اعتقاد ما بر اینست که رویکرد عملگرایانۀ انتقادی و در عین حال سادۀ ما میتواند در کسب این اطمینان به ما کمک کند که این روش برای کاربران بیشتر قابل فهم و قابل دسترسی خواهد گشت. ما هیچ جایگزینی برای نسخههای قبلی گرندد تئوری ارائه نخواهیم داد، بلکه برعکس، هدف ما اینست با طی یک دورۀ آموزشی که اینجا شروع میکنیم آنها که تازه به این روش رو میکنند و یا احیانا در استفاده از آن دچار سردرگمی هستند بتوانند به نحو احسن استفاده از آن را از سر بگیرند. در واقع هدف ما اینجا متبلور ساختن روش گرندد تئوری است تا محققانی که با آن آشنا نیستند یا که از آن دلهره دارند با اطمینان بتوانند آن را به کار بگیرند.
اگرچه تعداد روزافزونی از مقالات در رابطه با گرندد تئوری در مجلات مختلف منتشر میشوند اما واقعیت اینست که همه تمایل دارند تا بر روی جنبههای خاص (Draucker، Martsolf، Ross، & Rusk، 2007؛ Kolb، 2012؛ Timmermans & Tavory، 2012) و یا رویکردهای خاصی از آن تمرکز کنند (Giske & Artinian, 2007; Keane, 2015). رویکرد ما در اینجا کلیتر و یکپارچهتر است؛ انگیزۀ ما تعلق خاطر به عملگرایی به معنای مصطلح کلمه است: معقول، واقعبین، عملپذیر، امکانپذیر و دستیافتنی. ما امید داریم که بتوانیم به تحقق اصل ریشهشناختی اصطلاح عملگرایی pragmatism نائل گردیم (در لغت یونان باستان pragmat به معنی "انجام دادن" است). هدف ما ارائه یک روش گرندد تئوری ترکیبی است که بر نحوۀ انجام GT تمرکز دارد.
مطابق تفسیری که ما داریم گرندد تئوری را میتوان و میباید به شیوۀ عملگرایانه انجام داد، حال با هر چشماندازی که در کار باشد، خواه کاملاً اثباتگرایانه Positivist، خواه اساساً ساختگرایانه Constructivist، خواه فوقانتقادی Hyper-Critical و یا هر چیز دیگری در مابین اینها. ما امیدوار هستیم که با شناسایی و جمعبندی اصول زیربنایی رویکردهای مختلف گرندد تئوری بتوانیم فهمی اساسی به طرفداران و کاربران گستردۀ این روش ارائه دهیم. با پی گرفتن این مقدمه جای این امیدواری خواهد بود که خوانندگان در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند در انتخاب متناسبترین رویکرد با اهدافشان تصمیم درست را بگیرند و آن نوعی را انتخاب کنند که به بهترین وجه با مواضع هستیشناختی و معرفتشناختیشان مطابقت دارد.
مشخصات مجله و مقاله:
International Journal of Qualitative Methods
Volume 17: 1–10
ªThe Author(s) 2018
Reprints and permissions:
sagepub.com/journalsPermissions.nav
DOI: 10.1177/1609406918758086
journals.sagepub.com/home/ijq
روش تحقیق در علوم اجتماعی
روششناسی در جامعهشناسی
گرندد تئوری نظریه دادهبنیاد
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: گرندد تئوری نظریه بنیاد, گلیزر و اشتراوس, کوربین کلارک چارمز, پراگماتیسم عملگرایی
[ جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جنبش آزادی جامعهشناسی (ج.ا.ج)
Sociology Liberation Movement (SLM)
✍️ حسین شیران
بخش چهارم
سخنرانی "مارتین نیکلاوس Martin Nicolaus" با عنوان "جامعهشناسی شکمپرور Fat-Cat Sociology"
(سال 1968 در نشست سالانۀ انجمن جامعهشناسی آمریکا)
از زمان ایراد این سخنرانی حالا دیگر بیش از نیم قرن میگذرد و در این مدت، هم حرفه و هم رشتۀ جامعهشناسی بسیار تغییر کرده است؛ بسیاری از شورشیانی که در سال 1968 در آن حوادث نقش داشتند حالا خود در شمار بالاترین مقامات ASA هستند و نقشی اساسی در تعریف و توصیف این رشته ایفا میکنند. اکنون به مناسبت 52مین سالگرد جنبش آزادی جامعهشناسی جا دارد متن سخنرانی نیکولاوس دربارۀ وضعیت جامعهشناسی در سال 1968 را (باز)بخوانیم و در اینکه در این مدت تا چه حد و تا کجا پیشرفت کردهایم و تا چه حد و تا کجا باید پیشرفت کنیم قدری تأمل کنیم.
متن سخنرانی "مارتین نیکلاوس" با عنوان "جامعهشناسی شکمپرور"
اظهاراتی که من اینجا خواهم داشت خطاب به وزیر بهداشت، آموزش و رفاه نیست. این مرد داوطلبانه موافقت کرده است تا به عنوان عضوی از تشکیلات دولتی خدمت کند، دولتی که برای حفظ بقای خود اکنون در یک جنگ با دو جبهه میجنگد؛ همۀ جنگهای امپریالیسمی همچون جنگ [آمریکا] علیه ویتنام جنگهای دو جبههای هستند: یک جبهه علیه جمعیت تحت سلطۀ خارجی [مردم ویتنام] و یک جبهه علیه جمعیت تحت سلطۀ داخلی [مردم آمریکا].
وزیر بهداشت یک افسر نظامی در جبهۀ داخلی یعنی جنگ علیه مردم [آمریکا] است. جنگ ویتنام این تجربه را به ما آموخت که گفتگوی میان جمعیت تحتسلطه و حاکمان مسلط بر آنها در واقع تلاشی در جهت تحمل سرکوبگری است؛ به گفتۀ رابرت اس. لیند Robert S. Lynd، گفتگوییست میان جوجهها و فیلها؛ او بر من حاکم است و نسبت به من قدرت زیادی دارد، پس او حتی اگر در سخنان و استدلالات خود اشتباه کند باز هم حق با اوست و من حتی اگر حق با من باشد باز این من هستم که اشتباه میکنم. از این جهت است که میگویم این من هستم که باید خود را مخاطب وزیر قلمداد کنم نه او.
امیدوارم در میان اعضاء و هواداران حرفۀ جامعهشناسی که در اینجا جمع شدهاند هنوز عدهای باشند که زندگیشان را نفروخته و معامله و مصالحه نکرده و از کنترل خودشان جهت تغییر یا اصلاح خارج نکرده باشند. در آن زمان که افسران این همایش و سخنران پیش از من به صرف یک وعدۀ غذایی بزرگ در هتل مشغول بودند، من آن طرف خیابان در یک کافه تریا بودم و یک هات داگ و دو فنجان قهوه میخوردم، برای همین ممکن است دیدگاه من [نسبت به آنها] متفاوت باشد.
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جنبش آزادی جامعه شناسی, مارتین نیکولاوس Martin Nicolaus, جامعه شناسی رادیکال چپ, جامعه شناسی شکم پرور
[ جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
شبکههای اجتماعی، بازیای شوم در زمین جامعۀ مدنی
✍️ حسین شیران (دکترای جامعهشناسی، بررسی مسائل اجتماعی ایران)
بخش ششم
اگر که رمز و راز رشد و گسترش روزافزون استقبال و استفاده از شبکههای اجتماعی در میان مردم، «رایگان» و «آسان در دسترس بودن» آنها باشد رمز و راز استعمار و استثمار روزافزون مردم در سراسر دنیا را هم در همین دو عامل اصلی و اساسی باید جست. در حال حاضر به عنوان یک واقعیت اجتماعی آشکار و غیرقابلانکار، میلیونها بلکه میلیاردها نفر در سراسر جهان عضو این شبکهها هستند و بیوقفه به اشکال گوناگون (متنی، صوتی، تصویری؛ دوجانبه یا چندجانبه؛ همزمان یا غیرهمزمان) در راستای اهداف مختلف (شخصی، اداری، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، ...) باهم در ارتباط هستند.
اگر که قدری اهل تأمل و تفکر باشیم جا دارد درست در همین نقطه قدری درنگ کنیم و از خود بپرسیم: اصولا و اساسا این شبکههای اجتماعی چه نفعی برای صاحبان و گردانندگان خود دارند که اینگونه حاضر شدهاند اینهمه هزینه کنند و اینهمه اسباب و اساس تدارک ببینند و اینهمه پرسنل استخدام کنند و به این شکل شبانهروز در سطح جهانی در خدمت میلیونها میلیون افرادی باشند که لزوما نه هیچ شناخت رودررویی از آنها دارند که بخواهند کاری برایشان بکنند و نه بطور مشخص و مستقیم هزینهای از آنها میگیرند که بگوییم فعالیت اقتصادی میکنند؟ ...
آیا واقعا باید پذیرفت که اینها همه دغدغۀ مردم و «مردمسالاری» دارند و برای همین بدون هیچگونه چشمداشتی این همه هزینه میکنند و صرفا به خاطر خدمت هرچه بیشتر و بهتر به مردم است که اینهمه باهم رقابت میکنند تا با توسعه و تکامل کمیت و کیفیت خدمات خود کاربران هر چه بیشتری را جذب خود کنند؟ آیا واقعا باید پذیرفت که خلاف اصول و اساس عصر سرمایهداری پیدا شدهاند کسی یا کسانی که حاضر شدهاند اینهمه هزینه کنند بدون آنکه سود و منفعتی به مراتب بیش از آنچه که هزینه میکنند انتظار داشته باشند؟ یعنی باید باور کنیم که گربهها دیگر خلاف ذات و طبیعت خود به خاطر خدا و خلق خدا موش میگیرند؟ ...
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: چالشهای اینستاگرامی, شبکه های اجتماعی, جزء سوم جامعه مدنی, جامعه شناسی رسانه
[ دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
شرحی بر نظریۀ ساختیابی گیدنز: ساختار_عاملیت
Structuration Theory: Structure Agency
✍️ حسین شیران
بخش هفتم
گیدنز رابطه عاملیت_ساختار که در کردار اجتماعی نمود و عینیت پیدا میکند را فاقد انگیزه و ویژگی نمیداند و «تأمین امنیت وجودی» را انگیزۀ پرقدرت کردارهای اجتماعی (استونز، 1383: 430) و «قدرت» را هم به عنوان ابزار و توانایی انجام کردار برای رسیدن به هدف، یک ویژگی تعیین کننده برای عوامل انسانی در نظر میگیرد و در این ارتباط از مفهوم «عامل ماهر یا مقتدر Competent Agent» برای توصیف هر عامل انسانی که به نحو احسن از قواعد و منابع (ساختارها) در تنظیم کردارهای خود استفاده کرده و زندگی خود را در راستای رسیدن به هدف مدیریت میکند استفاده میکند (گیدنز، 1384: 23).
در شرح ناخودآگاه نبودن کردار اجتماعی، گیدنز آگاهی را در سه سطح تحلیلی «آگاهی استدلالی Discursive Consciousness»، «آگاهی عملی Practical Consciousness» و «ناخودآگاهی Unconsciousness» مورد بحث قرار میدهد؛ آگاهی استدلالی را در مورد اعمالی که با ذکر دلیل و هدف و انگیزه و نیت انجام میشوند مطرح میداند، آگاهی عملی را در مورد اعمالی که از روی عادت تکرار میشوند و ناخودآگاهی را هم به انگیزههای رفتاری ناخودآگاه ربط میدهد (استونز، 1383؛ کلهون، 1387). گیدنز آگاهی عملی یعنی معرفت به چگونگی انجام عمل (کردار اجتماعی) را مبنای نظریۀ ساختیابی خود در نظر میگیرد.
ادامه دارد ...
Structuration Theory
Structure Agency
Giddens
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: آنتونی گیدنز, ساختار عاملیت, نظریۀ تلفیقی جامعه شناسی, آگاهی عملی استدلالی
[ سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 مقاله در روششناسی علوم اجتماعی
عنوان: چالشها در کاربرد روش گرندد تئوری (نظریهبنیاد): پیشدرآمدی عملی بر انجام تحقیق به روش گرندد تئوری
Challenges When Using Grounded Theory:A Pragmatic Introduction to Doing GT Research
نویسندگان: وی. تیمونن، جی. فولی و سی. کنلون
V. Timonen, G. Foley and C. Conlon
مترجم: حسین شیران Hossein Shiran
بخش دوم
مقدمه
روش نظریهبنیاد (گرندد تئوری، نظریه داده بنیاد GT) یک روش تحقیقاتی پرکاربرد است که از چندین منبع از جمله کارهای بنیادی گلیزر و اشتراوس (1967)، نسخههای فعلی آثار راهگشای چارمز (2014)، کلارک (2005)، کوربین و اشتراوس (2015) و طرح جامع براینت (2017) سر در آورده است؛ روش گرندد تئوری، در قالب این منابع و منابع دیگر، چندین شکل مختلف به خود گرفته است که به نظر میرسد تا حدودی در بینشان تناقض یا حتی تنازع حاکم است. این مقاله در پی آنست تا مشترکات میان نسخ متعدد گرندد تئوری را متبلور سازد؛ هستۀ مشترک گرندد تئوریها را بیرون کشیده و رویّههای تحقیقی اصلی و اساسی همساز با اصول زیربنایی آن را مشخص سازد تا کار تازهکاران را برای انتخاب انواع نسخ گرندد تئوری آسانتر سازد.
گرندد تئوری در اصل از سنت فلسفی عملگرا (پراگماتیست Pragmatist) تأثیر گرفته است (بیکن، 2012 ؛ برایانت، 2009 ؛ چارمز، 2014)، با اینحال امروز عموما هر چیزی از آن استنباط میشود جز جنبۀ عملی، به معنای مصطلح کلمه؛ برعکس، رویههای موجود در گرندد تئوری اغلب وقتگیر و پیچیده به نظر میآیند، با یک سری قواعد دست و پاگیری که بیشتر به چالش و حتی فرار از هم میانجامند. نه فقط دانشجویان بلکه حتی محققان باتجربه هم مکررا غرق دغدغه و حیرتاند که آیا به درستی دارند از روش گرندد تئوری استفاده میکنند یا نه، و یا اینکه آیا روش کاملتری هم وجود دارد که آنها بتوانند آن را به کار ببرند.
در واقع آنها حق دارند که نگران باشند چرا که برخی از شیوههای تحقیقی که با گرندد تئوری مرتبط هستند - مانند مصاحبههایی که پیدرپی با مشارکتکنندگان انجام میشوند، بی آنکه هیچکدام ضبط و ثبت بشوند - مغایر با الزامات نهادی امروزین این روش هستند. علاوه بر این، ما به طور منظم کارهای دانشجویی (از جمله رسالۀ دکترا) را که بررسی میکنیم و نیز مقالات مدعی استفاده از روش گرندد تئوری را، که از ما خواسته میشود به عنوان داور بررسی کنیم، میبینیم که علیرغم پایبندی، به ندرت با اصول اصلی گرندد تئوری همآوا هستند. به نظر میرسد این روش با وجود شایستگیها و پیروان فراوانی که به دست آورده است باعث ایجاد سردرگمی و دلهره میگردد و کاربران ناآگاه و ناکاربلدی را جذب خود میکند.
مشخصات مجله و مقاله:
International Journal of Qualitative Methods
Volume 17: 1–10
ªThe Author(s) 2018
Reprints and permissions:
sagepub.com/journalsPermissions.nav
DOI: 10.1177/1609406918758086
journals.sagepub.com/home/ijq
روش تحقیق در علوم اجتماعی
روششناسی در جامعهشناسی
گرندد تئوری نظریه دادهبنیاد
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: گرندد تئوری نظریه بنیاد, گلیزر و اشتراوس, کوربین کلارک چارمز, پراگماتیسم عملگرایی
[ یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 جنبش آزادی جامعهشناسی (ج.ا.ج)
Sociology Liberation Movement (SLM)
✍️ حسین شیران
بخش سوم
در ماه آگوست سال 1968 انجمن جامعهشناسی آمریکا (ASA) در حال برگزاری نشست سالانۀ خود در بوستون بود. در این سال از ویلبور کوهن Wilbur Cohen وزیر بهداشت، آموزش و بهزیستی آمریکا دعوت به عمل آمده بود تا به عنوان سخنران اصلی در جلسه حضور داشته باشد. در حین برگزاری جلسه، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و دانشجویان جدیدالورود دانشگاه کلمبیا و نیز جامعهشناسان جوان حاضر در کنفرانس در قالب "جنبش آزادی جامعهشناسی" (SLM) گردهم آمدند و علنا نسبت به حضور کوهن به عنوان سخنران اصلی شعار اعتراض سر دادند و خواستار سخنرانی "مارتین نیکولاوس Martin Nicolaus" نمایندۀ جنبش جامعهشناسی رادیکال شدند. در نهایت خواستۀ معترضان محقق شد و نیکولاس پشت تریبون رفت و در نقد وضعیت جامعهشناسی آن روزهای آمریکا به تندی به ایراد سخنرانی پرداخت.
عنوان سخنرانی نیکولاس Fat-Cat Sociology بود. Fat-Cat (گربۀ چاق) اصطلاحی است که انگلیسیزبانان معمولا در اشاره به یک مرد شکمگندۀ مرفه و متمول صاحبقدرت و صاحبنفوذ در عرصۀ سیاست و تجارت به کار میبرند (به تصویر پیوستی توجه گردد)؛ این اصطلاح نخستین بار در دهۀ 1920 در ایالات متحده در توصیف یک مرد سیاسی ثروتمند بخشنده به کار رفت اما بعد بار مفهومی منفی به خود گرفت و در راستای اهداف سیاسی در ارتباط با کسانی به کار رفت که عملا از طریق چاپلوسی و کارچاقکنی سیاست به نان و نوایی رسیده بودند و یا میرسیدند؛ بر این اساس، عنوان Fat-Cat Sociology را میتوان "جامعهشناسی چاپلوس" یا "جامعهشناسی کارچاقکن" ترجمه کرد؛ از میان این دو معادل اگر که بخواهیم یکی را انتخاب کنیم "جامعهشناسی کارچاقکن" به نسبت، معادلی درخورتر و در عین حال کمبرخورتر است با اینحال در مجموع بنا به دلایلی که در ادامه اقامه خواهد شد حالیا معادل "جامعهشناسی شکمپرور" را به هر دوی آنها ترجیح داده و در نقل سخنرانی نیکولاوس از این عنوان استفاده میکنیم.
از زمان ایراد این سخنرانی حالا دیگر بیش از نیم قرن میگذرد و در این مدت، هم حرفه و هم رشتۀ جامعهشناسی بسیار تغییر کرده است؛ بسیاری از شورشیانی که در سال 1968 در آن حوادث نقش داشتند حالا خود در شمار بالاترین مقامات ASA هستند و نقشی اساسی در تعریف و توصیف این رشته ایفا میکنند. اکنون به مناسبت 52مین سالگرد جنبش آزادی جامعهشناسی جا دارد متن سخنرانی نیکولاوس دربارۀ وضعیت جامعهشناسی در سال 1968 را (باز)بخوانیم و در اینکه در این مدت تا چه حد و تا کجا پیشرفت کردهایم و تا چه حد و تا کجا باید پیشرفت کنیم قدری تأمل کنیم.
ادامه دارد ...
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: جنبش آزادی جامعه شناسی, مارتین نیکولاوس Martin Nicolaus, جامعه شناسی رادیکال چپ, جامعه شناسی شکم پرور
[ پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]
🌓 آیا لزوما مدرسه مایۀ بیداری است؟
✍️ حسین شیران
بعد از همهگیری هولناک ویروس کرونا که البته هنوز هم ادامه دارد و همچنان یک تهدید جدی برای بشریت محسوب میشود حالا دیگر هر چه است تولید واکسنهای متعدد در چند کشور معدود جهان بسی چراغ امید را در دل مردم دنیا برافروخته است؛ در این میان خوشبختانه کشور ما ایران هم به هر ترتیب، موفق به تولید بلکه حتی تست انسانی واکسن کرونا شده است، اما این لزوما پایان مسأله نیست بلکه برعکس در همین مدت کوتاه، خود منجر به بروز مسائل دیگری از جنس دیگر شده است. حالا ما در شرایطی در آستانۀ واکسیناسیون ملی برای مقابله با این همهگیری قرار گرفتهایم که به هر شکل توافق چندانی بر سر آن حاصل نیست!
همانطور که خود خوب میدانید برخی توفان توئیتری راه انداختهاند که برای ما واکسن خارجی معتبر تهیه کنید که ما به واکسن داخلی اعتماد نداریم، در مقابل، برخی دیگر به یقین از ضرورت استعمال واکسن داخلی سخن میگویند و به نوع خارجیاش هیچ ایمانی ندارند، برخی دیگر، هم نوع خارجی و هم نوع داخلی هر دو را رد کرده و ادعا میکنند که واکسن امام کاظم را هم باور دارند و هم دربر! حالا بگذریم از اینکه برخی هم هستند که اصلا به واکسن ایمان ندارند و برخی دیگر اصلا کرونا را قبول ندارند و چه بسا برخیهای دیگر که به انواع دیگری میاندیشند! گیریم که به هر شکل بتوان توجیهی بر این همه تقابل و تناقض نهاد و به هر کس بابت نوع باورش حق داد و کلیت کار را طبیعی تلقی کرد، در مقام عمل چه؟ براستی آن کار درستی که در این شرایط باید انجام داد چیست؟
لابد شنیدهاید 173 سال پیش زمانی که بیماری آبله در کشور جولان میداد امیرکبیر دستور واکسیناسیون سراسری را صادر داد؛ این نخستين واکسیناسیون در ایران بود؛ اما چند روز بعد به امیر خبر دادند که مردم در مقابل انجام واکسیناسیون مقاومت میکنند چرا که به آنها القاء کردهاند واکسیناسیون باعث رخنۀ اجنه به خون و جان آدمی مىشود! امیر پیش خود تدبیری اندیشید که هر کس مقاومت کند بايد پنج تومان جريمه شود اما مردم جریمه را هم به جان خریدند و به هر شکل اجازه ندادند واکسن به آنها تزریق شود! امیر از شدت درد و اندوه و میزان مرگ و میر به گریه افتاد! ميرزا آقاخان بر او وارد شد و گفت: گریه بر مرگ مردمانی که پیشتر از فرط ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩﺍﻧﺪ بر امیر روا نیست؛ ﺍﻣﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩانیشان هم ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﺍﮔﺮ که ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯۀ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ساخته بودیم حالا بساط جاهلیت را ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ بودیم!
اما - اصل حرف من اینست - آیا واقعا مدرسه بساط جهل را جمع میکند و لزوما از جماعتی جاهل و برخواب، ملتی آگاه و بیدار میسازد؟ یعنی ما که اکنون بعد اینهمه سال، دوباره در آستانۀ یک واکسیناسیون ملی دیگر قرار گرفتهایم، با اینهمه مدرسه که ساخته شده و اینهمه دانشگاه که آورده شده، لزوما حالا دیگر ملتی آگاه و بیدار هستیم؟ اگر آری، چهسان؟ و اگر نه، چرا؟
🆔 @Hossein_Shiran
🌓 https://t.me/orientalsociology
⚛️ https://t.me/OrientalSocialThinkers (OST)
برچسبها: واکسیناسیون ملی, امیرکبیر نخستین واکسیناسیون, واکسن داخلی خارجی, واکسن امام کاظم
[ یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹ ] [ ] [ حسین شیران Hossein Shiran ]
[ ]

